به گزارش جامجم، در نخستین پرونده روز سهشنبه گذشته زنی هراسان همراه پدرش با مراجعه به دادسرای امور جنایی از ربوده شدن همسرش خبر داد. زن جوان در شکایتش به ماموران گفت: صبح امروز همسرم به نام پدرام 33 ساله برای کار در بازار آهن از خانه خارج شد. ساعتی بعد مرد ناشناسی با من تماس گرفت و مدعی شد همسرم را ربوده و پدرم برای آزادیاش باید 400 میلیون تومان پرداخت کند. مرد آدمربا در تماسش مدعی شد، اگر موضوع را به پلیس بگوییم پدرام را میکشد.
با توجه به درخواست پول از خانواده مرد آهنفروش و احتمال در خطر بودن جان مرد جوان، ماموران اداره مبارزه با آدمربایی تحقیقاتشان را برای شناسایی آدمربایان و آزادی پدرام آغاز کردند.
در حالی که 72 ساعت از ربودن مرد آهنفروش میگذشت، ماموران در تماسهای مرد آدمربا، مخفیگاه او را در غرب تهران شناسایی و پسر 28 ساله را دستگیر کردند.
با دستگیری مسعود، او مدعی شد آدمربایی در کار نیست و پدرام از او خواسته در تماس با خانوادهاش موضوع ربودن او را مطرح کند تا از پدرزنش اخاذی کند.
با اظهارات متهم سرانجام ساعت یک بامداد جمعه پدرام در خانه یکی از دوستانش در میدان خراسان شناسایی و دستگیر شد.
روز گذشته با انتقال مرد 33 ساله به دادسرای امور جنایی، او در بازجوییها گفت: پدرزنم از تاجران سرشناس بازار آهن است. من هم در کنار او مشغول کار شدم، اما یکباره بدهکار شده و در آستانه ورشکستگی بودم. تنها راهی که به نظرم رسید، اخاذی از پدرزنم بود، به همین دلیل با همکاری دوستم مسعود نقشه را اجرا و درخواست 400 میلیون تومان پول کردیم. در این مدت در پرند و تهران در خانه دوستانم بودم تا بتوانیم از او پول بگیریم که موفق نشده و دستگیر شدیم.
با اظهارات دو متهم به خودربایی دروغین، آنها با دستور سعید احمدبیگی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی برای تحقیقات بیشتر بازداشت شدند.
گروگانگیری مرد قصاب توسط صاحب مغازه
در پرونده دیگری که روز گذشته در دادسرای امور جنایی رسیدگی شد، صاحب مغازهای در خیابان جیحون مستاجرش را که مرد قصابی بود، گروگان گرفته و با ضربههای چاقو مجروح کرده بود.
مرد مستاجر در شکایتش به بازپرس پرونده گفت: من یک قصابی دارم و دو سال است مستاجر متهم هستم. عصر چهارشنبه محمود از من خواست برای بردن یک ترانس برق به زیرزمین خانهاش، به او کمک کنم. همراه او به زیرزمین رفتم که کامبیز یکی از دوستان مرد صاحبخانه هم آنجا بود. وقتی درحال جابهجایی ترانس بودم، کامبیز با شوکر و گاز اشکآور به من حمله و مجروحم کرد و سپس همراه صاحب مغازه دست و پایم را با نخ و زنجیر بستند. محمود که بسیار عصبانی بود، چند ضربه سطحی با چاقو به کمر و گردنم زد.
در دو روز گذشته دو مرد میانسال مراقب من بودند تا این که شب گذشته هر دو از خستگی به خانه رفتند. من هم از این فرصت استفاده و با بازکردن زنجیر فرار کردم.
بعد از این که از زیرزمین خارج شدم، از ترس تا سهراه آذری پیاده دویدم و بعد از تماس با برادرم به کلانتری 108 نواب رفته و شکایت کردم.
با اظهارات مرد قصاب، صاحبخانه او دستگیر شد و در بازجوییها با قبول ربودن و نگهداری مرد جوان در زیرزمین گفت: کامبیز از دوستان قدیمی من است که مدتی قبل مدعی شد مرد قصاب به خانوادهام نظر دارد. او پیشنهاد کرد با بستن مستاجرم در زیرزمین او را ادب کنیم که من هم قبول کردم. تمامی اتفاقات توسط دوستم رخ داد و من فقط نگهبانی میدادم.
با اظهارات مرد 55 ساله او با دستور سعید احمدبیگی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی بازداشت و تحقیقات برای دستگیری همدست او آغاز شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم