در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«اسر» مجموعه آثار علیرضا آدمبکان در گالری اثر، تازهترین نمونه از آثار وامدار حماسه عاشوراست که این روزها به تماشاست؛ اسر با معنای لغوی بدون سر، بی سر روایتی نقاشانه و هنرمندانه از حماسه کربلا دارد که در آن سرهای جدا شده از تن، جاودانه شدهاند و تابلو را به رنگ هشدار دهنده سرخ از خون آذین بستهاند.
اسر نهتنها در ساحت معنا و مضمون تلاش دارد بارقههایی از تصاویر عاشورایی را بازنمایی کند و در بافت رنگ و پرترهها روایتی نقاشانه از آن بروز دهد، بلکه در شیوه ارائه بومها هم رفتاری آیینی پیشه کرده و بومها را بر پهنه وسیع دیوار گالری چنان می چیند که گویی این آثار علامتهایی از مراسم عزاداریاند؛ علامتهایی که سرها را در تشتی از خون به زندگی امروزین بشر آوردهاند.
آدم بکان خود نیز درباره گرایش مذهبی آثارش میگوید: من در محله قدیمی تهران به دنیا آمدم و پدر و مادرم اصالتا تهرانی هستند و زمان زیادی را در هیأتهای مذهبی و عزاداری گذراندم و دغدغههایی درباره این موضوعات در من به وجود آمد. هیأت مسلمیه که از قدیم ما به آن میرفتیم تاریخچهاش به 150سال پیش برمیگردد. من سعی کردم در تصاویر این هیأتها چیزی را به دست بیاورم که متعلق به خودم باشد و با امضای خودم آن را روی بوم به ثبت برسانم. در تمامی آثار نمایشگاه اسر، هنرمند از قصه آشنایی برای مخاطب ایرانی اش سخن میگوید. این نماها و صحنه برای ما آشناست و سال هاست با آنها گریسته ایم و از آنها درس گرفته ایم. مثلا در اثری با عنوان «آنچه میخواهند میبینند با چشمانی کور شده برای دیدن» آدم بکان میدانسته برای ارائه باید یک سوم پایین بوم در خط افق بیننده باشد و مخاطب هنگامی که جلوی تابلو قرار میگیرد از پایین به بالا بوم را دنبال کند و سرها همه در یکسوم بالای بومهای هنرمند قرار گرفتهاند و شرههای رنگ قرمز نیز از بالا به پایین روان است. قرمزی که برای مخاطب تنها خون را یادآوری میکند.
سجاد روشنی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: