متاسفانه ارتزاق و بهرهمندی فوتبال باشگاهی ایران از منابع مالی دولتی طی سالهای مدید، مدیران باشگاهها را منفعل بار آورده است تا آنان با فاصله گرفتن از طرحهای خلاق اقتصادی و نوآوری در مدیریت، بیشتر مدیرانی هزینهای لقب بگیرند که خارج از کمکهای دولتی، چشم امیدی برای خروج از تنگناهای مالی ندارند. به طور طبیعی چنین مدیریتی بیش از آنکه به مولفههای فوتبال بهعنوان صنعتی پولساز توجه داشته باشد، سراغ دمدستیترین و بیدردسرترین مولفه یعنی «حق پخش تلویزیونی» میرود تا مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ نیز که نتوانستهاند مبالغ مورد نظر خود را از بابت قرارداد محیطی ورزشگاهها به دست آورند با فرافکنی و مانور بر موضوعی که منع قانونی دارد، با فرار به جلو توپ مطالبات مالی را به زمین رسانه ملی بیندازند. آن هم در شرایطی که اگر صدا و سیما پای خود را از حمایتهای مادی و معنوی از فوتبال ملی و باشگاهی کنار بکشد، همین کورسوی چراغ فوتبال نیز به خاموشی میگراید. درنظر بگیرید که سال گذشته و به دنبال لجبازی و فرافکنی صورت گرفته از سوی دستاندرکاران فدراسیون فوتبال، برای سه بازی دوربینهای تلویزیونی را به ورزشگاهها راه ندادند تا به گفته امیر عابدینی مشاور سازمان لیگ، فوتبال بیش از پیش متضرر شده و بخش زیادی از قرارداد محیط فوتبال را با ندانمکاری صورت گرفته از دست بدهد. در حقیقت در شرایطی که فوتبال از محل قرارداد محیطی باید به درآمدی نزدیک به صد میلیارد تومان میرسید، با توجه به خودزنی صورت گرفته در جهت محروم کردن فوتبال از دوربینهای تلویزیونی، رقم زیادی از مبلغ یادشده دود شد تا باز هم به گفته عابدینی، عایدی فوتبال از محل این قرارداد در سال گذشته رقمی بیش از 40 میلیارد تومان نباشد!
به هر صورت کسی مخالف بهرهمندی فوتبال از حق پخش تلویزیونی نیست، اما این کار باید در مسیر قانونی خود محقق شود و مادامی که این مسیر قانونی ازسوی دولت و مجلس شورای اسلامی تعریف نشود، صدا و سیما نمیتواند کاری غیرقانونی انجام داده و به فوتبال پول حق پخش را پرداخت کند؛ آن هم در شرایطی که رسانه ملی خود این روزها با کمبود بودجه مواجه بوده و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته است.
حجتاله اکبرآبادی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم