jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۹۰۳۶۸۶ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

علی حاج ملاعلی؛ مترجم، نویسنده و کارگردان نمایش «ماز»

تئاتر امروز،‌ بیمار است

نمایش «ماز»، بتازگی در خانه نمایش اداره تئاتر بر صحنه رفته است و علی حاج ملاعلی، نویسنده، طراح و کارگردان آن است.

علی حاج ملاعلی، متولد 1356، دانشجوی دکترای پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس، مدرس دانشگاه است و در زمینه تئاتر، آثار خوبی را ترجمه کرده که ترجمه نمایشنامه عمو سام من، کتاب مبانی بازیگری و بداهه‌پردازی در تئاتر، بخشی از این آثار محسوب می‌شوند. آن سوی پنجره هم عنوان نمایشی است که چندی پیش توسط وی در تماشاخانه سنگلج اجرا شد. حاج ملاعلی که این روزها نمایش ماز را به روی صحنه برده، درباره این نمایش می‌گوید: آنچه به عنوان نمایش ماز به روی صحنه می‌رود حدود ده سال است که در ذهنم می‌سازم و بازنویسی‌اش می‌کنم. به نظرم تماشاگر امروز همچنان تشنه شنیدن داستان است البته همخوان با روزگار خودش. با این نویسنده و کارگردان گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم که می‌خوانید.

داستان نمایش ماز چیست و چه رویکردی دارد؟

ژاله و فرزانه نویسنده‌های یک نشریه هستند. آنها باید داستانی بنویسند برای چاپ. هر یک از آنها دغدغه‌ای ذهنی دارد. یکی عاشق مدیر نشریه است و دیگری را رقیب خود می‌داند. دیگری آرزو دارد سردبیر شود و دیگری را رقیب خود می‌داند. نمایش ماز ضدداستانی است درباره داستان. حکایت امروز و دیروز و فردای بنی‌بشر و تلاشی است در راستای جنبش‌های متاخر داستانگویی از طریق تئاتر.

نویسندگی و کارگردانی کار با خودتان بوده است. به نظرتان این برای یک نمایش قوت محسوب می‌شود یا اگر یک کارگردان نمایش فرد دیگری را کارگردانی کند بهتر است؟

نویسندگی و کارگردانی نمایش ماز با خودم بوده است، اما این که اگر یک نفر دو تخصص هنری را انجام بدهد خوب است یا خیر، بستگی به خیلی چیزها دارد؛ مثلا مقدار و اندازه متنی که در اختیار اوست؛ کیفیت متون موجود، شرایط موجود برای انواع اجرا، توانایی فردی او و... .

به نظرتان متن‌های ایرانی قابلیت بیشتری برای اجرا دارند یا متن‌های غربی؟

به نظرم اگر امکانات جدید تولید تئاتر، شیوه‌های امروزی تولید آن و نیز نیاز مخاطب امروز به هنر تئاتر مدنظر کارگردان قرار گیرد هم متون ایرانی مناسب خواهد بود و هم متون خارجی. متن نمایشنامه ابتدای تولید یک اثر هنری تئاتری است نه نهایت آن.

برای اجرای کار اخیرتان چقدر تمرین داشتید و تمرین‌ها شامل چه مراحلی بود؟

با توجه به ساختار روایی کار، بلافاصله از مرحله دور میزخوانی عبور کردیم و به پرداخت اجزای اجرا پرداختیم. ما از اواسط دیماه سال قبل تمرین کردیم و کار بعد از نوروز آماده ارائه بود.

اساسا کارگردان چه کمکی به بازیگر می‌کند تا به حس نقشی که می‌خواهد ایفا کند، نزدیک‌تر شود؟

وظیفه کارگردان استخراج و شکل‌دهی است. بازیگر ایده‌آل بالقوه کارگردان است. کارگردان با توانایی که احتمالا دارد این ایده آل را به حالت بالفعل تبدیل می‌کند و به آن فعلیت می‌بخشد.

چقدر نمایش‌های روز را رصد می‌کنید؟ نظرتان به عنوان کسی که تحصیلات آکادمیک این رشته را دارد درباره شرایط علمی و اصولی این نمایش‌ها چیست؟

من با توجه به شرایط درسی و دانشگاهی تقریبا با بیشتر تئاترهای روز آشنا هستم. درباره بخش بعدی پرسش شما هم اگر نمایش‌های روز در ایران مد نظرتان است باید عرض کنم تئاتر امروز ما متاسفانه در بیماری به سر می‌برد و مشکل اصلی هم به نظر من این است که افراد به اندازه کافی درباره تئاتر و جنبش‌ها و روش‌ها و امکاناتش نمی‌دانند. افراد کمی‌گرا هستند و از کیفیت گریزانند. به منابع اصیل دسترسی ندارند و تنها سایه‌ای از اصل را دریافت می‌کنند.

اصلا هنر در چارچوب قیود علمی می‌تواند ببالد یا قواعد خودش را دارد؟

پاسخ به این سوال بسیار دشوار است، اما به طور کلی باید عرض کنم در قرن بیست و یکم تولید هنر بدون علم در جهان پذیرفتنی نخواهد بود و هنر باید حتما به علم مربوط به خود مجهز باشد.

سخن پایانی؟

دیدن نمایش ماز را به تمام کسانی که اعتقاد به بازی، داستان و حضور دارند و از شنیدن داستان‌های کسل‌کننده خسته شده‌اند، پیشنهاد می‌کنم.

مهرداد نصرتی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر