کودتای «نشان»دار

تا قبل از انقلاب اکتبر شوروی ، روس و انگلیس در ایران رقابت سخت و فشرده ای داشتند. اکثر امتیازهای معادن ، راهها، شیلات ، گمرک و... در شمال کشور متعلق به روس ها بود و در جنوب به انگلستان تعلق داشت.
کد خبر: ۸۹۱۲۴

با روی کار آمدن بلشویک ها در روسیه و نابسامانی های داخلی آن کشور، حضورشان در ایران تضعیف و کمرنگ شد. انگلستان با اغتنام این فرصت ، درصدد برآمد تا ایران ، این لقمه چرب را یک جا ببلعد، لذا با پرداخت رشوه های سنگین به وثوق الدوله (نخست وزیر)، نصرت الله فیروز (وزیر خارجه) و سایر چهره های موثر در حاکمیت ، قرارداد 1919 را به امضا رساند تا برمبنای آن قرارداد اسارت با کلیه شوون ایران تحت کنترل استعمار پیر در آید. قرارداد منعقد شد، اما این رویای شیرین با مخالفت های روحانیت دلسوز همچون آیت الله مدرس و شیخ حسین لنکرانی و مبارزات مردم ، عملا تعبیر نشد. انگلستان که از راهکارهای سیاسی طرفی نبسته بود، اقدام نظامی را در دستور کار خویش قرار داد. بدین ترتیب طرح کودتا روی میز انگلیس قرار گرفت . برای انجام این عملیات دو چهره سیاسی و نظامی نیاز بود که به انگلیس تعلق داشته باشد؛ چهره سیاسی روزنامه نگار جوانی به نام سیدضیائالدین طباطبایی بود که پیش از این در عرصه مطبوعات با حمایت از قرارداد 1919 علاقه خود را به اثبات رسانده بود. برای یافتن یک فرد نظامی مقتدر و مطیع ، اردشیر جی ریپورتر از جانب سفارت مامور شد تا قزاقی را که اعتقادات شیعی استواری نداشته باشد ، بیابد. ریپورتر به ستون پنجم و تکیه گاه انگلیس در ایران یعنی فرقه ضاله بهائیت مراجعه کرد. محفل بهائیان حبیب الله عین الملک هویدا را برای پیدا کردن فرد مناسب مامور ساخت . او نیز سرانجام قزاقی به نام رضاخان را یافت و معرفی کرد. رضاخان تحت آموزش های اردشیر جی ریپورتر سرجاسوس انگلیس در ایران قرار گرفت و چندی بعد با همکاری ژنرال آیرونساید در راس قوای قزاق برای تصرف پایتخت حرکت کرد و در پگاه سوم اسفند 1299 ، تهران را به تصرف درآورد. احمدشاه به ناچار احکام نخست وزیری را برای سیدضیاء و وزارت جنگ و سردار سپهی را برای رضاخان صادر کرد. به زودی رضاخان میرپنج ، پله های ترقی رایک به یک و به سرعت پیمود و اندکی بعد برخلاف قانون اساسی مشروطه ، سلسله قاجار را منقرض ساخت و رژیم پهلوی را تاسیس کرد. بدین ترتیب دوران تاریک و سیاهی در تاریخ ایران شکل گرفت که تا سال 1357 پایدار بود. ناگفته نماند که محفل بهائیان و عین الملک هویدا نیز مزد خود راگرفتند و در آن دوران تاریک این فرقه ، آزادی فراوانی یافت و نفوذ چشمگیری در کلیه ارکان سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و فرهنگی ایران پیدا کرد. اوج این نفوذ زمانی بود که امیرعباس هویدا(پسر همان عین الملک بهائی) در سال 1343 بر مسند صدارت تکیه زد و طولانی ترین دوران نخست وزیری پس از مشروطه را تا 1356 تجربه کرد و در کابینه های مختلف خود از اعضای فرقه بهائیت بسیار استفاده کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها