این هنر آنقدر حیرتآور بوده که باستانشناسان بارها خواستهاند آن را تلفیقی از هنر چند کشور معرفی کنند، اما هر بار پس از ارزیابیهای دقیقشان اعتراف کردهاند ایرانیان تنها از هوش و زکاوت و هنرمندی خود در ثبت این معماری استفاده کردهاند. مصداق این ادعا هانری رنه دالمانی، توریست و کلکسیون دار بزرگ و مشهور فرانسوی است که در سالهای 1889 و 1907 میلادی به ایران آمده و معماری ایرانی به اندازهای چشم او را گرفته که میگوید: «صنعتگران ماهر ایرانی از مطالعه دقیق خود و مخصوصا از نمونههایی که طبیعت در دسترس آنها گذاشته بوده است به این ابتکارات نائل شدهاند.» بخشی از نگاه او به معماری ایرانی را که از سفرنامه «از خراسان تا بختیاری» او انتخاب کرده ایم را در ادامه میخوانید:
ایرانیان در صنایع ابتکارات خاصی دارند، علت عمده این ابتکار این است که ایران در طی قرون متمادی هیچوقت نخواسته تحت نفوذ بیگانگان قرار بگیرد و همیشه خود را از ملل مجاور جدا کرده و زیر بار تحمیلات آنان نرفته است، ایران با وجود دیدن مصائب و انواع پریشانیها، راهی را که برای ارتقا و تکامل در پیش گرفته بود، فراموش نکرد و به همین جهت توانست در صنایع و هنرهای زیبا پیشرفت کرده و سنن قدیمی خود را حفظ کند.
مغها که نگاهبانان علوم و اسرار و رموز صنایع بودند در حفظ آنها کوشیدند و با تمام قوا از تحلیل و انحطاط آنها جلوگیری کردند و انتقال این رموز و علوم پیوسته در ایران وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد. استادان معمار، اصول مقرنسکاریهای زیبا و ظریف و رموز ساختمان سقفها و گنبدهای بلند حیرتآور را که در پدیدآوردن آنها شجاعت و تهور بروز داده بودند به فرزندان خود یاد دادند و آن فرزندان خلف هم در نگهداری و حفظ این اسرار و رموز کوتاهی نکردند و در تکمیل آنها کوشیدند و پیوسته در این فکر بودند که این اصول معماری موروثی منحصرا به خود آنها تعلق داشته باشد و ملل دیگر از رموز این فن آگاه نشوند.
انتشار صنایع و هنرهای ایرانی در قرن چهارم مملکت بیزانس با کشور ایران روابطی پیدا کرد و ایرانیان توانستند مصنوعات، منسوجات و کارهای ظریف دستی خود را به امپراتوران و درباریان آنها بفروشند. در همین موقع بود که معماران بیزانس از قواعد و اصول معماری ایران آگاهی مختصری پیدا کردند و به فکر افتادند طرز ترکیبات همآهنگ و خوشنما و ترسیم خطوط هندسی و تزئینات منشور مانند مقرنسکاریهایی که در سقفها و گنبدهای شگفتآور به کار میرفت و یکی از مختصات تزئینات ایران زمان ساسانی بود را یاد بگیرند و این هنرمندیها را در ابنیه مجلل خود به کار ببرند و بر شکوه آن بیفزایند.
مملکت بیزانس در قرن چهارم از سبک معماری ایرانی بیبهره نماند و 400 سال بعد پادشاه آنجا کنستانتین، یکی از معماران ایرانی موسوم به مترودور را احضار کرد و ساختمان قصر عالی و کلیسای معروف خود را به او واگذار کرد و بعد از او هم امپراتور «ژوستینین» دوم برای تزئینات پای تخت خود به استادان ایرانی مراجعه کرد و آنها هم عمارات مجلل و با شکوهی برای او ساختند.
دانشمندان باستانشناس باختری مدت زمانی به این فکر بودند که معماران ایرانی از کجا و از چه راه این سبکهای خوشنما و همآهنگ تزئینی را فرا گرفتهاند و آیا این سبکها منحصرا از ابتکارات خود آنهاست یا از جای دیگری الهام گرفتهاند؟ بالاخره پس از کنجکاویهای زیاد به این نتیجه رسیدند که مسلما خود آنها مبتکر این سبک بودهاند و این صنعتگران ماهر از مطالعه دقیق خود و مخصوصا از نمونههایی که طبیعت در دسترس آنها گذاشته بوده است به این ابتکارات نائل شدهاند.
اشکال خوشنما و موجدار از سلسله نباتات و گلها اقتباس کردهاند و تزئینات بلورمانند و مقرنسکاری را از سلسله احجار معدنی به عاریت گرفته و رمز اشکال منظم را از سلسله حیوانی به دست آوردهاند و مسلم است که اصول و قواعد هندسی که در تمام موجودات خلقت دیده میشود، از نظر آنها دور نبوده است.
خطوط راه راه رنگین و لعاب مینایی که برای تزئین و حفظ آجرهای کاشی به کار میرود از انواع صدفها اقتباس شده است، از مطالعه شکل و ترکیب حیوانات دریایی مانند طایفه مرجانها طرز ساخت گنبدهای حیرتآور را دریافتهاند و از مشاهده برخی از غارها که قطرات آب از سقف آنها میچکد و آویزهای بلوری مانندی تشکیل میدهد، توانستهاند تزئینات پست و بلندی را که به شکل لانه زنبور هستند در درون عمارات به وجود آورند.
استفادهای که ایرانیان از مطالعه احجار متبلور کردهاند، اساس و منشا تزئینات معماری خاوری شده است. آشوریها در زمانهای بسیار دور، ترکیبات سطوح و زوایا را در عمارات به کار برده بودند. این ترکیبات در دوران سلطنت سلسله هخامنشیان و اشکانیان رو به توسعه و تکمیل رفت و در دوران زمامداری سلجوقیان به انتهای درجه ظرافت و زیبایی رسید.
ایرانیان بهواسطه هوش ذاتی و ذوق ابتکاری توانستهاند آنچه را که طبیعت در دسترس آنها گذاشته، به صورت شگفتآوری تجسم دهند و در معرض نمایش بگذارند. نکته جالب توجه دیگر اینکه وسیله پر کردن فاصلههای خالی میان دو طاق را در سقفهای مدور به طرز مطلوبی پیدا کردهاند. ظرافت و لطافت بینظیری که این استادان قدیمی با مصالح مختلف در شاهکارهای خود به وجود آوردهاند، بیاندازه حیرتآور است. معماران ایرانی در ساختههای خود از میخ، چوب، خشت، گل، آجر، سنگ، آهن و ورقه مس استفاده کردهاند و مخصوصا کاشیهای مینایی را در ابنیه متبرکه به حد وفور و به طرز جالب توجهی به کار بردهاند و تزئینات ظریف را بهوسیله میخهای چوبی و آهنی و قطعات مفتولی که دو انتهای آنها برگشته است در سقفها و قوسها و سرستونها به وجود آوردهاند.
باستانشناسان دانشمند در مقابل چنین تزئیناتی که با مهارت و تردستی استادان ایرانی صورت گرفته است، کاملا مات و مبهوت میشوند و بیاختیار سر تعظیم فرود میآورند و هنرمندی آنها را تمجید و تحسین میکنند.
نقش و نگاری که مانند لباس فاخر در کاشیکاریها دیده میشود و به سبک عربی مرسوم شده به دو نوع متمایز تقسیم میشود؛ نوع اول را از گیاهان خزنده و پیچنده که دارای شاخ و برگ منظم و گلهای قشنگی هستند، اقتباس کردهاند و نوع دوم از اشکال هندسی اقتباس شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم