خیلی دوست داشتم، یکی از شهرهای فوقالعاده و خاص است این که میگویند خاک جنوب آدم را میگیرد واقعا این طور است، چند باری که رفتم جوری احساس کردم که انگار من متعلق به اینجا هستم.
اولینباری که فهمیدید خانوادهتان چه سرنوشتی را پشت سرگذاشتند چه حسی داشتید، اصلا کی بود؟
یادم نیست، چون از همان اول در جمعهای خانوادگی این خاطرات را شنیدم، این حس را نسبت به بابا و کل خانواده داشتم که یک شرایطی را درک کردند که هرکسی آن را تجربه نکرده، حالا اسمش را هرچه بگذاریم، مقاومت، پایداری، فداکاری و... آنها یک فرصتی داشتند که یک قهرمانی از خودشان نشان دهند، تک تک مردم خرمشهر این گونهاند مثل سریال کیمیا که دیدیم.
الان شما کارشناس ارشد علوم سیاسی هستید؟
علوم سیاسی با گرایش مطالعات خاورمیانه و فلسطین اشغالی
پایاننامهتان چه بود؟
امتداد گفتمان اسرائیلستیزی در جمهوری اسلامیایران، البته الان من ساده اش کردم عنوان دقیقش تفاوت دارد.
در واقع امتداد کاری که پدر انجام دادند و حضرت امام هم فرمودند راه قدس هم از کربلا میگذرد؟
دقیقا درست است.
علاقهتان به فلسطین و این مساله از کجا شکل گرفت؟
در خانوادهای که من بزرگ شدم هیچ وقت به مساله مقاومت بیتفاوت نبودیم، در واقع مقاومت تاریخ انقضا نداشته است، چه در ایران و چه در جهان اسلام، همیشه ما شاممان را در شرایطی میخوردیم که پدر اخبار مظلومیت فلسطین و حزبالله در لبنان را دنبال میکرد و من یادم است که سر سفره اشک مادرم درمیآمد از این همه جنایت صهیونیستها. هرچه بزرگتر هم میشدم برای خودم این دغدغه پررنگتر میشد و مفهوم بزرگتری مییافت.
در دوره کارشناسی ارشد اساتیدی داشتیم از جمله شهید دکتر رکنآبادی که خاطرات زیادی را برای من تعریف کرد و خیلی از شعارها برای من شکل واقعیتر و ملموستری گرفت.
الان شهدای مدافع حرم و رزمندگان این حوزه را ببینید خیلیها واقعا برای دفاع از حرم میروند اما روی دیگر سکه این است که این عزیزان در سطح بسیار وسیعتری دارند فداکاری و ایثار میکنند حتی از پدر من گستردهتر، آنها بهطور مستقیم وقتی وارد مقاومت شدند که خانه و شهر و خانوادهشان گرفتار تجاوز شد اما الان این عزیزان در شرایطی میروند که آن امنیت وجود دارد ولی به بُعد وسیعتری نگاه میکنند.
شما در شبکه خبر بهعنوان گوینده فعال هستید، دوست دارید چه خبرهایی بخوانید.
من بیشتر دوست دارم یک خبرهایی را نخوانم، به این فکر نکردم که چی بخوانم، خبر خوب الحمدالله در کشور زیاد است، موفقیت دانشمندان ما در عرصههای مختلف، پیشرفتهای استراتژیک در حوزههای مختلف دفاعی و فناوری و... چیزی که اما دوست ندارم بخوانم، خبر کشتار به ناحق همین مردم مظلوم در سوریه و عراق و... است.
بهعنوان یک گوینده که خانوادهاش در خرمشهر همه جنگیدهاند، حستان به این جمله چیست: «شنوندگان عزیز توجه فرمایید خرمشهر شهر خون و حماسه آزاد شد»
شاید برای خواندن این خبر، لکنت بگیرم، یک خوشحالی، شادی و شعفی دارد که توصیفپذیر نیست، شاید الان هم دوست داشته باشم خبر آزادسازی حتی ذرهای از مناطق اشغالی فلسطین از دست رژیم صهیونیستی را بخوانم، این هم برای من میتواند واقعا در همان ابعاد خوشحالکننده باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم