فرمانده اصلی

ادموند آیرونساید در سال 1880 در انگلستان متولد شد.در دوران جنگ جهانی اول فرماندهی قوای متفقین در شمال روسیه را بر عهده داشت و پس از پایان جنگ جهانی با درجه سرلشکری چون دیگر افسران ارتش بریتانیا مدتی بیکار بود.
کد خبر: ۸۹۵۵۵

در این مدت به نگارش کتاب آرخانگلسک پرداخت که مربوط به دوره فرماندهی وی در شمال روسیه بود. سپس ماموریتهای تازه ای به وی ارجاع شد که عبارت بودند از ماموریت در مجارستان برای تسهیل عملیات عقب نشینی قوای رومانی از خاک این کشور، فرماندهی نیروهای بریتانیا در ازمیر و سرانجام به ظاهر مامور فرماندهی نیروهای بریتانیا در شمال ایران (نورپرفورس) و اعزام این قوا به بین النهرین شد ولی هدف وی از این ماموریت چیزی بیش از این بود.
ژنرال آیرونساید در مهر 1299 به ایران وارد شد و اولین هدفش فراهم کردن زمینه برای اخراج فرمانده روسی قوای قزاق سرهنگ استاروسلسکی از ایران و در اختیار گرفتن این قوا بود. سردارهمایون از سوی شاه به ظاهر به ریاست قوای قزاق منصوب شد ولی در واقع اختیار کامل این قوا را سرهنگ اسمایس و ژنرال آیرونساید برعهده داشتند.
آیرونساید در این زمان بود که با فرمانده واحد تبریز میرپنج رضا آشنا شد. البته پیش از این عامل بریتانیا در تهران او را متوجه این فرد کرده بود. آیرونساید در مورد اولین دیدارش با رضا خان می نویسد: «رفته رفته توجه من و سرهنگ اسمایس به واحد تبریز جلب شد...فرمانده آنها مردی بلند قامت بود...شانه هایی فراخ و چهره و نگاهی مشخص داشت...نامش رضاخان بود. بدین ترتیب مردی که بنا بود در سرنوشت کشورش تائثیری آن همه عظیم برجای گذارد رفته رفته مورد توجه قرار گرفت. به یاد دارم نخستین باری که او را دیدم بدنش از حمله جدی مالاریا می لرزید. فکر کردم او کسی نیست که با این بیماریها از پای در آید. ما تصمیم گرفتیم او را فوری ولو به طور موقت به فرماندهی بریگاد قزاق منصوب کنیم».آیرونساید در همان حین که مشغول مذاکره و طراحی کودتا در شاخه نظامی آن بود دستور عقب نشینی به قوای انگلیس را نیز صادر کرد و خروج این نیروها بر شایعاتی چون حمله بلشویکها دامن می زد و بر وحشت مردم می افزود. آیرونساید که در اجرای عملیات خود موفق شده بود در روز 28 بهمن 1299 ایران را به قصد بغداد ترک کرد. او در مورد این مائموریت خود نوشت: «مدت خدمتم در ایران آنقدر زیاد نبود که بتوانم ادعا کنم اطلاعات عمیقی درباره این کشور به دست آورده ام...یک چیز برایم مسلم بود تلاش صد ساله ما برای اعمال نفوذ در ایران از طریق زور به سر رسیده بود». آیرونساید پس از بازگشت به بغداد مامور شد تا در کنفرانس قاهره که از سوی چرچیل وزیر مستعمرات بریتانیا برای حل مسئله عراق تشکیل شده بود شرکت کند. در بازگشت از این کنفرانس هواپیمایش دچار سانحه شد و به علت شکستگی پا مدتی بستری بود. پس از بازگشت به انگلیس به فرماندهی دانشکده ستاد کمبرلی منصوب شد. آیرونساید که دارای سه نشان از ملکه انگلستان بود در سال 1959 درگذشت. کتاب خاطرات او تحت عنوان شاهراه فرماندهی در سال 1972 توسط فرزندش لرد آیرونساید در لندن منتشر شد اما این خاطرات کامل نبود و قسمت مربوط به کودتای سوم اسفند آن منتشر نشده بود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها