jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۹۰۵۳۷۲ ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

ماجرای عجیب دیه‌گو مارادونای برزیل

اسمم را که می‌گویم، همه می‌زنند زیر خنده

«واقعا عجیب است؛ این که من اسمی آرژانتینی دارم و تباری برزیلی و این دو کشور همیشه دشمن و رقیب یکدیگرند.» این حرف‌ها نمادی از یک دشمنی فوتبالی است از زبان یک دیه‌گو مارادونا، اما این دیه‌گو مارادونا یک برزیلی است که در تیمی از دسته هشتم انگلیس بازی می‌کند.

اگر شما هم مثل خود همین پسر گیج شده‌اید، بهتر است کمی به عقب‌تر برگردیم. پسری 12 ساله به نام دیه‌گو مارادونا پتریاگی با تیم برشیا از برزیل به ایتالیا آورده شد، برشیایی که آن موقع در سری A ایتالیا بازی می‌کرد: «وقتی توپ جمع کن تیم اصلی بودم، روبرتو باجو و پپ گواردیولا را از نزدیک دیدم.» اینها خاطرات دیه‌گو است. بعد از شش سال حضور در آکادمی پرستوهای کوچک (لقب برشیا) و هفت سال بازی در گوشه و کنار اروپا، او در 25 سالگی تصمیم گرفت به انگلیس برود و در یک تصمیم عجیب، تیم کورینتیان کژوالز (Corinthian-Casuals) را انتخاب کرد. پیوند دیه‌گو با کورینتیان گویی در آسمان‌ها بسته شده بود چرا که این باشگاه درست در روز ازدواج دیه‌گو به او پیشنهاد همکاری داد. کژوالز، حدود یک قرن پیش جزو باشگاه‌های پیشرو ترویج فوتبال در سراسر جهان بود و نام تیم کورینتیانس برزیل در سائوپولو نیز الهام گرفته از تیم کورینتیان کژوالز انگلیس است. باشگاه برزیلی (کورینتیانس) که فاتح جام باشگاه‌های جهان و کوپا لیبرتادورس شده و میانگین تماشاگرانش در هر بازی، 29 هزار نفر است، هنوز هم سپاسگزار تیم اصلی کورینتیان است و به همین دلیل، سال 2015 این تیم را برای یک بازی دوستانه به برزیل دعوت کردند. دیه‌گو می‌گوید: پدر من طرفدار تیم کورینتیان بود و من از طریق او با تیم انگلیسی کورینتیان آشنا شدم. وقتی با پیشنهاد این تیم رو به رو شدم، به آن علاقه‌مند شدم و دلیلش هم ریشه تاریخی این تیم بود.

فکر می‌کنند شوخی می‌کنم

بهتر است از داستان اصلی دور نشویم. او یک فوتبالیست برزیلی با نام دیه‌گو مارادوناست. عجیب و غریب به نظر می‌رسد! خودش می‌گوید: اکثر مردم، اول که اسمم را می‌گویم باور نمی‌کنند. فکر می‌کنند دارم شوخی می‌کنم. در اولین جلسه تمرینی همه با شنیدن اسم من زدند زیر خنده! استوارت تری، مدیر رسانه‌ای و عکاس تیم کژوالز می‌گوید: «اولین بار اسم او را در فهرست تیم دیدم. پیش خودم گفتم کی خواسته اینجا بامزه بازی دربیاورد؟ بعد در همان بازی او گل زد. فقط حیف که با دست نزد!»

مارادونا، برادر پلاتینی و ریولینو!

اما این تمام داستان نیست. دیه‌گو دو برادر دارد: ریولینو و میشل پلاتینی!... دیه‌گو ادامه می‌دهد: پدرم واقعا عاشق این بازیکنان بود و مادرم هم گزینه‌ای جز قبول کردن این اسامی نداشت! یک بار به همسرم گفتم اسم بچه مان را بگذاریم رونالدینیو اما او گفت، تو دیوانه ای. البته من هم به شوخی گفتم.

روزگار سخت

همه این داستان هم بامزه و جذاب نیست. دیه‌گو که نتوانسته در لندن برای خودش کاری پیدا کند، مجبور است روزهای مسابقه از شهرک بیستر در آکسفوردشایر به لندن سفر کند، تازه به این شرط که بتواند از محل کارش مرخصی بگیرد. این سفر دست‌کم چهار ساعت و نیم طول می‌کشد و از آنجا که کورینتیان یک تیم آماتور است و پولی به بازیکنان نمی‌پردازد، در نتیجه دیه‌گو مجبور است، برای رسیدن به مسابقه از جیب خودش خرج کند و بلیت قطار بخرد: به اینجا آمدم تا هم انگلیسی یاد بگیرم و هم دست‌کم در یک تیم نیمه حرفه‌ای فوتبال بازی کنم چون هر جایی که بودم، بابت بازی کردنم پول گرفته‌ام، اما اوضاع طبق انتظار دیه‌گو که حالا 27 ساله است، پیش نرفته: من قبلا هرگز برای جایی کار نکرده بودم. فوتبال شغل من بود و اولین تجربه کاری من در انگلیس رقم خورد. اوایل برایم عجیب بود که تیم کورینتیان به من پولی نمی‌دهد. واقعا انتظار داشتم پول بگیرم. از آن بدتر این که باید پولم را صرف گرفتن بلیت قطار هم بکنم که خیلی هم ارزان نیست، اما از آنجا که من تاریخ این باشگاه را می‌شناسم، خواستم افتخار پوشیدن پیراهن این تیم را داشته باشم. یک داستان عجیب از یک بازیکن با اسمی عجیب و غریب!

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

وداع با ماه عزیز

وداع با ماه عزیز

ماه مبارک رمضان که تمام می شود به خاطر ویژگی‌هایش با آن «خداحافظی» می‌کنیم. هرکسی که در این ماه مبارک با شرایطی روزه گرفته که در رساله‌های عملیه آمده، ان‌شاءا... از همگان قبول است، زیرا خداوند اساس شریعت را بر سهل بودن نهاده است.

مردمانی 80 سال در قرنطینه

مردمانی 80 سال در قرنطینه

می‌دانی حلما... من قول می‌دهم... من قول می‌دهم یک روز بعد از نماز ظهر، روی تخته سنگ‌های روبه‌روی مسجد الاقصی می‌گویم بنشین و می‌دوم از ابوطاریج برایت فالوده می‌خرم با شربت سیب‌های ترش وحشی و آبلیمو ...

پیک امید پویانمایی

پیک امید پویانمایی

فیلم های پویانمایی ایرانی از جمله آثار پرمخاطب سامانه های اینترنتی نمایش فیلم هستند و تماشاگران با نظرات مثبت، میزان رضایتمندی خود را از این کارها اعلام می کنند.

آتش غفلت در جنگل

آتش غفلت در جنگل

حجم بالای بارندگی‌های چند هفته گذشته باعث افزایش رویش علف‌های هرز در جنگل‌های مختلف ایران شده‌است.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر

پیشخوان

بیشتر