حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شما از شاگردان مرحوم فروزانفر بودید؟
شاگرد ایشان نبودم، ولی شاگرد شاگردان زبده ایشان بودم. مثلا استاد مرتضوی شاگرد ایشان و استاد من بود. یا آقای دکتر محقق همشهری و شاگرد ایشان بود که 13 سال است با ایشان کار میکنم.
سالها قبل انجمن آثار و مفاخر ایران کتابی درباره مرحوم فروزانفر منتشر کرد که مقدمهاش را شما نوشته بودید. درباره این اثر صحبت کنید.
فکر کنم آقای رحمتی کتابی در کاشان کار کرده بود که برای چاپ به انجمن آثار و مفاخر آورد. من بر آن کتاب مقدمهای نوشتم و از خیلیها یاد کردم. از جمله دکتر محمدامین ریاحی که با ایشان سالها محشور بودم و از دوستان نزدیک مرحوم فروزانفر بود. در کتاب احوال و آثار فروزانفر، تقریبا همه، خاطراتی از آن مرد بزرگ و بینظیر آورده بودند و من در مقدمه کتاب آرزو کرده بودم که ایکاش یکی از دانشگاهها همت میکرد مجسمهای از آن مرد بزرگ در تالار یا کتابخانه آن دانشگاه قرار میداد، شاید خداوند به احترام روح بزرگ آن مرد، تحقیق را دوباره به دانشگاهها برمیگرداند.
شما خودتان از نزدیک مرحوم فروزانفر را دیده بودید؟
من بارها ایشان را از نزدیک دیده بودم. یکبار از ایشان خواستم اجازه دهند چون دانشجوی ادبیات هستم سر کلاسشان بنشینم. به هر دلیلی اجازه ندادند. دیگران به من گفتند اگر استاد فروزانفراجازه نداده سر کلاسش بروی، هرگز نرو. چون استاد فروزانفر حافظهای بسیار قوی داشتند و ممکن بود در کلاس تند رفتار کند. به همین دلیل میرفتم در دانشسرای عالی، در خیابان مفتح امروزی، زیر پنجره درسهایشانمینشستم و به درسهایشان گوش میدادم.
در سالهای اخیر تصحیحاتی از شما روی آثار مولانا منتشر شده که قبلا با تصحیح استاد فروزانفر منتشر شده بود. به نوعی شما را در زمینه این تصحیحات ادامهدهنده راه ایشان میدانند. درباره صحت تصحیحات ایشان توضیح دهید.
دیوان کلیات شمس را من دوباره از نسخه قونیه تصحیح کردم که دوبار چاپ شد. در کلیات شمس، مرحوم فروزانفر بعضی جاها شعر را در متن نقل کرده، منتها یک حرف «ظ» در پانوشت آورده که یعنی ظاهرا. ظاهرا این کلمه این طور باید باشد و این طور نباید باشد. من بسیاری را تطبیق دادم و دیدم نه تنها ظاهرا، بلکه باطنا همان طور بوده که مرحوم فروزانفر حدس زده است. ولی در اواخر عمر چشم ایشان عارضهای پیدا کرد که کم میدید. دیگران به او اطلاعات میدادند و ایشان هم میگفت به سماعی بسنده میکردم. شاید به ایشان اطلاعات صحیح ندادند که خوب پردازش کند. آن مرحوم هم چون چشمش درست نمیدید ایراداتی داشت. قبل انقلاب «تجاربالسلف» هندوشاه نخجوانی ، مورخ قرن هشتم هجری را تصحیح میکردم. برای آن پیش آقای دکتر شهیدی و خیلی از بزرگان دیگر رفتم. یک روز پیش آقای دکتر شفیعیکدکنی رفتم. چند اشکال بود که بیان کرد. بعد گفت سبحانی، ایکاش بدیعالزمان زنده بود، چون اگر از زیر خاک هم بود برای اینها محمل پیدا میکرد. برای اینها شاهد پیدا و اثبات میکرد. این را سالها پیش دکتر شفیعیکدکنی گفت که اکنون یکی از رجال بیحریف ادبیات ایران است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....