بازنمایی تصویر قهرمان در آثار نمایشی بویژه در تلویزیون معمولا به دو شکل صورت میگیرد؛ یا این قهرمانها مجازی بوده و محصول تخیل و رویاپردازی نویسنده و کارگردان هستند یا ریشه در واقعیت داشته و از دل تاریخ و جامعه بیرون میآیند. اگرچه سریالهای تاریخی ممکن است یک موقعیت یا واقعه تاریخی را به تصویر بکشند، اما بدون شک فاقد قهرمان نیستند و گاه چند شخصیت تاریخی در مقام قهرمان قصه، درام را پیش میبرند.
برخی از این سریالها نیز مستقیما با محور قرار دادن یک شخصیت تاریخی دست به قهرمانسازی میزنند. البته در اینجا قهرماننمایی مفهوم بهتری است تا قهرمانسازی و این دومی بیشتر در ارتباط با همان نوع اول فیلمسازیها که قهرمانهایش از ذهن و خیال نویسنده بیرون میآید مصداق دارد. سریال مختارنامه در ذیل آثار تاریخی قرار میگیرد که شخصیت محور بوده و براساس قهرمانش و زندگی او روایت میشود. قهرمانهای تاریخی ـ مذهبی به واسطه تقدسی که از نظام اعتقادی و باورهای مردم میگیرد به یک اسطوره بدل میشوند که با هالهای از تقدس در حافظه تماشاگر تثبیت میشوند. شاید مختار به دلیل این که کمتر شناخته شده بود از این امتیاز برخوردار نبود و به واسطه همین سریال به اسطوره و قهرمان بدل شد. نزدیکی تاریخی و شمایل رفتاری قهرمانهای معاصر با مخاطب با این ذهنیت همراه است که این شخصیتها در همین نزدیکی و در همین زمانه میزیستند و به این درجه از مقام انسانی و اخلاقی دست یافتند و این موقعیتی است که میتواند برای آنها نیز تجربه شود. سریال «سیمرغ» درباره زندگی خلبانان شهید شیرودی و کشوری به کارگردانی حسین قاسمی جامی، فیلمهای «به کبودی یاس» و «شور شیرین» به کارگردانی جواد اردکانی درخصوص زندگی شهیدان برونسی وکاوه، نمونههایی از آثار مذکور است که اینک با شوق پرواز و جاودانگی (درباره شهید تندگویان) تداوم یافته و ظاهرا سریالهای دردست ساخت درباره سرداران و فرماندهان جنگ تحمیلی ادامه دارد. اگرچه قهرمانهای ملی و معاصر صرفا به شخصیتهای جنگ و دفاع مقدس محدود نمیشود و این رویکرد را میتوان درباره شخصیتهای علمی و فرهنگی نیز تعمیم داد که اتفاقا یک ضرورت رسانهای ـ اجتماعی است. امروزه درکشور ما شخصیتهای شهیر و فاخری زندگی میکنند یا هم عصر و زمانه ما بودهاند که قصه زندگی آنها هم واجد جذابیت دراماتیکی است و هم جاذبههای تربیتی و اخلاقی دارد که بازنمایی آنها در قالب فیلم یا سریالهایی تلویزیونی میتواند علاوه بر این که به مضامین سریالسازی تنوع بیشتری ببخشد، نسل جوانتر را هم با این الگوهایی انسانی و علمی آشنا کند. مثلا آیا زندگی شخصیتی مثل پروفسور حسابی این قابلیت را ندارد تا به تصویر کشیده شود یا از آن سو برخی علمای دینی مثل شهید مطهری؟ خوشبختانه این ضرورتها در حال شناسایی است و میتواند ظرفیتهای تازهای ازدرام را به فعلیت و شکوفایی برساند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم