در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حال حاضر بیشتر نقلقولها و خبرهای داغی که به دست ما میرسد از طریق همین فضای مجازی است که به نوعی همه ما با آن درگیر هستیم. مجموعهای از محتوای بیحد و حصر که به نظر میرسد بدون مدیریت مشخص فقط از طریق کاربران دست به دست میشود و با توجه به محبوبیتش بارها و بارها باز نشر میشود. اما سوال اینجاست که آیا واقعا محتوایی که از میان این دریای محتوایی با تکیه بر اهرم تکرار به دست شما رسیده و در مغز شما نهادینه میشود کاملا تصادفی بوده یا آنکه غربال شدن بخشی از محتوا کاملا هدفمند بوده و از طریق مسیری مشخص به دست شما میرسد؟ وجود تئوری دوم، موجب نگرانی بابت ناامن شدن فضای مجازی میشود. این همان مساله مهمی است که رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود به آن اشاره کردند و در بخشی از سخنرانی خود ابزارهای جدید در فضای مجازی را ابزارهایی برای «مهندسی اطلاعات» و «تسلط غرب بر فرهنگ ملتها» برشمردند و افزودند: «این ابزارها البته میتوانند مفید باشند، اما باید سلطه دشمن را از آنها سلب و بهگونهای عمل کرد که فضای مجازی به وسیلهای برای نفوذ و سلطه فرهنگی دشمن تبدیل نشود.» اما مهندسی اطلاعات چیست؟ و چگونه میتوان خیل عظیم محتوا در فضای مجازی را کنترل کرد و در جهتی هدفمند حرکت داد؟
یک کلاغ، چهل کلاغ
نگاهی به همین اپلیکیشن تلگرام که تقریبا همه با آن سر و کار داریم بیندازید؛ روزانه پستهای زیادی از طریق کانالها، گروهها و دوستان به دستتان میرسد، اما حتما برای شما هم پیشآمده که متوجه شوید در میان آنها پستهایی وجود دارد که بیشتر از همه بازنشر داده میشود و ممکن است حتی بیشتر از پنج بار به دست شما برسد. اینکه بگوییم تمام این پستها بهصورت برنامهریزیشده دچار چنین سرنوشتی میشوند کمی اغراقآمیز است، اما آنچه عامل موثر در جهت بیشتر دیده شدن پستهای مختلف است، پدیده همافزایی است. هرچه تعداد نقاط تماس بیشتر شود و گروهها و افراد بیشتری یک موضوع را بازنشر کنند، پدیده همافزایی هم با سرعت بیشتری پیشمیرود، اما به این همافزایی میتوان جهت داد و موضوعی دلخواه را به پدیدهای جذاب برای بازنشر تبدیل کرد. این اتفاق دقیقا با افزایش نقاط تماس صورت میگیرد. مثال ساده این اتفاق ماههای اولیه فعالیت همهگیر تلگرام در ایران و موج عجیبی از عکسهای غیراخلاقی و خصوصی افراد بود که در این اپلیکیشن پیامرسان دست به دست میشد. حجم این تولید محتوا و بازنشر به حدی بود که بعید بود عکسی خاص به دست همه نرسیده باشد. اما پایان این ماجرا زمانی اتفاق افتاد که کاربران تصمیم گرفتند از بازنشر چنین عکسهایی خودداری کنند؛ اتفاقی که با فرهنگسازی رسانهای جلوی یک همافزایی آن هم در سطحی بسیار بالا را گرفت.
هشتگها؛ گردانندگان بازی
اگر اهل استفاده از شبکههای اجتماعی باشید با اصطلاح «ترند» آشنا هستید. در واقع در شبکه اجتماعی توییتر وقتی یک موضوع به سوژه تعداد زیادی از کاربران برای بحث تبدیل میشود، به یک ترند جهانی تبدیل میشود. آنچه باعث میشود این سوژه مشترک به چشم بیاید استفاده از هشتگهای مشترک است. درواقع این هشتگها باعث میشوند یک موضوع بارها مورد بحث قرار بگیرد و کاربران بیشتری در مورد آن حرف بزنند. به وجود آمدن کمپینها، اعتراضات جهانی و حرکتهای فراگیری از این جنس در سالهای اخیر معمولا از همین هشتگها آغاز میشود.
ترند شدن یک هشتگ خاص معمولا به اهمیت آن و تمایل کاربران بستگی دارد، اما عواملی هم وجود دارد که به این نوع تفکر مشترک دامن میزند. خانم لیندز ترادمن (linds tradmen)، کارشناس شبکههای اجتماعی در مقالهای در این خصوص مینویسد: «بیشتر از اینکه کاربران در ترند شدن بعضی موضوعات خاص نقش داشته باشند، این خود شبکههای اجتماعی هستند که به بیشتر دیدن شدن یک هشتگ خاص دامن میزنند. روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد. از قرار گرفتن هشتگها در سرلیست عناوین پیشنهادی گرفته تا نمایش غیرتصادفی پستهایی با موضوع مشترک. همچنین دولتها و شرکتها نیز از یک روش بسیار استفاده میکنند: بازنشر یک موضوع خاص آن هم در حجمی بسیار بالا، روشی آسان و کمهزینه برای دولتها و شرکتهایی است که میخواهند به بیشتر دیده شدن و تبلیغات آن دامن بزنند.»
گوگل بهجای شما تصمیم میگیرد
شاید برای همه ما قابل اعتمادترین سایت برای جستجوی یک مطلب، موضوع یا خبر سایت گوگل باشد. این موتور جستجو بدون دخل و تصرف در مطالبی که در اینترنت قرار دارد، موضوع مورد نظر را جستجو کرده و در اختیارتان قرار میدهد. اما آیا واقعا همه چیز به همین سادگی است؟ Scott Cleland در کتابی با عنوان «پیدا کن و نابودش کن» بهطور مفصل به این موضوع پرداخته است که شرکت گوگل بهصورت عادلانه و بدون جهتگیری به وظیفهاش عمل نمیکند. اسکات کیلند معتقد است این موتور جستجو به شکلی کاملا غربال شده و غیرتصادفی به دنبال موضوعات خاص میرود و موضوعاتی را که بهتر است به هر دلیلی به دست کاربران نرسد در نتیجه جستجوها نمیآورد. این جستجوی انتخابی باعث میشود گروهی از محتواها بیشتر از قبل دیده شوند و گروهی دیگر در نیمه تاریک اینترنت قرار بگیرند. اسکات کللند در خصوص این نوع از مهندسی اطلاعات میگوید: «گوگل وانمود میکند یک بره بیضرر است، اما در اندازه دایناسوری عظیمالجثه! مراقب باشید او یک تیرکس (دایناسور گوشتخوار) در لباس گوسفند است.» این تنها گوگل نیست که از این روش مهندسی اطلاعات استفاده میکند، شما میتوانید دقیقا چیزی شبیه همین مساله را در سایتهایی مانند یوتیوب، اینستاگرام و فیسبوک هم ببینید. در واقع میتوان گفت گاهی اینترنت آن چیزی که انتظارش را دارید در اختیارتان قرار نمیدهد، بلکه محصولی سفارشیسازی شده، جهتدار و خارج از اختیار به دستتان میرسد.
اینترنت بیاعتماد
سرعت انتقال اطلاعات، تسهیل دسترسی و ارزان بودن استفاده از اینترنت باعث شده کاربران و شهروندان رغبت بیشتری به استفاده از فضای مجازی داشته باشند، اما به دلیل همین عوامل، حجم اطلاعات تا حدی بالا رفته که دیگر نمیتوان آن را کنترل کرد. در چنین شرایطی، دروغپراکنی، شایعه، مطالب اشتباه و حتی جهتدار، عضو لاینفک فضای مجازی میشود. به نظر شما آیا این مساله میتواند باعث شود بهطور کامل از فضای مجازی و دنیای اینترنت چشمپوشی کرد؟ بدیهی است نه. بنابراین انتظار میرود فعالان حوزه فرهنگی ـ اجتماعی و سیاستگذاری فضای مجازی کنار رسانهها، استفاده درست از این فضا را فرهنگسازی کنند.
فضای مجازی مانند هر تکنولوژی دیگری در صورت نبود اطلاعات درست میتواند آنها را به استفاده نادرست سوق دهد. درمجموع باید به فضای مجازی به شکل یک فرصت نگاه کرد و با محدود کردن آن، این فرصت را از بین نبرد. میتوان گفت گاهی اینترنت آنچه انتظار دارید را در اختیارتان قرار نمیدهد، بلکه محصولی سفارشیسازی شده، جهتدار و خارج از اختیار شما به دستتان میرسد، پس نباید اجازه داد فضای مجازی ارباب تفکرات ما باشد.
جهانگیر نادرپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: