نشر و ارائه هر گونه شایعهای بدون کوچکترین تحقیق و پرس وجو به عنوان خبر بیگمان از اخلاق حرفهای رسانهای به دور است حساب مناسبات اخلاقی و انسانی که دیگر جداست. کوچکسازی سازمان معظمی همچون صدا و سیما اتفاق خرد و ناچیزی نیست که به یکباره و بدون مطالعات و بررسیهای کارشناسی شده صورت بگیرد. ضمن اینکه رسانه ملی خود رسمیترین تریبون خبری کشور است و مخاطبان میلیونیاش را از تغییرات و تحولاتش بیخبر نخواهد گذاشت.
انتشار یک خبر مبنی بر حذف برخی از معاونتهای صداوسیما آنهم فقط براساس شنیدهها و حدس و گمانهای بیاساس و غیرمستدل با کدام قاعده و اصول حرفهای قابل تعریف و توجیه است؟! جالب آنکه براساس همین شنیدهها خبری شکل گرفته که ریز به ریز معاونتهای رسانه ملی را حذف کرده و از برکناری و بازنشستگی معاونان مربوطه خبر داده است و در همین خبر جان گرفته بر اساس شایعات بیمارگونه و شنیدهها، برای یکی از شبکههای سیما هم مدیر تعیین شده و در پس آن، یک داستان پلیسی جیمز باندی از اختلاف میان مدیران سیما به هم بافته شده است. و باز شگفتا که انتصابات و تغییر و تحولات فقط به معاونین و مدیران ختم نشده و حتی برای مدیران میانی و معاونتهای شبکهها هم سناریویی تعریف و در هم تنیده شده است.
از اصول ابتدایی خبرنویسی که هر خبرنگار تازهکاری به آن احاطه دارد، ذکر منبع در بطن خبر است. اگر قرار باشد هر رسانهای بر اساس شنیدهها و شایعات، اخباری را منتشر کند که دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و به تعبیر بهتر، مصداق همان تشویش اذهان عمومی خواهد بود و از طریق مراجع قضایی قابل پیگیری است.
اصول حرفهای و اخلاقی رسانهای استثناپذیر نیست و شامل همه رسانهها میشود، حتی رسانههای کوچک و سایتهای کمتر شناخته شده که بعضا توسط یک نفر اداره میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم