اصلاحات و نزدیک بینی

به هر حال ، روزگار طوری است که «در» همیشه بر یک پاشنه نمی چرخد. حالا کاری به «پاشنه آشیل» هم نداریم که خیال کنید می خواهیم گوشه و کنایه بزنیم. نخیر ، این جور چیزها توی کک ما نمی رود. مگر - به قول خدا بیامرز گل آقا - چطور بشود!
کد خبر: ۸۷۰۰۵

منظور ما این بود که بالاخره آسیاب به نوبت است و این قضیه مختص قاره آسیا هم نیست. اصل ، مردم و مشتری های آسیاب هستند که باید انتخاب کنند. شاعر ، بد چیزی نمی فرماید، آنجا که می فرماید: بیت :
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی چند روزه نوبت اوست

چندی پیش جناب «سیدمحمد ابطحی» رئیس دفتر اسبق و معاون پارلمانی سابق رئیس جمهور محترم قبلی در سایت خود به بیان یک مساله مهم سیاسی پرداخته و داستان به چشم پزشک رفتن خود را تعریف کرده بود و جواب دادن طبیب ، مر او را که چشم حضرت عالی نزدیک بین است.
شوخی دوستانه : اگر زمان جنگ می بود ، احتمالا از آقای ابطحی در جنگهای تن به تن استفاده می شد. به هر حال و مقال ، همین داستان گزک داد دست ما و شرح این حکایت را به نظم کشیدیم تا به رخ دیگران بکشیم البته خود جناب ابطحی در جریان این شعر می باشند و ملالی نیست.
... و اما نظم :
در خبر هست کابطحی روزی
حسب آنچه گفته است ایشان
می رود پیش دکتر چشمش
بهر «اصلاح» چشم و دیدن آن
(و علی ما نقل ، به گوش طبیب
گفته گویا که توی این دوران
در نگاه وی است «اصلاحات»
لازم از شست پای تا چشمان)
دکترش گفته : حضرت عالی
چشمتان این اواخر و الان
گشته نزدیک بین و نزدیکان
بیشتر دیده می شوندتان آسان
چشم را دیدن نقاط دور
مثل سابق نباشد آن امکان
ختم وبلاگیون اصلاحات
خنده ای می کند که : دکتر جان !
پیش از این که شما بفرمایی
من خودم حس نمودم این نقصان
دور را چون اگر که می دیدیم
دولت از کف نرفته بود این سان!

رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها