در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیابانهای شهر شلوغ بود و او ساعت 10 شب به آنجا رسید. خودروهای پلیس و پزشکی قانونی مقابل خانه پارک بود. سروان وارد خانه شد؛ خانهای ویلایی که اطراف عمارت آن را درختان بید محصور کرده بود. نورپردازی شکوهی خاص به ساختمان بخشیده بود. کارآگاه با راهنمایی سرباز کلانتری راهی ساختمان دو طبقه شد. در ساختمان با وسایل تزئینی و عتیقهای روبهرو شد که در سالن پذیرایی خیلی منظم چیده شده بود.
حضور ماموران در طبقه دوم نشان میداد، دختر جوان در آن طبقه جان باخته است.
افسر کلانتری با مشاهده سروان به طبقه پایین آمد و در گزارش خود گفت: حدود یک ساعت قبل زن میانسالی در تماس با مرکز پیام از مرگ دخترش در اتاق خواب خانه خبر داد. نخستین گشت را برای بررسی موضوع به اینجا اعزام کردم که افسر گشت اعلام کرد، موضوع صحت دارد.
همراه تیم بررسی صحنه جرم به اینجا آمدیم. جسد دختر جوان روی تختخوابش قرار داشت و هیچ اثری از درگیری در اتاق یا روی بدنش دیده نمیشد. سرنگی داخل دستش بود و مقداری موادمخدر کنار تخت قرار داشت. به نظر میرسد او بر اثر زیادهروی در مصرف موادمخدر جان باخته است؛ شواهد این را نشان میدهد.
حدود هشت ساعت از مرگ دختر میگذرد. البته پزشک جنایی اعلام کرده، باید معاینات تخصصی انجام شود تا نتیجه نهایی را اعلام کند.
سروان وارد اتاق خواب شد، جسد دختر جوان در حالی که مانتوی سفید به تن و شال سرمهای به سر داشت روی تخت افتاده بود. هیچ اثری از درگیری در اتاق دیده نمیشد و کنار تخت، تهمانده دو ساندویچ و دو قوطی نوشابه قرار داشت.
کارآگاه پس از ثبت مشاهدات از داخل اتاق، از افسر کلانتری خواست مادر سمیرا را برای تحقیقات به آنجا بیاورد. زن میانسال بیتابی دخترش را میکرد.
سروان او را آرام کرد و از او خواست درباره امروز توضیح دهد.
زن میانسال اظهار کرد: امروز صبح برای دیدار با پسرم راهی خانه او در منطقه لواسان شدم. سمیرا و دو نفر از دوستانش در خانه حضور داشتند. شب وقتی به خانه آمدم، سمیرا را صدا زدم، اما او جوابی نداد. فکر کردم خواب است. به اتاقش آمدم و با جسد او روبهرو شدم. سریع با اورژانس و پلیس تماس گرفتم.
در ادامه، دوستان سمیرا به نامهای ناهید و مریم که توسط افسر کلانتری احضار شده بودند، بازجویی شدند. ناهید به کارآگاه گفت: دیشب همراه سمیرا به جشن تولد یکی از دوستانمان رفتیم که تا دیروقت آنجا بودیم بعد هم به اصرار سمیرا به خانهشان آمده و موادمصرف کردیم. من ساعت 11 صبح نوبت دندانپزشکی داشتم و از اینجا رفتم، اما مریم پیش سمیرا ماند. همه چیز خوب و آرام بود. ما از دوستان قدیمی هستیم و ارتباط خوبی با هم داشتیم.
سپس مریم وارد اتاق شد. او در بازجوییها حرفهای ناهید را تکرار و اظهار کرد: بعد از رفتن ناهید، سمیرا دوباره شروع به مواد کشیدن کرد. هر چه اصرار کردم نکشد، قبول نکرد. حالت عادی نداشت. به همین دلیل حدود ساعت 3 عصر به حالت قهر آنجا را ترک کردم تا اینکه شب متوجه مرگ او شدم.
سروان پس از بررسی دوباره اتاق و اظهارات مادر و دوستان سمیرا دستور بازداشت مریم را به اتهام قتل صادر کرد.
پاسخ معمای انتقام کـور
نگهبان دامداری با اشاره به دو دلیل قاتل است:
1ـ از کجا میدانست که مقتول با چند گلوله کشته شده است، در حالی که برف روی جسد را پوشانده بود.
2ـ نگهبان مدعی بود داخل اتاق نگهبانی بوده، پس باید صدای شلیک یا رفتن مقتول را میشنید.
در مسابقه هفته گذشته 2914 نفر شرکت کرده بودند که 371 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان آنها سعید خامسزاده از اردبیل به قید قرعه برنده شده است.
با توجه به استقبال شما از مسابقه معمای پلیسی از هفته آینده دو نفر بهعنوان برنده معرفی میشوند.
شما خوانندگان با اشاره به دو دلیل سروان میری در معرفی قاتل پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: