آسیب شناسی ارکان انقلاب ایران/9 شبهه محجوریت

شبهه محجوریت قائلین به این شبهه می گویند ولایت فقیه بر جامعه اسلامی همانند ولایت قیم و سرپرست بر جاهلان ، دیوانگان و خردسالان است و این نوعی تحقیر مردم و انسان های آگاه و فرهیخته به شمار می آید.
کد خبر: ۸۹۲۰۵

بخصوص اگر نظریه انتصابی را پذیرفته باشیم و ولایت فقیه را منصوب از جانب خداوند و ائمه معصومین بدانیم که لازمه این نظریه تعیین ولی و قیم برای مردم و تبعیت محض مردم از ولی فقیه می باشد و این دون شان انسان های عاقل و فرهیخته است.
منشا پیدایش این شبهه تشبیه و مقایسه ولایت بر جامعه ، با ولایت پدر یا جد پدری بر طفل صغیر یا ولی بر مجنون و محجور است و این یک نوع مغالطه است.1
در صورتی که میان این دو نوع ولایت تفاوتهای بسیاری است ، ولایت فقیه ، به معنای تسلط، تصرف و ولایت بر اموال و امور شخصی افراد نیست تا این شبهه پدید آمد که مگر مردم همانند محجورین یا اطفال صغیر هستند، تا نیاز به قیم داشته باشند؛
بلکه ولایت فقیه ولایت بر شئون کلی و عمومی جامعه و اداره و سرپرستی نظام اجتماعی و سیاسی مسلمانان است که از شئون ربوبی و تکلیف و وظیفه ای است که خدا بر فقهای عادل در عصر غیبت واجب کرده است. لذا هرگز از مردم سلب اختیار نکرده و ولی فقیه به جای مردم تصمیم گیری نمی کند.
اصولا در نظام سیاسی اسلام هیچکس اصالتا حاکمیت ندارد و بلکه آن چه حکومت می کند، قوانین الهی است و ولی فقیه مبین و مجری آن است و این در حقیقت ولایت قانون توسط فقیه بر فرزانگان و فرهیختگان جامعه است نه همانند قیمومیت بر دیوانگان و اطفال صغیر.
امام خمینی درباره این که در نظام اسلامی ، قانون الهی بر جامعه حکمفرماست نه اراده شخصی امام و رهبر بارها اشاره فرموده است از جمله می فرماید:اسلام دین قانون است ، پیغمبر هم خلاف قانون نمی توانست بکند، نمی کرد هم ، البته نمی توانست هم بکند.
خدا به پیغمبر می گوید که اگر یک حرف خلافی بزنی ، رگ و پی را قطع می کنم! حکم ، قانون است. غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد.
برای هیچکس حکومت نیست ، نه فقیه و نه غیرفقیه همه تحت قانون عمل می کنند مجری قانون هستند همه هم فقیه و هم غیرفقیه همه مجری قانون اند. فقیه ناظر بر این است که اینها (مسوولان نظام ) اجرای قانون بکنند، نه این که می خواهد خودش یک حکومتی بکند.2

رکن سوم: مردم
در نظام سیاسی اسلام و انقلاب اسلامی ایران ، مردم یکی از 3 رکن اساسی نظام هستند؛ رکن مهمی که مکمل و متمم تحقق دو رکن دیگر یعنی اسلامیت و رهبری است.
تجربه تاریخی ثابت کرده است که بدون حضور مردم در صحنه سیاست و پذیرش آگاهانه اسلام و حاکمیت دینی و نظام ولایی ، ولایت خدا و حکومت دینی محقق نمی گردد و قانون الهی اسلام ضمانت اجرایی پیدا نمی کند.
همچنان که شخصیت عظیم جهان بشریت ، انسان کامل و تجسم اراده الهی و تبلور قانون اسلام یعنی حضرت علی ع پس از رحلت پیامبر اکرم ص بدون حمایت و پشتوانه مردمی ، امکان تشکیل حکومت اسلامی را نیافت و تنها پس از حضور پرشور مردم و بیعت با او بود که موفق به تشکیل حکومت اسلامی شد و به اجرائ احکام الهی رسما اقدام نمود و مجددا به علت سستی ، دنیاگرایی و پیمان شکنی مردم ، حکومت عدل علی ع به افول گرایید.

1-نقش مردم در حکومت دینی (مردمسالاری دینی)
مردم در شکل گیری و برپایی حکومت دینی و استمرار آن نقش بسیار موثری دارند و این نقش ، از 2جنبه قابل بررسی و تحلیل است : پذیرش رای مردم و مشارکت همه جانبه آنان.
1-1.پذیرش رای مردم:قانون و حاکمیت تشریحی الهی هیچ گاه تحمیلی نیست و نمی توان جامعه یا کسی را مجبور به پذیرش احکام دین و رهبری الهی آن نمود.3
و شان انبیای الهی و کتب آسمانی در اصل دین ، فقط ابلاغ پیام خدا 4 و نشان دادن راه مستقیم انسانیت است.5
زعامت و ولایت و مدیریت عملی رهبران الهی مختص به جامعه مومنین و کسانی است که مشتاقانه هدایت و دعوت الهی را پذیرفته اند و در حقیقت بهترین برنامه زندگی را قانون الهی دانسته و به آن رای داده اند.
البته پذیرش دین و شریعت اسلام مستلزم پذیرش و قبول آثار و لوازم آن بوده و در واقع پذیرش یک مجموعه به هم پیوسته و یک برنامه کامل زندگی است. برجسته ترین قسمت این پذیرش و مهمترین بخش این مجموعه انقیاد و پذیرش ولایت الهی و حکومت دینی است و نمی توان مدعی دینداری و مسلمانی بود. اما ولایت و حاکمیت خداوند و محوریت احکام الهی را منکر شد.
1-2.مشارکت عملی و همه جانبه مردم: اقتدار و توانمندی نظام اسلامی مرهون حضور ایثارگرانه مردم در عرصه های گوناگون است.
حیات طیبه و عزتمند و خودباوری و استقلال همه جانبه حکومت دینی در پرتو تلاش و حمایت مشتاقانه و باانگیزه عموم مردم تضمین می گردد.
قرآن برای تحقق عدالت اجتماعی که یکی از مهم ترین اهداف حکومت دینی است در کنار قانون و رهبری الهی ، قیام و حرکت جهادی و تلاش و مقاومت مردم را مطرح می کند و بلکه بعثت پیامبران و فرستادن کتابهای آسمانی را مقدمه آن و در راستای تحقق قیام همگانی برای استقرار قسط و عدالت معرفی می کند که البته امکانات عملی چنین قیام و حرکتی در اختیار مردم قرار گرفته است و بدین وسیله حجت بر آنها تمام شد و آنها آزمایش می شوند:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز.

پانوشت ها:
1-ر،ک فصلنامه حکومت اسلامی سال اول ، ش 1، پاییز 75، ص 67ش 3زمستان 75، ص 224و 225
2-صحیفه امام ، ج 1، ص 353 
3-الا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی (بقره/256)، «در دین هیچ اجباری نیست و راه از بیراهه به خوبی آشکار است.»
 4-و ما علی الرسول الا البلاغ المبین (نور/84)84، «و بر فرستاده {خدا} جز ابلاغ آشکار {ماموریتی} نیست.»
5-انا هدینا السبیل اما شاکرا و اما کفورا (انسان/3)، «ما راه را به او (انسان ) نشان دادیم خواهد شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس.»

دکتر عبدالله حاجی صادقی
آسیب شناسی ارکان انقلاب ایران/8
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها