یادگار و محرم اسرار امام خمینی عروج کرد

25 اسفند 1373 ه.ش حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی ، فرزند امام خمینی و یادگار و محرم اسرار آن بزرگوار رحلت کرد.
کد خبر: ۹۱۱۸۳

یادگار امام خمینی در 24 اسفند 1324 ه.ش دیده به جهان گشود. وی که با آغاز قیام امام خمینی هنوز دومین دهه زندگی اش را به پایان نرسانده بود، از همان ابتدا توانست در کنار پدربزرگوارش به آموزش عملی سیاسی و مبارزاتی مشغول شود و علاوه بر تحصیل دانش ، فنون سیاست و مبارزه را نیز بیاموزد. علاوه بر این ، موفق شد از همان ابتدا، جریان ها و اشخاص سیاسی و روش و منش آنها را به خوبی بشناسد و تجربه خوبی در این زمینه بیندوزد. بعد از تبعید امام خمینی ، حاج سیداحمد خمینی چند بار به دیدار امام شتافت و توانست ضمن زیارت پدر ، اخبار و اطلاعات مورد نظر را نیز انتقال دهد. گرچه ساواک به شدت حاج سید احمد را زیرنظر داشت ، ولی وی با تیزهوشی ، مبارزاتش را پیگیری می کرد و با افراد و جریان های مبارز ارتباط برقرار می کرد. ساواک در یکی از نامه هایی که در سال 1348 ه.ش به یکی از بخشهای مربوطه خود می فرستد ، چنین می نگارد: به قرار اطلاع فرزند آیت الله خمینی با نام مستعار «عزت» در مناطق کردنشین با فراریان ایرانی ارتباط برقرار کرده است . حاج سیداحمد خمینی در دوره پیش از انقلاب ، علاوه بر این که رنج فراق و مصائب مربوط به تبعید پدربزرگوارش را تحمل می کرد، ناچار بود که داغ برادر را نیز پذیرا شود. هنگامی که انقلاب اسلامی اوج گرفت و امام خمینی به پاریس مهاجرت کرد، حاج سید احمد نیز به منظور یاری امام ، همراه ایشان رفت و در آنجا برای مصاحبه ها و دیدارهای امام خمینی برنامه ریزی دقیق کرد و ضمنا با اقدامات جریان های ضد خط امام مقابله کرد. شاید بتوان گفت که مهم ترین و سنگین ترین وظایف حاج سیداحمد در دوره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود. در این دوره ، اداره تشکیلات بیت امام خمینی و حفظ آن بزرگوار، اهمیت فوق العاده ای داشت که کوچک ترین بی دقتی می توانست نتایج ناگواری داشته باشد. اگر همه اسناد و مطالب مربوط به کودتاها و توطئه های نافرجام علیه نظام اسلامی و رهبر انقلاب و همچنین طرحهای تروری که در این زمینه وجود داشت ، منتشر شود ، نقش برجسته حاج سیداحمد در ناکام ساختن توطئه دشمنان آشکارتر خواهد شد ، در این جا به نقل یک مورد از زبان خود حاج سیداحمد می پردازیم . مرحوم حاج سید احمد می گوید: بعد از آن که ضد انقلاب و منافقین به طور علنی در مقابل نظام اسلامی ایستادند و خط ترور شروع شد ، بلافاصله به مسوولان حفاظت جماران اعلام کردم که هیچ کس حتی مقامات و مسوولان حق ندارند هنگام دیدار با امام ، کیف ، ساک و یا وسیله دیگری همراه داشته باشد. چند روز بعد از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ، اعضای هیات دولت و شورای امنیت ملی به حضور امام رسیدند. از دفتر حفاظت سه راه بیت در جماران تماس گرفتند و گفتند: کشمیری دبیر شورای امنیت ملی (همان کسی که در دفتر نخست وزیری بمب منفجر کرد و شهید رجایی و شهید باهنر را به شهادت رساند) که همراه آقای رجایی و باهنر آمده است ، کیفی همراه دارد و می گوید وسایل صورت جلسه های شورای امنیت است و حتما باید این کیف در جلسه باشد. من گفتم به او بگویید نمی شود و کیف باید تحویل گردد. چند بار دیگر تماس گرفتند ولی فایده ای نبخشید. حتی شهید رجایی و شهید باهنر وساطت کردند ولی قبول نکردم . آنها می گفتند آقای کشمیری به حدی مورد اطمینان اعضای شورای امنیت است که پشت سر او نماز می خوانند و به او اقتدا می کنند. با این حال ، نپذیرفتم و گفتم مصالح امام در نظر گرفته شده و تصمیم هایی گرفته شده است و امکان ندارد استثنائ قائل شویم . آقای کشمیری که سماجت مرا دید ، برای این که لو نرود ، قهر کرد و رفت . بعدا معلوم شد این کیف را می خواسته است در آن جلسه بگذارد و امام و سایر افرادی را که در جلسه حضور داشتند به شهادت برساند. کشمیری بعدا گفته بود که همان کیف را در دفتر نخست وزیری گذاشته و آقایان رجایی و باهنر را به شهادت رسانده است... . به هر حال ، حاج سید احمد خمینی در تمام دوره انقلاب ، حامی و مدافع امام ، همدم و انیس امام ، مشاور امین امام ، رابط امام با مردم و رابط مردم با امام ، غمخوار و پرستار امام و بالاخره مدیر با لیاقت و دلسوز دفتر امام بود و صادقانه و هوشیارانه در راه انقلاب و امام تلاش شبانه روزی می کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها