ماجرای رجزخوانی از مازندران شروع شد و خیلی زود به گلستان رسید. برخورد قاطع پلیس و دستگاه قضا باعث شد دیگر اشرار به رجزخوانی فکر نکنند.
در این کلیپها اشرار در حالی که چهرهای خوفناک بهخود گرفتهاند، رقبای خود را به الفاظ رکیک تهدید میکردند و در فضای مجازی بهدنبال تسویهحسابهای گروهی بودند. مردی با نیمتنه برهنه و قمهای در دست، جلوی دوربین میایستد و به لنز آن خیره میشود، او که تعدادی از دندانهایش ریخته مدام با الفاظ رکیک عدهای را خطاب قرار میدهد و به نزاعی همهجانبه دعوت میکند، لهجهاش نشان میدهد مازندرانی است، با خشونت فریاد میزند: «بارها زندان افتادهام، اگر جرأت دارید با من طرف شوید تا نشانتان دهم کی هستم، بیایید سر قرار تا حسابتان را کف دستتان بگذارم.»
برخی نیز لامپ مهتابی به زمین میکوبند، خردش میکنند و با نشان دادن آن، حریف میطلبند. تعدادی از آنها خشونت خود را با خنده عجین کردهاند اما آنچه در نگاه نخست به ذهن میرسد، قدرتنمایی است. اوج ماجرا نیز جایی است که کودکان و جوانانی ساده نیز بازیگر تعدادی از این کلیپها میشوند. هرچند صدای خندهشان هنگام ضبط فیلمها میآید، اما آنها در حال تقلید از گروهی هستند که بینشان مجرمانی با ٤٤ بار سابقه زندان نیز وجود دارد.
شاه مازندران هم که پس از انتشار کلیپش فراری شده بود دستگیر شد و بر اساس اخبار تلگرامی به حبس ابد محکوم شده است.
با فراگیر شدن این کلیپها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه مسئولان به فکر افتادند. با پیگیریها ی ماموران پلیس اراذل و اوباش این منطقه دستگیر و روانه زندان شدند، ولی با زندانی شدن آنها پرونده کلیپهای رجزخوانی بسته نشد.
در اقدام جدید اراذل و اوباش استان گلستان نیز مانند همتاهای مازندرانی خود کلیپهایی از رجزخوانی منتشر کردند که با اقدامات ماموران تعدادی از آنها نیز دستگیر شدند.
یکی از این مجرمان چنگیز جنگلی بود که شاه مازندران را به مبارزه دعوت کرده بود. این فرد در کلبهای جنگلی دستگیر شد و در حالی که گریه میکرد، گفت: نمیدانستم عاقبت رجزخوانی فرار و زندگی مخفیانه میشود. حالا هم از کار خود پشیمانم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم