در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ابعاد خود کاراکتر اصلی نمایش به من کمک کرد تا به این اندیشه و ایده برسیم، اما همین مسیر ما را هدایت میکند که علاوه برداشتن دو افق، بتوانیم به افقهای چندگانه هم فکر کنیم. یعنی سازهای که مبنای آن یک پل و یک گذر است، به دلیل نحوه قرارگیری ستونهای جناغی که پرسپکتیوهای (ژرف نمایی) چندگانه و کاذب ایجاد میکند، امکان حرکت بازیگر را در فضاهای بالا و اطراف به وجود میآورد. این دامنه فعالیت، یک امکان بصری به وجود میآورد که کارکرد آن حرکت جاذبه است.
در این شیوه طراحی، ارتباط تنگاتنگی هم با نور وجود دارد و برای ارائه فضای گوتیک و وهم آور که شخصیت اصلی با آن درگیر است، نیاز به چنین پیوند و هماهنگی ای احساس میشد. مربعهای متنوع و چندگانه که در پرسپکتیو قرار دارند و به صورت فشرده کنار هم قرار گرفتند، با بهرهگیری از نور این امکان را به وجود میآوردند که مخاطب را بیشتر با فضای موردنظر کارگردان برای نزدیکتر شدن بیشتر با شخصیتها همراه کنند، ضمن این که شفافیت ایجاد شده توسط نور و طراحی صحنه، خیلی دور از کنتراست (تضاد) فکری و عملکردی کاراکتر ابن ملجم و دور از برق و صیقل شمشیر نیست که سلاح اصلی تروریست قصه برای شهادت امام علی(ع) است.
رضا مهدیزاده - طراح صحنه نمایش ترور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: