او در ادامه به مهر گفته است: اتفاقا همه آنچه که من به دنبالش بودم آن فضای جدیدی است که در قسمتهای بعد به تصویر کشیده میشود و این قسمتها که تا الان دیدهاید به نوعی فضاسازی و پیریزی برای ادامه داستان است و بعد از آن میتوان قضاوت کرد.
عسگرپور اضافه کرد: مدل این سریال به این شکل است که ما باید اتفاق را به شکل پلکانی دنبال کنیم. به طور مثال اگر قرار باشد ما با فردی بلازده مواجه شویم دو شکل دارد؛ در صورت اول بلا بر سر فرد نازل میشود و بعد عکسالعمل او را مشاهده میکنیم، اما شکل دومی هم دارد که مورد نظر من بود که شرایط قبل و بعد از بلا را درباره یک نفر به تصویر بکشیم. بنابراین لازم بود فردی را که قرار است به این بلا دچار شود کامل بشناسیم وگرنه شرایط برای معرفی شخصیت سخت میشود. من با وجود اینکه میدانستم چنین کاری سختیهایی دارد و حتی ممکن است قسمتهای ابتدایی سریال با استقبال گسترده مواجه نشود، اما باز هم سختیاش را به جان خریدم تا اتفاق مورد نظرم رخ دهد.
این کارگردان درباره نقدهایی هم که به اثرش شده گفته: من با واکنشهایی مواجه میشوم که مثلا چرا برای این شخصیت هالهای از قداست به وجود آمده است، اما مساله ذهنی من این است که مگر ما چقدر معنویت را در شخصیت ملیحه بالا بردهایم؟ رفتار ملیحه تنها کمی از حد متعارف ذهنی بالاتر است و برای این است که وقتی دچار تحول میشود بتوانیم تضادی جدی را شکل دهیم. او زنی است که سعی میکند دروغ نگوید، از وقت خود برای خیر رساندن به دیگران استفاده کرده و تلاش میکند با کلامش به دیگران آرامش دهد. اتفاقا این ویژگیها چندان اغراقآمیز نیست، اما ما در شرایطی زندگی میکنیم که چنین رفتاری عجیب و کمالگرایانه است. رفتار ملیحه میتواند خیلی هم متداول باشد، اما باید نکته دیگری را هم در نظر گرفت؛ این که در چنین اثری از طرف دیگر بام نیفتیم و کمالگرایی حالت اغراقآمیز به خود نگیرد تا بتواند تاثیر مثبت خود را بگذارد و به این ترتیب مدلی از الگوسازی را شکل دهد و زنان دیگر هم احساس کنند میتوانند به این شکل زندگی کنند و زندگی ملیحه چندان هم دستنیافتنی نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم