مرگ خاموش جنگل ها

جنگل های ایران با نفس هایی که به شماره افتاده ، مرگ خاموش را انتظار می کشد. ابزار توسعه ناپایدار، چنگال های تیز خود را در جان جنگلها انداخته و قلب تپنده و سبز زمین را به اغما برده است.
کد خبر: ۹۰۸۲۹

رشد تخریب 6میلیون هکتاری جنگل در 40سال گذشته تاییدی بر این مساله است که توسعه بدون توازن در کشور چگونه جنگل های کشور را می بلعد.
جنگل هایی که تامین کننده منابع آب ، تنفس و حیات مردم هستند. درخصوص دلایل تخریب جنگلها با کاظم نصرتی نصرآبادی ، کارشناس جنگل که بیش از 31سال در رده های مختلف سازمان جنگلبانی بوده و اینک با چند تن از همکارانش تشکل غیردولتی جامعه جنگلبانی را تشکیل داده اند تا از جنگل ها به صورت علمی و تخصصی دفاع کنند، گفتگویی کرده ایم که می خوانید.


تشکیلات جامعه جنگلبانی از چه زمانی تاسیس شد؛
جنگلبانی کشور در طول تاریخ به صورت دولتی اداره شده است و همیشه احساس نیاز به حضور نیروهای حرفه ای و تخصصی منابع طبیعی در عرصه های خارج از نظام دولتی وجود داشته است.
به همین دلیل در سال 82به فکر تاسیس سازمان غیردولتی به همراه نیروهای تخصصی افتادیم و در سال 83مجوز تاسیس جامعه جنگلبانی را گرفتیم و امسال هم مجوز فعالیت را اخذ کردیم و جامعه جنگلبانی به عنوان یک سازمان غیردولتی در راستای حفاظت از منابع طبیعی فعالیت خودش را آغاز کرد.

چه ضرورتی برای تشکیل جامعه جنگلبانی وجود داشت؛
پیش از آن که این سوال را جواب دهم ، به این نکته اشاره می کنم که امسال صدمین سال تاسیس سازمان جنگلبانی است. در سال 1284کلمه جنگل و جنگلبانی وارد ادبیات دولتی شد.
اگر در صد سال گذشته به سیر منابع طبیعی و عرصه های جنگلی و همچنین به سیر تشکیلات و قانون منابع طبیعی نگاه کنیم ، متوجه می شویم همیشه نگاه به منابع طبیعی حکومتی بوده است.
در طول این دوران مخصوصا پس از ملی شدن جنگلها، نگاه دولتی به این عرصه وجود داشته و به این نکته توجه نشده که عرصه های ملی ، جزو دارایی ملت است که در اختیار دولت قرار گرفته است.
به همین دلیل ، در طول این دوران برخورد با عرصه ها و منابع طبیعی کارشناسانه و تخصصی نبود و از آنجایی که مدیران و بدنه وابسته و دولتی بوده اند، تخلفات در عرصه های منابع طبیعی بروز بیرونی نداشته است.
حتی در انتخاب مدیران سازمان جنگلبانی و مراتع طبیعی هم بسیار کم اتفاق افتاده است که افراد متخصص و فنی در راس این سازمان قرار بگیرند.
همیشه مدیران دولتی ، ملی بودن را به حساب دولتی بودن عرصه های طبیعی گذاشته اند. این ملاحظات غیرفنی موجب شده است همیشه این تشکیلات متزلزل باشد.
در یکی دو دهه اخیر سازمان های غیردولتی با رویکرد توجه به محیطزیست و منابع طبیعی شکل گرفته است ، که خوب عمل کرده اند و مطالب و تخلفها را بازگو کرده اند، اما چون بسیاری از این سازمان های غیردولتی ، تخصصی نبوده اند، به مستندسازی نپرداخته اند و به گمان من این مباحث به شکل کامل بیان نشده تا مانع از سیر تخریب اراضی طبیعی شود.
بنا به این ضرورت ها، ما به فکر تشکیل سازمان غیردولتی ای افتاده ایم که تخصصی کار کند و طیفهای وسیع تری از دانشگاه ، موسسات تحقیقاتی و سازمان های غیردولتی دیگر را در بربگیرد و با انجام کارهای تخصصی باعث تقویت سازمان های غیردولتی دیگر هم شود.
از طرف دیگر ما در تاسیس این جامعه به فکر انجام کارهای صنفی و تخصصی جنگلبانی هم بودیم. برخوردهای متفاوتی با جنگلبانان می شود و آنها در درگیری ها دچار حادثه می شوند و اتفاقات فراوانی می افتد که باید واحد صنفی وجود داشته باشد تا پیگیر مشکلات این صنف باشد. به همین دلیل جامعه جنگلبانی تشکیل شد. این سازمان غیردولتی ، غیرانتفاعی و غیرسیاسی است.

چند تشکل غیردولتی زیست محیطی و مرتبط با مراتع و جنگل وجود دارد؛
من فکر می کنم 500تا 600تشکل غیردولتی وجود دارد که یک سوم آنها تشکلهای زیست محیطی هستند که روی منابع طبیعی کار می کنند.
عمدتا این تشکلها روی محیطزیست کار می کنند و تشکلهای حرفه ای و تخصصی بسیار کم است. فکر می کنم این جامعه می تواند محوریتی در کشور ایجاد کند که از طرفی با سازمان های غیردولتی و از طرف دیگر با انجمن های علمی و دانشگاه ها و سایر بخشهای اجرایی و علمی ارتباط داشته باشد که این ارتباط همه جانبه می تواند در نهایت منجر به دفاع از کل منابع طبیعی کشور شود.

با این که در کشور 500تشکل غیردولتی وجود دارد، هنوز اقدامی جدی برای حفظ یا جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و جنگلها صورت نگرفته است.
ریشه این ناتوانی تشکلهای غیردولتی کجاست. آیا دولت اجازه رشد را به این سازمان ها نداده است یا این که بعضی از تشکلهای غیردولتی با هدف بهره برداری غیراصولی شکل گرفته است؛ به نظر شما نقطه ضعف کجاست؛

نکاتی که گفتید نقطه ضعف تشکلهای غیردولتی است. اما ما به دنبال آن هستیم که نقطه ضعف هایی از این دست نداشته باشیم و همیشه به عنوان یک سازمان غیردولتی ، غیرسیاسی و غیرانتفاعی بمانیم و مجبور نشویم با تغییر وضعیت ها و دولتها، تغییر کنیم.
تفاوت کشورهای توسعه یافته و کشورهای توسعه نیافته دقیقا همین جاست. ببینید منابع طبیعی ما به دو دلیل تخریب می شود یکی شبهه توسعه یافتگی و دوم توسعه نیافتگی است.
در کشورهای توسعه یافته سابقه نهادهای غیردولتی و علمی از دیرباز ریشه دوانده است. به عنوان مثال مدیریت جنگل یا جنگلداری در کشوری مثل آلمان 250سال سابقه دارد و در طول زمان جنگلداری روشهای مختلفی را طی کرده است.
یک زمانی در آلمان خود جنگل نشینان 74نوع حق داشته اند. اما امروز در آلمان هیچ کس حقی جز تفریح و تفرج و استفاده از فضای سبز را ندارد. در طی سالها با به دست آوردن تجربه ، حق و حقوق فردی و اجتماعات خاص را به نفع منابع طبیعی و منافع اجتماعی کاهش داده اند.
در این کشورها، جنگلها کمتر دولتی است و بیشتر جنگلها در ید تعاونی هاست و افراد در این تعاونی ها عضو هستند. یک سازمان غیردولتی آلمانی که ما با آنها ارتباط داریم ، بیش از 280هزار عضو در سراسر آلمان دارند.

این نکات که گفته شد، مشخص می کند سازمان های غیردولتی در پارلمان و نهادهای قانونگذار نیز تاثیر دارند؛
دقیقا، در این کشورها، دولتها متوجه شده اند که مشارکت مردم و یا مردمی تر شدن منابع طبیعی با رعایت ضوابط و قوانین ، بسیار موثر است و بسیاری از نکات که از نگاه دولت پوشیده است، توسط نهادهای غیردولتی روشن می شود و در ارتقای وضعیت منابع طبیعی کشور کمک می کنند.
اما در کشور ما مدیریت جنگل از زمان بنیانگذاری ، دولتی بوده است و براساس مطالعه و بررسی و حفاظت از منابع طبیعی شکل نگرفته است.
بلکه براساس ضرورت و دیدگاه دولتی ، از قبیل گرفتن عوارض ، صادرات و درآمدزایی مورد توجه بوده و بیشتر به منظور بهره برداری دولتی شکل گرفته است. در کشور ما نقطه ضعف دیگری که وجود دارد این است که آمایش سرزمین اصلا صورت نگرفته است.
به این معنی که کاربری اراضی ، قابلیت اراضی و طبقه بندی اراضی صورت نگرفته است. تا ما جانمایی نکنیم که هر فعالیتی در جای خودش قرار بگیرد، نظم و نظام خاص پیدا کند و پایداری فعالیت ها را تضمین کند.
به همین علت تشکیلات ، قوانین ، مقررات ، فعالیت ها و طرح و برنامه هایی که در منابع طبیعی اجرا می شود، ایذایی و اقتضایی و برحسب نیاز و شرایط پیش رفته است. بعضی از سازمان های غیر دولتی بیشتر تحت تاثیر دستگاه های دولتی به وجود آمده اند و حرفه ای و تخصصی نبوده اند.
البته این نکته را فراموش نکنیم با آن که سازمان های غیردولتی در کشور ما دیر تشکیل شده اند، اما در همین مقطع زمانی آنهایی که تخصصی و حرفه ای بوده اند، تاثیرگذار عمل کرده اند.
اما نکته مهمتر آن است که دولتها بپذیرند به نظرات و پیشنهادات سازمان های غیردولتی بها بدهند. البته دولت آیین نامه بسیار خوبی برای تشکیل سازمان های غیردولتی تصویب کرده است که به جایگاه تاثیرگذار این تشکلهای غیردولتی اشاره شده است.

وضعیت اکنون جنگلهای ایران چگونه است ، آمارهایی وجود دارد که رشد تخریب جنگلها را نشان می دهد؛ اما دستگاه های دولتی این رشد تخریب را نمی پذیرند. جامعه جنگلبانی در این خصوص چه نظری دارد؛
اگر به کره زمین نگاه کنیم ، سیر تخریب در همه جای زمین و در طول تاریخ اتفاق افتاده است. انسان براساس نیاز به منابع طبیعی آسیب رسانده است.
اساسا شیوه معیشت بشر به منابع طبیعی وابسته بوده و همیشه آن را تخریب کرده است. در اغلب کشورها هم این اتفاق می افتد. همان طور که می دانید، یک پنجم مساحت زمین خشکی است و از این یک پنجم چیزی حدود 4میلیارد هکتار جنگل است که این جنگلها در حال تخریب است.
آمارهای متفاوتی وجود دارد که از تخریب 12میلیون هکتار در سال خبر می دهد. البته آمارهای متفاوت ، به این علت است که تخریب جنگلها برآوردی است و صددرصد عدد و رقم دادن در خصوص تخریب جنگلها مقدور نیست.
در کشور ما از دهه 20آمار و اطلاعات جنگلها تهیه شد و براساس این آمار و اطلاعات که مرحوم ساعی بنیانگذار تشکیلات علوم و قوانین جنگلبانی در کشور به صورت علمی به دست آورد، کشور 18میلیون هکتار جنگل داشت و در اراضی شمال هم 4/3میلیون هکتار جنگل وجود داشته است که البته این آمار و ارقام هم برآوردی است.
در دهه 30هم عکسبرداری های هوایی با مقیاس یک پنجاه هزارم انجام شد، که براساس این عکسهای هوایی ، نقشه های متفاوت شکل گرفته است و آخرین آمار مربوط به 1343است که مساحت جنگلهای شمال 4/3میلیون هکتار و مساحت کل جنگلهای ایران را 18میلیون هکتار اعلام می کند.

که با آمار مرحوم ساعی مطابق است؛
بله ، با آمار مرحوم ساعی مطابق است. مرحوم ساعی با علوم روز آشنا بود. به هر حال اگر این آمارها و رشد جمعیت در کشور و نیازمندی ها را هم بپذیریم ، این تغییر و تحولات خبر از روند منفی تخریب جنگلها می دهد.
البته در بعضی از مناطق جنگلی سیر تخریب نزولی است و در بعضی از مناطق سیر تخریب قهقرایی است. اگر بدون ملاحظات بخواهیم به سیر تخریب نگاه کنیم ، طبیعت خیلی از مناطق کشور به سمت مرگ می رود.
مقداری از این تخریب اجتناب ناپذیر است آن هم به دلیل توسعه کشور و کسی هم ذاتا مخالف توسعه واقعی نیست. عمدتا سازمان های غیردولتی معارض توسعه غیرعلمی و غیر فنی هستند.
این عامل موجب شده است که روند تخریب در کشور بالاتر از معمول بوده و منابع طبیعی کشور آسیب پذیر شده اند. در کنار این سیر قهقرایی البته کارهای زیادی انجام شده است ، اما جوابگویی این سیر تخریب نیست.

شما آمار سالهای دهه 30را اعلام کردید؛ اما جنگلهای امروز چه وضعیتی دارد؛
براساس آمارهای مستند و مستدل ، اراضی جنگلی شمال تقریبا از میان رفته است و اثرات تخریب در جنگلها دیده می شود. بوته زارها و جنگلهای تنک اطراف جنگلها ضربه گیر و حاشیه امن جنگلها هستند.
با تخریب اراضی جنگلی ، روند تخریب جنگل رشد یافته است. براساس آخرین آمار، 2میلیون و 100هزار هکتار از جنگلها و اراضی جنگلی شمال باقی مانده است. حدود یک میلیون و 300هزار هکتار جنگل و اراضی جنگلی شمال در 40سال گذشته از بین رفته است.

در کل کشور چطور، روند تخریب چقدر از جنگلها و اراضی جنگلی را از بین برده است؛
اراضی جنگلی و جنگلهای خارج از شمال کشور آرام و بی صدا و مظلومانه می میرند. مرگ جنگل در دیگر نقاط کشور طبیعی جلوه داده می شود و جنگلهای کل کشور در 40سال گذشته از 18میلیون به 12میلیون هکتار رسیده است.
6میلیون هکتار از جنگلهای کشور در 40سال گذشته ، با ادعای خدمت نابود شده اند.

از تخریب جنگلها چه میزان زیان مالی بر کشور تحمیل می شود؛
آمار دقیق و محاسبه شده ای در این خصوص ندارم. ولی اخیرا سازمان جنگلها مطالعاتی انجام داده است که نشان می دهد بسیاری از فعالیتهای عمرانی و صنعتی ای که در کشور انجام می شود، نه تنها اقتصادی نیست ، بلکه گویا بودجه ، اعتبارات و امکانات کشور را در خدمت گرفتیم که منابع طبیعی را تخریب کنیم.
البته به این معنا نیست که نباید توسعه انجام شود؛ ولی توسعه در کشور ما بدون مطالعات عمیق صورت می گیرد و متعادل نیست.
توسعه نباید به گونه ای باشد که حیات انسانها را به مخاطره بیندازد. تعطیلی اجباری تهران به دلیل آلودگی نشان داد هر چقدر بزرگراه و خودرو ساخته شود، وقتی هوایی برای نفس کشیدن نباشد، این اقدامات قابل توجیه نیست.
به نظر ما، بعضی تخریب ها و توسعه های ناپایدار به گونه ای است که به صلاح مملکت نیست. در مناطق جنگلی بسیاری از طرحها ضرورت ندارد و در بسیاری مواقع زیان آور است.

براساس چه منبعی می گویید فعالیتها و طرحهای مناطق جنگلی زیان آور است؛
وقتی ارزش زمین ، ارزش موجودی جنگل ، رویش سالانه تفریحی و زیست محیطی را محاسبه کنیم. دیگر ایجاد سد وسط جنگل یا در ارتفاعات و یا ساختن تاسیسات و راهها به صلاح مملکت نیست.

شاید چالش در اینجاست که بدنه دولتها، توسعه و انسان را جدا از طبیعت می دانند، نه یک مجموعه متصل و نیازمند به یکدیگر.
دقیقا. در بسیاری از جاها سدی ساخته شده است که پشت آن آبی وجود ندارد و به دنبال آن هستند تا آب را پشت این سدها هدایت کنند.
مثلا سد را در دره هراز تعیین کرده اند و در حین اجرا به اشکالاتی برخورده اند، سد را به دره کناری برده اند. ما قصدمان تخریب عملکردی نیست ولی معتقدیم کارهایی که بدون مطالعه انجام می شود، در درازمدت به زیان مردم و مملکت است.
در بعضی مناطق ، معادن بلایی سرطبیعت آورده است که به هیچ وجه قابل جبران نیست. البته در همه دنیا از معدن با برنامه و اصولی بهره برداری می شود.
دلیل اصلی تخریب ها این است که دولت فکر می کند عرصه های منابع طبیعی در اختیار دولت است ، انفال در اختیار دولت است ؛ اما برای همه مردم است. به همین علت ارزش جنگل که جزو اموال مردم است ، باید پیش از انجام طرحها محاسبه شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها