در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شهریاری موسیقی آذری را نهتنها در تهران و شهرهای مختلف ایران بلکه در نقاط مختلف دنیا روی صحنه برده و مخاطبان هم از آثارش استقبال خوبی داشتهاند.
گره خوردن به موسیقی
سال 72 گروه آراز را تشکیل دادم. مطمئن بودم موسیقی آذری خیلی طرفدار دارد و میشود مردم را به آن جلب کرد. هر چند در ابتدا مردم خیلی رغبتی به حضور در کنسرتهای آذری نداشتند، اما کمکم این علاقه ایجاد شد و حالا شاهد حضور مردم در سالنهای پرظرفیت برای شرکت در کنسرتهایمان هستیم. مردم همیشه در قدمهای اول سخت حرکت میکنند، این گروه موسیقی است که میتواند مدیریت درستی روی شرایط داشته باشد و مخاطبان را به خود جلب کند. ما میتوانیم گامهای محکمی برداریم و موسیقیای ارائه دهیم که مردم جذب آن شوند و بلیت کنسرتهایمان را بخرند یا برعکس کاری کنیم که مردم برای همیشه قید حضور در کنسرتهای موسیقی آذری یا خرید آلبومهای آن را بزنند.
کنسرتهایی برای همه خانواده
وقتی کارم را شروع کردم بیش از هر چیز میخواستم در عرصه موسیقی برای جوانان تغذیه فراهم کنم و آنها متوجه شوند موسیقی اصیل ما این قابلیت را دارد که آنها در کنار پدربزرگ و مادربزرگشان آن را بشنوند و همگی بتوانند از آن لذت ببرند. این اتفاق خوشبختانه رخ داده و وقتی میبینم کنسرتهایمان به شکلی شده که مخاطبان خانوادگی در آن شرکت میکنند لذت میبرم، چون میبینم به هدفم رسیدهام و پیر و جوان در اجراهای ما کنار هم نشستهاند در حالی که اکنون در کنسرتهای موسیقی پاپ هم شاهد این اتفاق نیستیم و شرکتکنندگان را جوانان تشکیل میدهند و اغلب 30 سال به پایین هستند.
تلخ و شیرینهای برگزاری کنسرت
در تهران کنسرتهای زیادی را برگزار میکنیم. در دیگر شهرها هم خیلیها به اجراهایمان علاقه دارند و به کنسرت میآیند. البته در بعضی شهرها نمیگذارند کنسرت اجرا کنیم. گاهی میگویم اجرا در یک کشور بیگانه آسانتر از اجرا در بعضی شهرهاست. وقتی به تهران میآییم و در سالنهای بزرگ مثل وحدت، میلاد و... کنسرت میگذاریم سالن پر میشود. هر چند علاوه بر ترکها، فارسها هم در این اجراها حضور دارند، اما آنقدر تعداد آذریها در سالن زیاد است که گاهی به شوخی میگویم تهران یکی از شهرهای آذربایجان شده است.
ترکها در آمریکا هم هستند
در خارج از کشور هم شاهد استقبال از کنسرتهایمان هستیم، تور کنسرتم در شهرهای مختلف آمریکا چندی پیش برگزار شد و استقبال آنقدر خوب بود که حیرتزده شدیم. در این اجراها من هم فارسی میخوانم، هم آذری و هم انگلیسی تا به این شکل به همه مخاطبانم احترام بگذارم و قطعهای را به زبانشان بخوانم. برای خودم جالب بود که ما ترکها همه جا حضور داریم و در کنسرت آمریکا هم 50 درصد مخاطبان آذری بودند. البته خارجیها هم بودند و بعد از کنسرت به من میگفتند که موسیقیمان را خیلی دوست داشتند و از آن لذت بردهاند. من هم به انگلیسی با آنها خوش و بش میکنم و خوشحالم از اینکه با موسیقی آذری ارتباط خوبی گرفتهاند.
چرا «آراز»؟
«آراز» برای یک آذری معنی خیلی بزرگی دارد، آراز یا ارس نام رودی است که مرز میان ایران و جمهوری آذربایجان شده است. مرزی که وقتی شکل گرفت خیلی از آذریهایی که با هم فامیل بودند، باعث شد خیلیهایشان در حسرت دیدار اقوامشان بمانند.
این سرنوشت مشترک خیلی از آذریهاست و شاید به دلیل این سرنوشت مشترک است که همه ما به رود ارس خیلی علاقه داریم. حتی میتوانم بگویم ارس برای ما یک مرحله بالاتر از علاقه قرار گرفته و همه ما به آن عرق داریم. برای همین این نام را برای گروهمان انتخاب کردم.
چگونه موفق شدم؟
آذریها مدیران خوبی هستند. من هم از بچگی برای همه کارهایم مدیریت داشتم، حتی برای امور کوچک و بیاهمیت ساعتها برنامهریزی میکردم. با همه مخالفتهایی که در ابتدا با کار ما میشد، با برنامه پیش رفتم. خودم موزیسین سنتی بودم و شاید ده، یازده سال در موسیقی سنتی با گروهها کار کرده بودم. نسبت به سبک موسیقی شناخت داشتم و با حواس جمع دست به انتخاب میزدم.
آینده را روشن میدیدم، اگر اینطور نبود مطمئنا نمیتوانستم از پس این کار برآیم و موفق شوم.
زینب مرتضاییفرد - فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: