jamejamnashriyat
کد خبر: ۸۹۴۵۶۷   ۲۵ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

چهار سال درگیری بر سر زندگی در تهران یا شهرستان، در نهایت زوج جوان را به دادگاه خانواده کشاند. مهران و سهیلا چهار سال تمام یعنی درست شش ماه پس از ازدواجشان بر سر انتخاب محل زندگیشان با هم درگیر شدند. گاهی قهر کردند و گاهی هم آشتی، ولی باز هم درگیری بر سر این موضوع ادامه پیدا کرد. تا جایی که قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده به پرونده جنجال آنها رسیدگی کرد.

سهیلا زمانی که در مقابل قاضی قرار گرفت درخصوص ماجرای زندگی‌اش گفت: حدود پنج سال پیش با مهران ازدواج کردم. آن زمان او در یک شرکت خصوصی مشغول به کار بود و من هم بتازگی درسم را تمام کرده بودم. من و مهران در تهران خانه‌ای اجاره کردیم و زندگی مشترکمان آغاز شد. ولی فقط شش ماه اول زندگی خوشبخت و خوشحال بودیم. درست شش ماه پس از شروع زندگی مشترکمان یک شب مهران گفت که اگر کارش را به شهرستان منتقل کند، درآمدش بیشتر می‌شود. قصد دارد خانه‌مان را به صاحبخانه پس بدهد تا برای زندگی به شهرستان برویم. خیلی از این رفتارش شوکه شدم. مهران به کل مرا نادیده گرفته و خودش به تنهایی برای زندگیمان تصمیم گرفته بود. برای همین من هم مخالفت کردم. باور نمی‌کنید، اما از همان روز تا الان چهار سال می‌گذرد و ما همچنان بر سر زندگی در تهران و شهرستان جنجال داریم. مهران هنوز از من می‌خواهد برای زندگی به شهرستان برویم و با این که جواب مرا می‌داند، باز هم سر این موضوع دعوا به راه می‌اندازد. هر شب و هر دقیقه بحث زندگی در شهرستان را وسط می‌کشد و با شنیدن جواب منفی من دعوا به راه می‌اندازد. در این مدت مرتب با هم قهر بودیم. یک‌بار من قهر می‌کردم و یک بار هم مهران از خانه می‌رفت. بعد هم آشتی می‌کردیم. ولی باز روز از نو و روزی از نو. این مساله آن‌قدر طولانی شد که در نهایت هر دو تصمیم به جدایی گرفتیم.

شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی کار و درآمد من در شهرستان ارتقا می‌یابد و زندگی ما از این رو به آن رو می‌شود. من در شرکتمان در شهرستان می‌توانم مدیر باشم و زندگی خوبی برای خودم و همسرم فراهم کنم. ولی این زن درک نمی‌کند و حاضر نیست حتی برای مدتی هم که شده به خاطر من سختی بکشد. چهار سال است هر چه التماسش می‌کنم، فایده‌ای ندارد و مخالفت می‌کند. من هم از این لجبازی‌های او خسته شدم و می‌خواهم خودم به تنهایی به شهرستان بروم.

در پایان تلاش‌های قاضی برای منصرف کردن این زوج از جدایی بی‌نتیجه ماند و در نهایت حکم طلاق صادر شد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر