از دهه 50خورشیدی با هنرخوشنویسی غلامحسین امیرخانی آشنا بودم. در نمایشگاه های متعددی که بر پا می شد، حضوری پررنگ داشت و یکی از اساتید بزرگ خط نستعلیق به شمار می آمد.
کد خبر: ۹۱۰۵۵
در آن سالها، موج جدیدی از گرایش مردم به خوشنویسی در حال راه افتادن بود که در دوره پس از انقلاب اسلامی به اوج خود رسید. در سال 1375، یکی از دوستانم به نام محمد ناصری پور مرا با امیرخانی آشنا کرد تا از او عکس بگیرم.
هنگامی که غلامحسین امیرخانی ، مقابل دوربین من نشست ، تصمیم گرفتم که نقطه تاکید عکس را انگشتان او قرار دهم. از این رو در تمام کادرهایی که بستم ، انگشتان 2دست او در قاب جای دادم و نوری را بر آنها متمرکز کردم.
استاد هم در زمینه خط درشت و هم کتابت ، تبحر ویژه ای دارد. به همین دلیل ، تابلویی از آثارش را در پس زمینه تصویر و کتاب رباعیات خیام را که با خوشنویسی او به صورت 2زبانه به چاپ رسید، در جلوی کادر قرار دادم.
در آن روز، عکسهای متعدد و متفاوتی را گرفتم که در بعضی از آنها امیرخانی در حال نوشتن است ؛ حالتی که به دلیل پایین بودن سر و دیده نشدن صورتش ، برای چاپ مناسب ندیدم.
اما در این عکس او به مقابلش خیره شده ، تبسمی بر لب دارد و دست چپش را بر صورتش قرار داده است ؛ چهره ای ظریف و دلپذیر.
در این فیگور، دست چپ بر حجم سروصورت افزوده شده و ابعاد مناسب تری را ایجاد کرده است. برای آن که بر پهنای صورت بیفزایم و چهره را گردتر و پرتر نشان دهم ، دوربین را پایین تر از سطح چشمها قرار داده و زاویه روبه بالا را برگزیده ام. نورپردازی بر موی سفید به دلیل انعکاس هایی که به وجود می آورد، کار مشکلی است. در اینجا با تنظیم زاویه تابش نورها، توانستم از به اصطلاح سوخته شدن موها جلوگیری کنم و هر تار مو را به طور مجزا و منفرد نشان دهم.