بحران هویت در نوجوانی امری اجتنابناپذیر است که بهواسطه آن نوجوان مجبور است مدام در تکاپوی یافتن یک هویت واحد و سازمانیافته باشد و گاه از این شاخه به آن شاخه بپرد. نوجوان در آزمایش و اکتشاف هویت خود سعی میکند تا دریابد در این جهان کیست؟ چه میکند؟ چگونه فردی است؟ چه میخواهد؟ کجاست؟ به کجا خواهد رسید؟ میخواهد با زندگیاش چه کند؟ چه نوع روابطی میخواهد و... اینها پرسشهای دشواری است که پاسخ برخی را میتوان به راحتی در فضاهای مجازی چون تلگرام جستوجو کرد و دریافت.
نوجوانان بیش از هر چیز برای یافتن دوست، صمیمیت و تعلق داشتن، جلب تلگرام میشوند، گروههای جدید مییابند یا حتی آنها را خلق میکنند و با عضویت در آنها احساس تعلق میکنند و هویت در حال تکاملشان را محک میزنند. مثلا وقتی در گروهی قرار میگیرند، لطیفه تعریف میکنند، از والدین و معلمان خود شکایت میکنند، از یکدیگر حمایت میکنند یا همدیگر را نصیحت میکنند، از زندگی واقعی و خواستهها و آرزوهای خود سخن میگویند و این دقیقا همان کاری است که در زندگی واقعی انجام میدهند، اما این مساله جنبه منفی نیز دارد، نوجوانان ممکن است به گروههایی ملحق شوند که چندان مورد علاقه آنها نیست یا با ارزشها، شخصیت اجتماعی و خانوادگی، هویت و فرهنگ دینی و عرفی وارزشهای اسلامی ـ ایرانی منافات و مغایرت بسیار دارد. گروههای سیاسی افراطی، رسوم شیطانپرستی و مجالس عیاشی از آن جمله هستند؛ تمامی این روابط که با انواع مختلف شخصیت، گذشته، ارزشها و علایق در ارتباط است، به بخش بزرگی از فرآیند اکتشاف هویت نوجوان بدل میشود که گاه به تغییر مسیر مرسوم و طبیعی او از زندگی میانجامد. از آنجا که چنین فضایی، صحنهای فرهنگی و اجتماعی است فرد میتواند خود را در موقعیتهای متنوع، نقشها و سبکهای زندگی مختلف قرار دهد، که این خود زمینهای میشود برای آسیب پذیری شخصیت کاربر و گاه حتی چند شخصیتی شدن وی. در این فضا بیش از آنکه هویت ظاهری فرد مطرح شود، درون مایههای افراد امکان بروز مییابد، چراکه هر کسی درصدد بیان اندیشهها و علاقهمندیهای خویش است و مطرح نشدن هویت شخصی و مشخصات فردی موجب تقویت شخصیتهای چندگانه، رشد و استحکام آن میشود و دقیقا به همین دلیل نیز نوجوانان در این محیط از آسیبپذیری بیشتری برخوردارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم