jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۹۰۳۲۰۹ ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

پسر جوان که پس از شنیدن جواب رد از دختر مورد علاقه‌اش روی او اسید پاشیده بود، پس از بخشش شاکی به زندان محکوم شد.

به گزارش جام‌جم، ماجرای این اسیدپاشی شامگاه یکم فروردین سال 91 به پلیس گزارش شد. ماموران با حضور در محل دریافتند که دختری 18 ساله قربانی اسیدپاشی شده است. تحقیقات از قربانی اسیدپاشی نشان داد، او چند سال پیش با پسری جوان به نام جمشید آشنا شده و قصد ازدواج با هم را داشتند. اما به دلیل اختلاف‌هایی که با هم پیدا کرده بودند دختر جوان از ازدواج منصرف شد. پسر جوان هم برای انتقام روی او اسید ریخته بود. در ادامه پسر جوان دستگیر شد که در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و گفت: وقتی فهمیدم دختر مورد علاقه‌ام قصد ازدواج با مرد دیگری را دارد، تصمیم به انتقام گرفتم.

متهم پس از محاکمه به پرداخت دیه و قصاص چشم راست و لاله گوش راست محکوم شد. در حالی که چهار سال از وقوع این اسیدپاشی می‌گذشت و متهم در آستانه اجرای حکم بود، دختر جوان او را بخشید و از قصاص چشم جوان عاشق‌پیشه گذشت.

دیروز متهم از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه قرار گرفت و گفت: برای کسب رضایت 154 میلیون تومان پول و یک آپارتمان 90 متری در پرند به شاکی دادم. در این مدت در زندان تنبیه شدم و درخواست بخشش دارم. می‌خواهم به من فرصتی دوباره برای جبران گذشته بدهند. پس از دفاعیات متهم، قضات دادگاه وارد شور شده و پسر جوان را به پرداخت دیه محکوم کردند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر