گم شدن یک آدم متوسط

طاهره علوی متولد سال 1342تهران است. او با مجموعه داستان «زن در باد» در سال 1377به جرگه نویسندگان پیوست. «من و هایدگر» (1378) و «زندگی من در سه شنبه ها اتفاق می افتد» (1380)دیگر مجموعه های او است.
کد خبر: ۸۸۲۶۳

طاهره علوی در داستان های کوتاهش بیشتر به زندگی زنان شهری و طبقه متوسط جامعه می پردازد. زنانی که دغدعه ها و مشکلات خاص خودشان را دارند.
زنان متوسطی که در این جامعه گم می شوند و حتی آرزوهای متوسطی دارند و دل به این آرزوهای متوسط خوش کرده اند و در لابه لای حوادث ریز و درشت زندگی شهری ، در خانه ، در آشپزخانه ، در کوچه ، در خیابان و... هستند؛ گاه بدون آن که دیده شوند؛ گویی گم شده اند.
طاهره علوی امسال رمان «خانم نویسنده» را توسط نشر آگه در تیراژ 2200 نسخه و در 187 صفحه روانه بازار کرد و در آن به همان آدمهای متوسط پرداخته و دغدغه همیشگی آثارش ، زندگی زنان طبقه متوسط، را در وجود یک زن نویسنده به نمایش گذاشته است.
منتهی زن متوسطی که نویسنده است و روشنفکر متوسطی نیز هست. نویسنده ای که با وجود ادعای روشنفکری در زندگی اش کمتر که حتی می توان گفت هیچ تفکر و منش روشنفکری اش را آشکار نمی کند.
نویسنده ای که در طول رمان همه کار می کند به جز نوشتن داستان. همه و همه برایش دغدغه است ، جز ادبیات و داستان.خانم نویسنده ای که از همان آغاز، خواننده می داند با یک زن نویسنده روبه روست و احتمال دارد با دیگر زنان تفاوت داشته باشد. از همان لحظه ای که خانم نویسنده مورد خطاب دوم شخص قرار می گیرد و بسیار با احترام او را «شما» خطاب می کند، روند زندگی عادی و یکنواخت گذشته اش دگرگون می شود.
یعنی داستانی به وجود آمده و شخصیت در یک موقعیت جدید قرار گرفته است. او که تا حالا به تنهایی زندگی می کرده ، با مردی که زنش مرده و از او یک دختر کوچک دارد، قرار است ازدواج کند.
از همان ابتدا گمان می رود خانم نویسنده با اصل ازدواج مشکل داشته باشد، چون تا آغاز روایت مشکل داشته که به تنهایی زندگی می کرده ، ولی از دغدغه ها و تفکر او در این زمینه سخنی به میان نمی آید و تمام فکر و ذکرش نحوه کنار آمدن با دختر شوهر است.
می ماند که چگونه به او بفهماند نمی خواهد جای مادرش را بگیرد و فقط می خواهد دوستش باشد. از همان ابتدای ورود دخترک به خانه نویسنده ، ناسازگاری های او شروع می شود. در واقع به جای این که خانم نویسنده - ناهید- او را تحمل کند، این دخترک است که او را تحمل نمی کند.
در طول رمان دغدغه خانم نویسنده کنار آمدن با وضعیت جدید است ؛ وضعیتی که ناهید را از مرتبه و جایگاه یک روشنفکر گیرم یک نویسنده و روشنفکر متوسط به حیطه تمام زنان متوسط جامعه پرتاب می کند که دغدغه اش کنار آمدن با شوهر و دختر شوهر است.
فکرش این است که در برابر حرفهای خاله زنکی زنان همسایه ، درباره او و دختر شوهرش ، چگونه برخورد کند. خانم نویسنده از یک داستان جذاب برخوردار نیست تا خواننده را با خود همراه کند؛ اما با در کنار هم قرار دادن یک زن نویسنده و دخترکی شوخ و شنگ و شیرین زبان و ناسازگار با شخصیت اصلی ، خواننده را تا حدی با خود همراه می کند.
داستان کاملا خطی از یک نقطه آغاز می شود، پله به پله پیش می رود و بدون هیچ پیچیدگی ساختاری قصه اش را روایت می کند و خواننده با مشکلات خانم نویسنده آشنا می شود و در نهایت به آرامی به پایان می رسد و زندگی یک خانم نویسنده به ورطه زندگی یک آدم متوسط وارد شده است. پایانی که به ظاهر انتهای ماجراست ولی برای خانم نویسنده و خواننده می تواند آغاز نو باشد.
می تواند آغازی برای تکرار این چرخه ملال آور باشد.پرستو دخترک پررمز و راز و پیچیده ای است که حتی بیش از خانم نویسنده جذابیت داستانی دارد و خواننده را با خود همراه می سازد.روایت دوم شخص خطابی که طاهره علوی برای نوشتن رمانش انتخاب کرده ، روایتی دشوار است و نویسنده ای که آن را انتخاب می کند، در واقع دست به یک ریسک می زند.
می تواند تلاش کند داستان بسیار جذابی بنویسد، ولی احتمال بسیاری هست که داستانش با شکست مواجه شود، برای همین داستان های کمی وجود دارد که در این زاویه دید نوشته شده باشند و موفق هم باشند.
طاهره علوی گر چه با انتخاب این زاویه دید برای روایت رمانش و مورد خطاب قرار دادن شخصیتش خانم نویسنده موقعیت زن و روشنفکر زن ایرانی را به او یادآوری می کند، اما به نظر می رسد در این امر به موفقیت چندانی دست نیافته است.
گر چه او شخصیت را «شما» خطاب می کند و «تو» نمی گوید و این مساله نیز در این زاویه روایت تازگی دارد، ولی این تازگی نیز نتوانسته است مخاطب را جذب کند و بین او و شخصیت داستان خانم نویسنده ارتباط برقرار نماید و شخصیت بدرستی واکاوی و پرداخت نمی شود.
راویت رمان دوم شخص خطابی است که آن را می توان زیرمجموعه زاویه دید دانای کل نامید، با این ویژگی که راوی دوم شخص فقط در مورد شخص مورد خطاب دانای کل است و همه چیز را می داند و به او خطاب می کند اما در رمان خانم نویسنده از این نیز فراتر رفته و گاه به گاه کاملا به شیوه سوم شخص دانای کل روایت می شود که بر تمام جوانب وحی و درونی رویدادها و آدمها خبر دارد. خانم نویسنده رمانی شخصیت محور است و داستان بیشتر به روحیات و جنبه های روانی شخصیت توجه دارد.
جنبه روانی خانم نویسنده بیشتر در مواجه با موقعیت جدید زندگی اش ، زندگی زناشویی ، زندگی مشترک در زیر یک سقف ، خانواده ، مشکلات این خانواده ، ارتباط با بچه ها و... و دغدغه بچه دار شدن ، تبلور یافته است.
بخشهایی از رمان فقط به این مساله می پردازد که ناهید در توهم باردار شدن است و فکر می کند بچه ای را در بطن خود می پروراند و بعد بسادگی گفته می شود که فقط یک توهم بوده و ناهید خیال می کرده باردار است.
این قضیه بسیار بی مقدمه رها می شود، همان طور که مطرح شده بود. روایت خطی و کلاسیک رمان در برخی قسمتها از یکپارچگی خارج شده و نویسنده زمان و وقایع داستان را متوقف می کند و سرگذشت شخصیت هایی دیگر را می گوید.
هر شخصیت زمانی که وارد داستان می شود، بلافاصله پرونده اش گشوده می شود و به همان سرعت بسته می شود و شخصیت به جای این که در طول حوادث داستان و به مرور زمان معرفی شود، یک مرتبه توسط خانم نویسنده شرح و بسط داده می شود و بعد رها می شود.
مثلا در مورد 2تن از همسایه ها، ابتدا قصه خانم آشتیانی مطرح می شود، بی آن که تغییری در روند داستان داشته باشد یا تغییری در روند رابطه خانم نویسنده با دختر همسرش ایجاد کند و بعد قصه خانم مظفری نیز همچنین در چند صفحه مطرح می شود و تا مرگ دنبال می شود و... مطرح کردن حوادث و دوباره رها کردن آنها سلسه علت و معلولی را دچار خدشه کرده است و برخی سهل انگاری ها نیز به چشم می آید که نویسنده براحتی می توانست رفع نماید.
به طور مثال در معرفی شوهر خانم نویسنده بسیار متناقض برخورد شده است. جدای از این که ویژگی های او بسیار دیر مطرح می شود و هر جا که به مشکلی برمی خورد، یک نقص جسمانی به شوهر نسبت می دهد و جالب اینجاست که این نقصها در جاهای دیگر رمان از یاد می رود.
شوهر در جایی نمی شنود و در جایی دیگر گوشش بسیار تیز است و انگار نه انگار که یک گوشش در جبهه شنوایی اش را از دست داده و یکی دیگر نیز نیمه شنوا شده است و این مساله در هیچ جای دیگر استفاده نمی شود و بعد می بینیم که شوهر آسم شدیدی هم داشته (در صفحه121)بدون این که تا اینجای داستان مشکلی ایجاد شده باشد و بعد از این نیز مشکلی به وجود نمی آید، با وجود این که او آسم دارد و حتی دیگر مطرح نمی شود و...
روی هم رفته خانم نویسنده با وجود این که به خاطر انتخاب روایت دوم شخص خطابی ، زبانی ساده و تا حدی ژورنالیستی و مطرح کردن زندگی طیف خاصی از جامعه زن نویسنده و روزمرگی زن نویسنده و روشنفکر در راضی نگاه داشتن خواننده متوسط موفق است و نشانگر زندگی زنان متوسط شهری است که پیاپی زندگی شان در حال دگرگونی و تغییر است و آنان باید خودشان را با آن سازگار نمایند.

محمدحسین محمدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها