در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 18 آبان امسال خانوادهای نوشهری با حضور در پلیس آگاهی این شهر از گم شدن دختر جوانشان خبر دادند. با تحقیق از این خانواده مشخص شد زن 25 ساله پس از طلاق از همسرش، به خانه پدری بازگشته بود. او روز حادثه برای دیدن دوستش از خانه خارج شده و به خانه بازنگشته بود. تحقیقات نشان میداد دختر جوان هیچگاه به خانه دوستش نرسیده و در میانه راه ناپدید شده و کسی از سرنوشت او اطلاعی ندارد. دو روز بعد از این ماجرا، مردی روستایی به ماموران خبر داد جسد زن جوانی را در جاده جنگلی روستای سنگسرا مشاهده کرده است.
با کشف جسد وی، مشخص شد او بر اثر ضربههای متعدد چاقو به قتل رسیده و دو روز از مرگش میگذرد. تحقیقات نشان داد مقتول آخرین بار با دو پسر جوان دیده شده است. جستجوها در اینباره ادامه داشت تا این که عصر شنبه ماموران توانستند یکی مظنونان را پیدا کنند. با دستگیری این جوان و انتقال او به اداره جنایی پلیس آگاهی نوشهر، او بازجویی شد و گفت: مقتول با دوستم فرهاد 20 ساله ارتباط دوستی داشت و هرازگاهی همدیگر را ملاقات میکردند. شب حادثه دوستم با من تماس گرفت و خواست برای مصرف شیشه نزد او و زن مورد علاقهاش بروم. من تا ساعت 6 صبح روز بعد با آنها بودم که پس از آن در حوالی خانهام از خودرو پیاده و از آنها جدا شدم. دیگر خبری از آنها نداشتم. هنگام عصر که با فرهاد ملاقات کردم، بسیار دستپاچه بود و زمانی که سراغ زن جوان را از او گرفتم گفت او را کشته است.
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار پلیس قرار داد، فرهاد به اتهام قتل تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و شامگاه شنبه در خانهاش در یکی از محلههای شهر نوشهر دستگیر شد . متهم به قتل با انتقال به پلیس آگاهی به قتل دختر مورد علاقهاش اعتراف کرد و گفت: از شهر ایلام برای کار به نوشهر آمده بودم که چندی پیش با مقتول آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. من به او گفته بودم قصدم از این دوستی، آشنایی قبل از ازدواج است و او فریب حرفهایم را خورد. او هم مانند من شیشه مصرف میکرد. روز حادثه دوستم از ما جدا شد. من و زن جوان دعوایمان شد و مشاجرهمان بالا گرفت. نفهمیدم چطور شد با چاقویی که همراهم بود، ضربههایی به وی زدم. زمانی که به خود آمدم، او مرده بود. جسد را حوالی جاده جنگلی روستا بردم و او را در همانجا رها کردم. در ملاقات با دوستم، ماجرای قتل را برایش تعریف کردم که حرفهایم را باور نکرد. به ناچار به خانه بازگشتم. قصد فرار داشتم که دستگیر شدم.
سردار مسعود جعفرینسب، فرمانده انتظامی استان مازندران در اینباره گفت: برای عامل جنایی بازداشت موقت و برای دوست وی نیز قرار قانونی صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: