مهمان امروز حمید گروگان نویسنده نوشتن با اشک

کمی از خودتان و مرور این سالها بگویید. حمید گروگان متولد 1330 تهران. نویسنده و ویراستار. بازنشسته کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
کد خبر: ۸۹۴۰۱

اول معلم بودم. اوایل انقلاب چند صباحی در گروه کودک تلویزیون همکاری داشتم. چند سالی در مطبوعات قلم زدم. بعد در مجلات رشد عهده دار سردبیری یکی دو تا از مجلات شدم. آخر سر هم وارد کانون پرورش شدم. در این چند سال چیزی حدود 40 کتاب از من به چاپ رسیده است.

گزارشی از حال بدهید ، چه می کنید و چه کاری بیشتر شما را مشغول کرده است؛
چند سالی است که مشغول نوشتن یک «مقتل» هستم. دارم یک صبح تا عصر عاشورا را به زبان مقتل اما به گونه ای روایی داستانی نقل می کنم. این روزها تقریبا تمام وقت مشغول نوشتن آن هستم. امیدوار بودم بتوانم آن را تا پایان محرم تمام کنم اما نشد. تقریبا 2 فصل از آن باقی مانده است. یکی مقتل حضرت ابوالفضل (ع) و دیگری پایان ماجرا ، یعنی مقتل خود امام حسین (ع). راستش نمی دانم این کار چرا این قدر به طول انجامیده است. خیلی وقتها می شود که دو سه هفته کار عملا تعطیل می شود اما ذهنم تماما مشغول است. خیلی وقتها چند صفحه ای را دور می ریزم و از نو می نویسم. نمی خواهم عجله کنم. دلم می خواهد چیزی بنویسم که تا اندازه ای از آن راضی باشم. بگذارید یک چیز دیگر را هم برایتان بگویم. بعضی وقتها که قلمم به قول معروف کلید می شود و خیلی کلافه می شوم ، آن وقت است که واقعا گریه ام می گیرد. این جور وقتها با خودم می گویم اتفاقا بد هم نیست . برای آقایمان حسین بن علی باید گریه کرد و نوشت ! روزهایی می شود که قلمم سرعت پیدا می کند و کار خوب پیش می رود. گاهی وقتها هم بدون تعارف چند سطری بیشتر نمی نویسم. می خواهید باور کنید ، می خواهید باور نکنید! دعا کنید بتوانم این کار را تا پایان ماه صفر به اتمام برسانم. یک کار دیگر هم در دست دارم . یک فرهنگنامه دینی در کانون پرورش دارد شکل می گیرد و شاید ان شائالله تا حدود یک سال دیگر وارد بازار کتاب شود. کاری بسیار بزرگ و سخت و نفسگیر است . یکی دو سال فقط کار ویراستاری و حک و اصلاح آن را به عهده داشتم و حالا چند ماهی است که آخرین اصلاحات و مقابله و کارهای تکمیلی این طرح را انجام می دهم.

اوضاع را چگونه می بینید ، منظورمان بیشتر حوزه فرهنگ است؛
دروغ چرا، از بس وقتم صرف این کار می شود ، حال و حوصله ای برایم نمی ماند که دقت نظری بر اوضاع ادبی کشور داشته باشیم . گاهی به انتشاراتی ها سری می زنم و گاهی به کتابخانه ای می روم و نگاهی اجمالی و تورقی و همین . حس می کنم بعد از آن حالت رکود که مدتی مدید درجامعه بود و کتاب و کتابخوانی رونقی نداشت ، تازگی ها کمی وضع بهتر شده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها