این شاخصها عبارت است از: «پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی»، «هدفگیری مستمر آرمانها و همت بلند برای رسیدن به آنها»، «پایبندی به استقلال همهجانبه کشور»، «حساسیت در برابر دشمن و تبعیت نکردن از او» و «تقوای دینی و سیاسی.»
در گفتوگو با پروفسور چارلز تالیافرو به بررسی برخی شاخصهای مورد نظر رهبر معظم انقلاب پرداختهایم که در ادامه از نظر میگذرد. چارلز تالیافرو، استاد دانشگاههای آکسفورد، کلمبیا، پرینستون، کلمبیا و نتردام بوده و در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنت اولاف در مینهسوتای آمریکاست. راهنمای آکسفورد درباره الهیات، راهنمایی مقدماتی بر زیباییشناسی، تصویر در ذهن، فرهنگ فلسفه دین، تاریخ مختصر روح، راهنمای راتلج درباره خداشناسی و راهنمای مقدماتی فلسفه دین از جمله آثار وی به شمار میرود. او از فیلسوفان برجسته در عصر حاضر به شمار میرود و در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانشآموخته دانشگاههای براون و هاروارد بوده و عضو انجمن فیلسوفان آمریکاست.
اهمیت «داشتن» ایدهآل برای یک کشور چیست؟
برای یک کشور سخت و دشوار خواهد بود که به عنوان یک جامعه سیاسی و فرهنگی عمل کند بدون این که هنجارها و استانداردهای رفتاری، اصول حقوقی و قضایی داشته باشد. در واقع ایدهآلها برای یک کشور لازم و ضروری است. برای برخی کشورها و ملتها ایدهآلها بسیار حائز اهمیت است. در واقع برای آنها و برای این که منسجم باشند و به عنوان یک جمهوری دموکراتیک عمل کنند باید ارزشهای خود مدیریتی و مسئولیتپذیری و تضارب آزادانه آرا به عنوان ایدهآلها و هنجارهای رفتاری مطرح باشد. در واقع برخی کشورها به هنجارها و ارزشهای مدنی که تضمینکننده مسئولیتپذیری بیشتر شهروندان و آموزش بیشتر آنها در جهت احترام به تفاوت و تضارب آراست، بسیار بها میدهند تا از طریق آن انسجام بیشتری نیز داشته باشند. اما برای کشوری که مبتنی بر ارزشهای مدنی و شهروندی نیست برای نمونه کشورهای سلطنتی و پادشاهی و کشورهایی که توسط یک خاندان اداره میشود ارزشهای مدنی و شهروندی چندان مهم نیست و شهروندان این کشورها نیز از ایدهآلها که میتوانند در مورد آن بحث و تبادلنظر کنند، آگاهی کمتری دارند. در واقع در نظامهایی که رویه دموکراتیک دارند، شهروندان درباره ایدهآلهای خود مباحثه و تبادل نظر میکنند.
با توجه به اهمیت ایدهآلها برای یک کشور و جامعه، چگونه آن جامعه میتواند ایدهآلها را دنبال کند؟
از لحاظ تاریخی کشورها تمام روشها و متدهای دنبال کردن ایدهآلها را به کار بردهاند. برای نمونه تشویق و گسترش سوادآموزی و نهادهای آموزشی که میتواند به دنبال کردن زندگی ارزشمند از سوی شهروندان منجر شود، از سوی کشورها دنبال شده و میشود. اما ایدهآلها از سوی برخی کشورها ممکن است تلقین شود یا این که مورد سانسور قرار گیرد. باید توجه داشت کشورها ممکن است به شیوههای متعدد و گوناگون ارزشها و ایدهآلهای خودشان را در قالب سرود ملی، پرچم، مراسم ملی و فرهنگ ملی ارائه کنند. در واقع یکی از شیوههایی که میتوان به ارزشهای یک کشور پی برد مطالعه سرود ملی، پرچم ملی، رسوم و فرهنگ آن جامعه است تا متوجه شد چه ارزشها و ایدهآلهایی برای آنها مهم است و اولویت دارد.
یک جامعه چگونه میتواند به «ایدهآل» برسد؟
سوال بسیار سخت و دشواری است! در هر جمع و گروه اجتماعی که در آن «افراد» آن جمع و گروه را میسازند هر فرد دارای ایدهآلی است. در واقع برای این که هویت جمعی و گروهی ایجاد شود و ما بتوانیم آن را «جمع» یا «گروه» بنامیم باید ایدهآل و اهدافی وجود داشته باشد و اعضای آن جمع و گروه نیز درک مشترکی از آن ایدهآل داشته باشند. به عبارت دیگر زمانی یک جامعه متشکل از اعضای آن صاحب هویت خواهد شد که دارای ایدهآل باشد و افراد آن جامعه نیز درک و فهم مشترکی از آن ایدهآل داشته باشند. در واقع هر گروهی اهدافی دارد که اعضای آن گروه باید متوجه آن اهداف باشند. برای نمونه گروهها و سازمانهای اجتماعی و گروههای ورزشی همواره دارای یک هدف و مأموریت هستند و از رهگذر آن، هدف و مأموریت خود را تعریف میکنند. یک نمونه جالب از کشور پادشاهی در حال حاضر بریتانیاست.
ایدهآلهای بریتانیا در قانون اساسی منعکس نشده، اما در اصول حقوقی، فعالیت پارلمان و طیف وسیعی از قوانین حقوقی و قضایی ایدهآلهای آن مشخص شده است. اما درخصوص پرسش شما باید توجه داشت که بدون ایدهآلها، چه نوشته و چه نانوشته، مردم یک جامعه قادر به قضاوت درخصوص انسجام و یکپارچگی کشور و جامعه خودشان نخواهند بود. اگر کشوری ایدهآل نداشته باشد مردم قادر نخواهند بود رهبران خود را مورد قضاوت قرار دهند و این ارزیابی را داشته باشند که آیا رهبران آنها توانستهاند ایدهآلها و ارزشهای ملی را دنبال کنند یا خیر.
کشورهای انقلابی تلاش دارند به ایدهآلهایی دست یابند. درخصوص ارزشهای کشورهای انقلابی نظر شما چیست؟
انقلابها درامهای جالب توجهی است و بستگی به این دارد تا چه اندازه رادیکال باشد. در انقلابهای موفق به لحاظ تاریخی نوعی ارتباط بین ایدهآلهای انقلابی با ایدهآلهای جامعه یا نظام سیاسی تغییر یافته وجود دارد. برای نمونه در انقلاب آمریکا، انقلابیون درکی نسبت به آزادیهای فردی داشتند که مورد مطالبه مردم بود. بر این اساس وقتی انقلابیون تغییری در شکل پارلمان به وجود آوردند، برخی ارزشهایی که توسط مردم در دوره قبل از انقلاب مطالبه میشد از جمله خود ـ حکمرانی را دنبال کردند. دو انقلابی که بیشتر مساله ساز و پیچیده است انقلابهای فرانسه و روسیه است. گسست بین ایدهآلهای پیشاانقلابی در فرانسه و روسیه با آنچه بعد از انقلاب به وجود آمد، به نوعی باعث شکست این انقلابها شد. در فرانسه آن ارزشهای و ایدهآلهایی که پیش از انقلاب مطالبه میشد با روی کار آمدن ناپلئون از بین رفت. در روسیه نیز ارزشهای انقلابی که پیش از انقلاب این کشور توسط انقلابیون دنبال میشد با روی کار آمدن یک نظام سیاسی مارکسیستی از بین رفت.
بیشتر کشورها در طول تاریخ برای استقلال خود جنگیدهاند. بعد از رسیدن به استقلال سیاسی چگونه یک نظام و جامعه میتواند آن را حفظ کند؟
در این خصوص ما میتوانیم از انقلابهای صورت گرفته در آمریکای جنوبی و آمریکای لاتین درس بگیریم. بسیاری از این کشورها استقلال خود را از قدرتهای اروپایی بویژه اسپانیا و پرتغال به دست آوردند. اما زمانی که مستقل میشدند نظام جدید برمبنای یک جمهوری دموکراتیک گام برنمیداشت و تبدیل به یک جمهوری دموکراتیک نمیشد. تا اواخر قرن بیستم این کشورها بعد از انقلاب در اختیار حکمرانانی قرار میگرفت که رویه ظالمانه و دیکتاتوری نسبت به مردم داشتند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم