در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پسرش گوشهای نشسته بود و مشغول بازی بود. او با خیال راحت بهآشپزخانه برگشت، اما دقایقی بعد صدایی عجیب تار و پود فکر و ذهن زن را به هم ریخت. سراسیمه به اتاق پسرش برگشت. پسر کوچولو نبود. با مشاهده پنجره باز اتاق دلش لرزید. جیغ زد و جلو آمد. از لبه پنجره بیرون را نگاه کرد. پسرش به پایین سقوط کرده بود. زن جوان با ناله و فریاد اسم پاره تنش را صدا میزد. او از طبقه پنجم خودش را به پایین رساند. صورت پسر کوچولو کبود شده بود.
همسایهها هم خودشان را رساندند. زن بالای سر فرزندش نشسته بود و ناله میکرد. با گزارش موضوع به اورژانس 115 امدادگران در کوتاهترین زمان ممکن خود را به محل رساندند، اما کودک جان خود را از دست داده بود.
جسد پسرک به پزشکی قانونی انتقال یافت. پدر و مادرش رخت عزا به تن کردند و سر در خانه شان رنگ ماتم گرفت. پس از انجام تشریفات قانونی مجوز دفن کودک صادر شد.
زوج جوان حالا به اتاق خالی پسرشان خیره میشوند و صدافسوس در ذهن خود دارند. کاش پنجره خانه حفاظ داشت و چنین حادثه تلخ و تاسفباری رقم نمیخورد.
غلامرضا تدینیراد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: