چرا تا شکفتم
چرا تا تو را داغ بودم، نگفتم
چرا بیهوا سرد شد باد
چرا از دهن
حرفهای من
افتاد
«قیصر امینپور»
حتی اگر در شبکههای مجازی ـ که این روزها بخش قابل توجهی از ویترین شعر معاصر ایران را به خود اختصاص داده ـ جستجویی بکنیم، نام قیصر امینپور یکی از پرتکرارترین نامهاست. اغلب هم شعرهای کوتاه او در صفحات مجازی دست به دست و صفحه به صفحه میشوند. هرچند در کارنامه شعری امینپور، شعرهای بلند نیمایی و غزل بیشتر به چشم میخورد، اما بهکارگیری برخی شگردهای کوتاهسرایی موجب شده که کوتاهنوشتههای او بیشتر در ذهن عموم مخاطبان ماندگار شود. شاید بسیاری از خوانندگان، سطرهای پایانی یکی از شعرهای کوتاهش را به یاد داشته باشند؛ «ناگهان چقدر زود دیر میشود». سطرهایی که نگارنده در این سالها بکرات از زبان اقشار مختلف جامعه، حتی در تبلیغات برندهای تجاری، شنیده
است.
یکی از شگردهای خلق شعر کوتاه، استفاده شاعرانه از ترکیبات و اصطلاحات زبان عامیانه و ضربالمثلهاست. به نوعی آزاد کردن ظرفیت شاعرانه این گزارههای پنهان در زبان مردم. آزادسازیای که گاه تیزهوشی و تیزبینی شاعر را میطلبد و امینپور در شعر کوتاهی که برای این شماره انتخاب کردهایم و در برخی دیگر از شعرهایش نشان داده در این شگرد بسیار موفق است. همان گونه که در این شعر کوتاه با یک جابهجایی در محور جانشینی زبان، از اصطلاح «از دهن افتادن» غذا یا نوشیدنی، هستهای شاعرانه میآفریند و بار شعریت متن را بر دوش آن قرار میدهد. حتی برای وفاداری به این اصطلاح، از شکل عامیانه واژه «دهان» در شعر استفاده میکند. رفتاری که امینپور در برخی دیگر از شعرهایش نیز بارها در پیش گرفته است: «خشکی درخت/ از کدام ریشه آب میخورد» یا: «مگر تو ای دم آخر/ در این میانه تو/ سنگتمام بگذاری» یا این شعر کوتاه: «از تمام رمز و رازهای عشق/ جز همین سه حرف/ جز همین سه حرف ساده میان تهی/ چیز دیگری سرم نمیشود/ من سرم نمیشود/ ولی.../ راستی/ دلم/ که میشود.»
با بررسی نمونههای شعر کوتاهی از این دست، میتوان به برخی تکنیکهای کوتاهسرایی دست یافت که سعی نگارنده در این است که در خلال بازخوانی این نمونهها، شگردهایی موفق کوتاهسرایی و استفاده صحیح از این تکینکها را به علاقهمندان شعر کوتاه معرفی کند.
عبدالصابر کاکایی - شاعر و منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم