محمدعلی اینانلو طبیعت ایران را تجربه کرده بود و زیر و بمهایش را میشناخت.
تلویزیون ایران سالهای سال این فرصت را داشت که از دانش و تجربیات اینانلو بهره بگیرد و بهترین برنامهها را درباره محیطزیست ایران به مخاطبان ارائه کند، اما حالا دیگر اینانلو در میان ما نیست و به لحاظ دانش و تجربه حرفهای بعید است کسی بتواند دستکم به این زودی جای خالی او را پر کند.
بعد از اینانلو که به اندازه پنجاه بار گشتن دور کرهزمین، در طبیعت ایران سفر کرده بود، یکی دو نفر توانستند با برنامههای مرتبط با محیطزیست نظر مخاطبان را به خود جلب کنند، اما اینانلو صرفا یک طبیعتگرد نبود؛ او طبیعت ایران را میشناخت، با اجرای تلویزیونی آشنایی داشت، اجرا و کارشناسی برنامههای زیستمحیطی را انجام داده بود. از همه مهمتر اینکه او مستندهای بسیاری درباره طبیعت ایران ساخت و از تمام این مستندها شاید فقط مجموعه «ایران، جهانی در یک مرز» که با مشارکت سازمان ملل ساخته شد، به تنهایی برای تمام عمر حرفهای مرد طبیعتشناس تلویزیون کافی باشد. برنامههای متعددی در رادیو و تلویزیون از دانش، عشق و تجربههای اینانلو بهرهمند شدند و حالا که او رفته، بسیاری از این برنامهها دستشان تقریبا خالی است چراکه آدمهایی مانند اینانلو در نتیجه تربیت و پرورش نهادهای آموزشی متولد نمیشوند؛ کسی چون اینانلو خودانگیخته و خودساخته و خودآموختهاست و به این سادگیها در فضای حرفهای نمیتواند جایگزین داشته باشد.
تلویزیون این روزها در عرصه مستندهای زیستمحیطی جواد قارایی را دارد که «ایرانگرد» را برایش میسازد و برنامهای است برای طبیعتگردی در ایران و معرفی جاذبههای طبیعی، اقلیمی و بومی ایران و نیز ایرج میلانی را که بیشتر از یک طبیعتگرد درباره محیطزیست ایران میداند، اما به لحاظ تجربه سالهای سال با محمدعلی اینانلو فاصله دارد. شاید از بین بردن این فاصله یا زمینهسازی برای بروز و ظهور پدیدههایی مانند اینانلو تنها شانس تلویزیون برای پر کردن جای خالی او باشد. کسی چون اینانلو با آن میزان دانش و تجربه برای مسئولان و برنامهسازان تلویزیون غنیمت بزرگی بوده و حالا گویی چارهای نیست جز منتظر ماندن و تماشا کردن تا شاید یک بار دیگر درگوشهای از این سرزمین یک عاشق دیوانه طبیعت، رخ بنماید و به رسانهها از جمله رادیو و تلویزیون معرفی شود. اما شاید انتظار تنها چاره نباشد و دستکم رسانه ملی که از قدرت و نفوذ بیشتری برخوردار است بتواند با اندکی دوراندیشی، برنامهریزی دلسوزانه و فرصتشناسی، زمینه بروز استعدادهای تازه در این باره را مهیا کند؛ استعدادهایی که قابلیت قدم گذاشتن در راه اینانلو را دارند و میتوانند به مرور ضمن همکاری با برنامههای رادیو و تلویزیون به میزانی از تجربه و دانش دست پیدا کنند که جای خالی کسی چون اینانلو دستکم در رسانه ملی پر شود.
آذر مهاجر - رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم