بزن‌دررو

چه عادت بدی ست این!

با اجازه سعدی
کد خبر: ۸۹۴۵۱۵

آن که هلاک خود همی خواهد و من سلامتش

یک نخ و بعد مدتی دو نخ، سه نخ، دو بیست نخ

خانه‌خرابِ یک هوس، چو او نبوده هیچ‌کس

بوی بد دهان او چه نَکهتی؟! نگو نگو!

ز جسم و جان و پول خود، ز بس که بی‌خیال شد

به فندکی و پاکتی! به وضع پر فلاکتی

چو یک مرض به سوی او هجومِ سخت آورد

چه بد پیامدی ست این، چه عادت بدی ست این،

**

چنان ز بهرِ اقتفا برفت «بوالفضول» ما

دل نکند ز دود و دم هر چه کنم ملامتش!

می‌کشد و نمی‌کشد غیر عذاب بابتش

سرفه و تنگی نفس گشته کنون علامتش

از آن به وقتِ گفت‌وگو، کس نکند اجابتش!

کم شده استطاعتش، خم شده سروِ قامتش

رود سوی هلاکتی، اگر چه نیست طاقتش

کم آورَد که کم شده توان و استقامتش

مگر که همتش بَرَد، به سوی ترک عادتش

که «سعدی» سخن سرا، خجل شد از فصاحتش!

سعید سلیمان‌پور ارومی - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها