شیخی هم در زمینه ادبیات کودکان و هم ادبیات بزرگسالان فعالیت کرده و آثار زیادی را در هر دو حوزه به رشته تحریر درآورده است. با او درباره بردن جایزه کتاب سال و حس و حالش گفتوگویی انجام دادیم که در اینجا میخوانید.
درباره کتاب «دفترچه خاطرات کلاغ» توضیح دهید که موفق شد در جایزه کتاب سال شایسته تقدیر شناخته شود.
«دفترچه خاطرات کلاغ» یک رمان فانتزی کودک است. داستان در مورد کلاغی است که با یک شکارچی پیر زندگی میکند. این که چرا با این شکارچی زندگی میکند، ماجرایش مفصل است. شکارچی روزها مینشیند و خاطراتش را مینویسد و کلاغک هم از او میخواهد خاطرات او را هم بنویسد. کتاب در 12 فصل و در قالب فانتزی نوشته شده است. معمولا کودکان حوصله خواندن کار بلند را ندارند، آن هم در دنیای فعلی که اینقدر بچهها درگیر تکنولوژی شدهاند. در نوشتن این کار سعی کردم داستان کشش لازم را داشته باشد و خستهکننده نشود و فانتزی هم باشد. داستان در چند فصل گفته شده است تا برای این گروه سنی جذاب باشد و نیمهکاره رهایش نکنند.
نگارش این کتاب چقدر زمان برد؟
یک بار آن را نوشتم، بعد مدتی صبر کردم و بازنویسی دوم و سپس سوم را انجام دادم. فکر میکنم چند ماهی طول کشید.
فکر میکردید این کتاب اصلا در جایزه کتاب سال نامزد شود، چه برسد به این که شایسته تقدیر شود؟
برای نوشتن هر کاری تمام توانم را میگذارم. در نثر، موضوع و این که کشش داشته باشد، نهایت سعی ام را میکنم. چند بار بازنویسی میکنم. هدف اولم مخاطبانم است و این که از کار خوششان بیاید. نمیتوانم بگویم تقدیر شدن و گرفتن جایزه مهم نیست، ولی این که بچهها از کتاب خوششان بیاید و آن را بخوانند مهمتر است. پس با توجه به حساسیتی که در نوشتن دارم و تلاشی که میکنم و وقتی که صرف میشود، انتظار دیده شدن کتاب را هم دارم.
حتما در جریان هستید که تجربه جایزه کتاب سال نشان داده معمولا به کتابهای داستان توجه کمتری دارد. نظر شما در این باره چیست و از این که کتابتان برنده این جایزه شده است، چه حسی دارید؟
شاید به دلیل زیاد بودن کارهای ترجمه و کم شدن کارهای تألیفی باشد و این هم به چرخه نشر برمیگردد؛ این که چرا کارهای ترجمه بیشتر از تألیف است، چرا ناشران بیشتر سراغ کارهای ترجمه میروند و برایشان راحتتر و ارزانتر تمام میشود.
فکر میکنید کتابهایی که در جایزه کتاب سال تقدیر میشوند، در بازار، فروش بیشتری خواهند داشت؟
مسلما بیتأثیر نیست، ولی باز هم به این که چقدر کتاب شناسانده شود و پخش به چه شکل باشد، بستگی دارد. فکر میکنم خیلی مهم است که بعد از برگزاری جشنواره، کتاب تا چه حد به مردم شناسانده شود و در دسترسشان قرار گیرد. معرفی کتابهای خوب نباید مقطعی و فقط بعد از جشنواره باشد، بلکه در طول سال هم باید به شکلهای مختلفی به مردم معرفی شود تا مخاطبان کتاب را بشناسند و آن را بخرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم