پس از خاتمه مذاکرات ، کودتاچیان راهی تهران شدند و بعد از نیمه شب به مقصد رسیدند، گرچه آنها می دانستند که شهر در اختیار کامل آنان است و به فرمان سفارت انگلیس در برابرشان مقاومتی صورت نخواهد گرفت ، اما تیری و توپی به سوی نظمیه در کردند و درگیری مختصری روی داد. ملک الشعرای بهار که خود از موافقان کودتا بود، در مورد ورود آنان می نویسد: «قزاق وارد شهر شد ژاندارم دست در نیاورد بریگاد مرکزی به اتفاق قزاق وارد شهر شدند نزدیک سحر یک تیر توپ از میدان مشق قدیم به اداره شهربانی شلیک کردند و به یکی از اتاق های تامینات خورد و قزاق به اتفاق جمعی از بریگاد مرکزی که با قزاقها همداستان شده بودند به نظمیه ریختند... نظمیه تسلیم شد محبوسین نظمیه به گمان این که بلشویک به شهر ریخته است از محبس بیرون ریختند و فریاد زدند زنده باد بلشویک...»
صبح روز سوم اسفند، شهر در دست قزاقانی افتاد که در باغشاه و یوسف آباد مشغول استراحت بودند. آنها پس از رفع خستگی به دستور سران کودتا به دستگیری رجال و دولتمردانی که شاید خطری داشتند پرداختند و تلفنها و خطوط تلگرافی شهر را قطع کردند. احمدشاه هراسان با وزیر مختار انگلیس نورمن ملاقات کرد و از وی کسب تکلیف کرد و نورمن پیشنهاد مذاکره با رهبران کودتا را به وی داد.
نتیجه این مذاکره ریاست وزرایی سید ضیائالدین طباطبایی و سردار سپهی و فرماندهی کل قوای رضاخان در روز 4اسفند بود. در همین روز حکمی با عنوان «حکم می کنم» بر دیوارهای شهر نصب شد که به امضای فرمانده کل قوا رضا رسیده بود ؛ نامی که چندان برای اهالی تهران آشنا نبود و این حکم اعلام حکومت نظامی رضاخان بود. به این ترتیب رضاخان قزاق خود را به تهران رساند و قدرت خود را پایه گذاری کرد تا بتواند به امداد یاران انگلیسی اش سالها بر ایران حکومت کند و به پاس وفاداری به انگلستان و حفظ منافع آنان شانزده سال بی هیچ رقیب سرسختی هرچه خواست کرد و بعد از آن نیز جای خود را به پسرش محمدرضا پهلوی داد که هم از حمایت انگلیس و هم از حمایت امریکا برخوردار بود.
کرزن بر انعقاد قرارداد 1919 اصرار فراوان داشت و سرانجام نیز در مرداد 1298 قرارداد به امضای وثوق الدوله و کاکس رسیدوثوق الدوله و دیگر همکارانش از دولت انگلیس دستمزدی قابل توجه به این شرح دریافت کردند: وثوق الدوله نخست وزیر 200 هزار تومان نصرت الدوله وزیر خارجه 100 هزار تومان و صارم الدوله وزیر مالیه 100 هزارتومان و...