در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زندی برای اولین بازی به ایران نیامد . یک روز قبل از بازی با بحرین در منامه، با آن عکس معروف که پرچم ایران را روی دوش انداخته بود، روی جلد همه روزنامههای ورزشی رفت و همان زمان بود که فهمیدیم او جزئی از تیم ملی ایران و ایران است.
زندی که آن روزها پیراهن شماره 10 باشگاه کایزرسلاترن را برتن میکرد، با یک جمله محبوب شد. او اولینباری که به ایران آمد، در فرودگاه وقتی خبرنگار صداو سیما گفت به ایران خوش آمدی، با فارسی مخلوط شیرینی گفت: «بله الان آمدم و خوش آمدم»... بازی با آذربایجان دیگر او را به قلبها سنجاق کرد، یادتان هست یا نه؟ آن کاشته استثنایی را زد و بعد از او برپرچم ایران در سمت چپ پیراهنش، در حوالی قلبش بوسه زد. خیلی زودتر از آن که همه فکر میکردند، او عضوی از تیم ملی ایران بود؛ با همان لهجه شیرین، با همان بازی تکضرب. داستان فریدون زندی خیلی زود در تیم ملی ایران تمام شد ؛ انتخاب اشتباه باشگاه، بیماری و این اواخر آن مصدومیت هولناک در لیگ قطر، همه و همه باعث شد او تنها 29 بار برای تیم ملی ایران بازی کند و در حالی که چند وقتی از او بیخبر بودیم، ناگاه خبر برسد که به فوتبال گفته: «خداحافظ...»
او راست میگفت، او خوش آمد، او آمد تا پلی باشد برای آن که خیلی از فرزندان ایرانیان ساکن در خارج، به خانه پدری بازگردند. زندی آمد تا پس از آن خیلیهای دیگر از این پل عبور کنند، خیلیها مثل دژآگه، قوچاننژاد، دانیال داوری و...
افشین خماند
ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: