در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما اگر با هرکدام از وسایل نقلیه سفر کنید، این احتمال وجود داد که دچار سانحه شوید. حتی در وسیله نقلیهای مانند قطار که به بیخطرترین وسیله نقلیه شهرت دارد، احتمال وقوع سانحهای که به مرگ منتهی شود وجود دارد و این بخش تلخ و جداییناپذیر سفر است؛ حوادثی که ممکن است سفرهای خاطرهانگیز و بینظیرمان را تبدیل به خاطراتی تلخ و ناخوشایند کنند یا تجربهای باشند برای تغییر رفتارهای اشتباهمان در آینده.
متاسفانه آمارهای حوادث سالهای اخیر در ایران کمی احساس ترس در سفر را افزایش داده است. افزایش سقوط و سوانح هوایی باعث شد ترس از پرواز به جان خیلی از هموطنان بیفتد. همچنین هشت سانحه هوایی در سال 93 از علل اصلی تغییر این نگاه شد. از طرفی جادهها و مسافرتهای زمینی هم آمار امیدوارکنندهای نداشتند. 250 هزار زخمی و بیش از 27هزار کشته در اثر تصادفات جادهای؛ یعنی آماری که با شمار کشتهشدگان و زخمیان یک جنگ برابری میکند؛ به طوریکه تصادفات جادهای در ایران تبدیل به بحران شد.
خیلیها این بحران را به اوضاع بد جادهها نسبت میدهند و خیلیها آن را به بیاحتیاطی و اشتباهات رانندگان نسبت میدهند، بعضیها هم امنیت ماشینها را زیر سوال میبرند.
اما مزاحم تلفنی این بار میخواهد نظر مردم را درباره سیستم حمل و نقل کشور و میزان کیفیت و امنیت قطار، هواپیما و اتوبوس بداند. ابتدا یک پرسش ناراحتکننده از آنها پرسیدیم: «آیا در مسافرتهایتان دچار سانحه شدهاید یا شاهد سانحهای بودهاید؟» و خواستیم نظرشان را درباره اوضاع جادههای ایران بگویند. بهعنوان آخرین پرسش از آنها پرسیدیم آیا از سفر کردن میترسند؟
هر چند مزاحم تلفنی امروز پاسخهای متفاوت و حتی متضادی شنید، اما همه حتی با وجود تجربههای بد و ناراحتکننده در این موضوع همنظر بودند که سفر کردن خوب است و هیچگاه از آن نترسیدهاند. همصحبتان امروز مزاحم تلفنی مردم شهری بندری و زیبا هستند. «بندرعباس»، بزرگترین بندر ایران و ساحل زیبای خلیجفارس که به دلیل موقعیت تجاری، جذابیتها و نزدیکی به جزیره قشم هرساله مسافران زیادی از اقصی نقاط ایران، این شهر را بهعنوان مقصد سفرشان انتخاب میکنند. اسکله قدیمی، معبد هندوها، حمام گلهداری و موزهها از جمله جذابیتهای تاریخی این شهر است که بر زیباییهای طبیعی آن افزوده است.
333---38:
خوشبختانه او هم حادثهای را تجربه نکرده است و تنها یکبار شاهد یک حادثه کوچک بوده که تلفاتی هم نداشته است. نظرش را درباره وسایل نقلیه مسافرتی میپرسم: «اتوبوسها اصلا امنیت ندارند، یا رانندهها بد رانندگی میکنند یا خوابشان میبرد، حتی کیفیتشان هم بد است، اتوبوسهای ویژه هم که بسیار گران است و اصلا کیفیت خوبی ندارد. به همین دلیل هیچوقت با اتوبوس سفر نمیکنم. قطار خوب است و امنیت جانی هم دارد. هواپیما هم اینقدر سقوط کرده است که همه از آن میترسند. من حتی اگر بلیت رایگان برای سفر داشته باشم حاضر نیستم سوار هواپیما شوم.» تعجب میکنم: با وجود آنکه یک سال است در ایران هواپیمایی سقوط نکرده است باز هم حاضر به سفر با آن نیستید؟ «وقتی ذهنیت آدم خراب شده باشد، به این راحتیها قابل تغییر نیست. من دیگر هواپیما سوار نخواهم شد.» درباره جادهها میگوید: «من فکر میکنم مشکل خود مردم هستند و اگر درست رانندگی کنند مشکلی پیش نمیآید.» از سفر کردن هم نمیترسد، البته سفر با قطار را ترجیح میدهد.
333---76:
«یکبار در سفر به سمت اصفهان در کوههای حاجیآباد ماشینمان خراب شد و کسی هم نبود که به دادمان برسد؛ بالاخره با آژانسی در حاجیآباد تماس گرفتیم و ماشینی فرستادند که ماشینمان را بکسل کرد و حتی وقتی به حاجیآباد رسیدیم کمکمان کرد تا ماشینمان درست شود و هیچ پولی هم نگرفت. گفت به خاطر انسانیت کمکمان کرده است و این موضوع باعث شد خاطره خوبی از مردم این شهر در ذهنمان بماند و هیچوقت کمکهای آن مرد را فراموش نخواهم کرد.» شاهد تصادف هم بوده است: «چند سال پیش در جاده تهران دو مرد مسن از ما سبقت گرفتند. وقتی جلوتر رفتیم تصادف کرده بودند و متاسفانه هر دو جان باخته بودند.» نظرش را درباره وسایل حمل و نقل میپرسم: «پروازها گران است. اتوبوس هم استراحتگاه مناسبی ندارد. البته فکر میکنم شهرهای دیگر این مشکل را نداشته باشند. ما بیشتر با ماشین شخصی سفر میکنیم.» به نظرش جادههای جنوب خراب است و شمال و مرکز ایران چنین مشکلی ندارد: «جنوب درآمدش بالاست اما خرج خودش نمیشود و جادههایش مشکل دارد.»
333---10:
قصد دارد پاسخهای یک کلمهای بدهد. به دو پرسش اولم پاسخ منفی میدهد. میگوید وسایل حمل و نقل اوضاعشان متوسط است. میگویم باید جداگانه دربارهشان توضیح دهد: «همهشان متوسط است چه توضیحی بدهم دیگر؟» از نظر او جادهها هم اوضاعشان خراب است.
333---18:
«در مسیر بندرعباس به سیرجان تصادف زیاد رخ میدهد و بیشترشان هم از روبهروست. حتی چند بار هم تصادفات به مرگ منجر شده است.» میگویم این باعث نشده است بترسید؟ «چرا اما مجبور به سفر هستیم، هرچند سفر با قطار امنیتش خوب است. البته از نظر تمیزی خوب نیستند، ولی مردم مجبور به استفاده هستند. من هر وقت سوار قطار میشوم حتی برای کف هم روکش میبرم.» نظرش درباره هواپیما و اتوبوس هم مساعد نیست: «هواپیما هزینهاش بالاست و کیفیت خوبی ندارد، اتوبوس هم که اصلا سفر نکردهام چون خوب نیست. جادهها هم ایدهآل نیست و پر از چاله است.»
333---72:
«خوشبختانه نه تصادف کردهام و نه شاهدش بودهام.» برخلاف دیگران نظرش درباره وسایل نقلیه مساعد است: «هرکدام به نظرم خوبیهای خودش را دارد. هواپیما راه 20 ساعته را به دو ساعت کاهش میدهد. اتوبوس و قطار هم خوب است. کیفیتشان هم خوب است.» درباره جادهها هم نظرش مساعد است: «اگر رانندهها درست رانندگی کنند، تصادفات کم میشود. همه چیز به راننده بستگی دارد و اگر احتیاط کنند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.» از سفر هم نمیترسد: «آدم نمیتواند خطرات را پیشبینی کند و همیشه و همهجا خطر وجود دارد.»
333---04:
بیآنکه سوالم را شنیده باشد، ترجیح میدهد خودش پاسخگوی پرسشم نباشد و تلفن را به یکی از همکارانش میدهد که بسیار خندهروست و خوشبختانه خیلی هم اهل سفر است. اولین سوال را که میپرسم تلخ میخندد: «تا دلتان بخواهد؛ تصادف، چپ کردن، خرابی. هر حادثهای که فکرش را کنید تجربه کردهام.» میخواهم یکی از حوادث را برایم تشریح کند: «ناراحتکننده است و کسی هم اینجا حوصله گریه و زاری ندارد.» اما برای آنکه رویم را زمین نیندازد خودش در ادامه میگوید: «آخرین بار ششم ماه دی بود که چپ کردیم.» چرا چپ کردید؟ «از فین برمیگشتیم و باران شدیدی میبارید و جاده لغزنده بود. پیچ، پیچید اما ما نپیچیدیم و چپ کردیم، همین.» با وحشت میپرسم این حادثه کشته هم داشته است؟ «نه خوشبختانه فقط زخمی شدیم.» کنجکاوم بدانم در این حوادثی که تجربه کرده است تلفات جانی هم متحمل شده است؟ «سه سال پیش چپ کردیم و پسرم را در این حادثه از دست دادم» برای آنکه ناراحتش نکنم، سراغ سوال بعد میروم: «پروازهای خوب داریم، اما قطارها کیفیت خوبی ندارند و خیلی نامرتب و کثیف هستند، اما برای حفظ جانمان مجبوریم از قطار استفاده کنیم. اتوبوسها هم از قطار شیکتر و تمیزتر است، اما به خاطر امنیت، استفاده از قطار بهتر است.» میپرسم آیا در پروازهایش اتفاقی را شاهد بوده است؟ «امسال چهار پرواز داشتم که فقط در دو موردشان فرود بدی داشتیم. البته آدمی که بارها در جاده چپ کرده است دیگر از هواپیما نمیترسد.» نظرش را درباره جادهها میپرسم هرچند حدس میزنم چه جوابی بدهد: «افتضاح است دیگر. از بندر تا سیرجان خوب است، اما کرمان خیلی بد است. شیراز متوسط و شهرهایی مثل تهران، قم، تبریز و اردبیل خوب است. منظورم از نظر داشتن دو باند و امنیت جانی است.» با وجود این اتفاقات از سفر نمیترسد: «از سفر نمیترسم، اما چون مدت کمی از این اتفاق میگذرد ترجیح میدهم اگر سفری برایم پیش آید با هواپیما سفر کنم.»
322---34:
«خدا را شکر شاهد نبودهام، اما اگر شاهد باشم حتما کمک خواهم کرد.» اوضاع وسایل حمل و نقل را خوب میداند: «خیلی کم سفر میکنم، اما اگر سفر بروم از همه چیز راضی هستم و اجازه نمیدهم شرایط بد، مشکلی برایم ایجاد کند.»
333---43:
«تا حالا این موضوع را تجربه نکردهام، اما خیلی هم اهل سفر نیستم. راستش من امسال بعد از 15 سال یا حتی بیشتر به مشهد رفتهام. حتی قشم هم که اینقدر نزدیک است یکبار رفتهام.» اما نظرش را درباره وسایل حملونقل میدهد: «قطار امنیتش بهتر است. هواپیما سقوط میکند و اتوبوس هم رانندههایش خوابند و خطر دارد.» میپرسم آیا از سفر کردن میترسید: «چرا باید بترسم؟ عمر دست خداست و نباید از مرگ و حادثه ترسید.»
333---56:
«تقریبا 17 یا 18 سالم بود که با لنچ از قشم به بندرعباس میآمدیم؛ یکی از قایقهای سواری تندرو که مسافر به قشم میبرد حواسش نبود و به سمت ما میآمد؛ کلی صدایش کردیم تا بالاخره در لحظه آخر متوجه شد و سر قایق را چرخاند، اما گوشه قایق به لنچ خورد و همه مسافرانش در آب افتادند. متاسفانه یکی از مسافران جانش را از دست داد.» رضایت چندانی از وسایل حمل و نقل ندارد: «ناوگان هواییمان قدیمی است و همه وقتی سوار میشوند استرس دارند. قطار فقط ایمنتر است، اما هیچکدام کیفیت خوبی ندارند. البته این فقط نظر من نیست و نظر همه مردم است.»
آزاده هاشمی منفرد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: