دشمن علی است کسی که حق ما را ندهد و در برود

«مردی سیاه‌چرده با لباس‌های سفید و گشاد هندی و دستاری بر سر نشسته بر زمین و روبه‌رویش سبدی از حصیر است که وقتی با نی می‌نوازد، ماری بر در سبد می‌کوبد و آرام‌آرام از جلدش می‌آید بیرون، مار سر می‌چرخاند رو به مردک هندی و او به نواختنش سرعت می‌دهد.» این صحنه را بسیاری از ما در میدان‌های شلوغ شهر از نزدیک دیده‌ایم یا اگر نه حداقل در سریال‌ها تماشا کرده‌ایم، اما هنر شعبده‌بازی و تردستی آن‌طور که ‌ژان شاردن، جهانگرد فرانسوی در سفرنامه خود آورده، از آن ایرانیان بوده است.
کد خبر: ۸۵۲۲۰۳

«از جدال کشتی‌گیران و هنرنمایی چوگان‌بازان و سوارکاران که بگذریم، مردم ایران تفریحات و سرگرمی‌های دیگری نیز دارند، که از آن میان، یکی تماشای رقص بندبازان است روی طناب و همچنین هنرنمایی تردست‌ها و شعبده‌بازان. این تردست‌ها و شعبده‌بازان مثل بقیه همکاران خود در سراسر دنیا در کار خود بسیار آزموده و ورزیده‌اند. بندبازان با پای برهنه روی طنابی که از روی زمین فاصله زیادی دارد راه می‌روند، عقب می‌روند، جلو می‌آیند و می‌رقصند و بچه‌ای را روی دوش خود می‌نشانند و در آن حال روی طناب راه می‌روند و گاهی روی طناب جست و خیز می‌کنند و از همه عجیب‌تر وقتی است که یکی از همکاران بندباز از نردبان بالا می‌رود و دو طشت کوچک به دست او می‌دهند و او آن دو طشت کوچک را توی همدیگر می‌گذارد و در میان طشت رویی می‌نشینند و چند بار می‌چرخد و به جلو و عقب می‌رود و سپس با حرکت ماهرانه‌ای بی‌آن‌که به طشت‌ها دست بزند، طشت زیرین و طشت دیگر را به پایین می‌اندازد.

گروه دیگری هم هستند که از وسط حلقه کوچکی که یک بچه به زحمت می‌تواند از آن بگذرد و هر طرف آن را کاردها و خنجرهای نوک‌تیز کار گذاشته‌اند، با مهارت می‌گذرند، چنان که پنداری استخوان ندارند و می‌توانند بدن خود را به هر شکل که می‌خواهند دربیاورند و گاهی یک مشعل را که از هر دو سو روشن است در دست می‌گیرند و از میان آن حلقه‌های کوچک می‌گذرند و هنرنمایی آنها به گذشتن از حلقه محدود نمی‌شود و گاهی هنرهای دیگر خود را به نمایش می‌گذارند و از جمله این هنرنمایی‌ها آن است که دست‌ها و پاهایشان را از پشت به روی زمین می‌گذارند و خود را به شکل سکو درمی‌آورند و در این حال یک خنجر بزرگ و نوک‌تیز را زیر این سکو قرار می‌دهند و سپس سندان را روی شکم آنها می‌گذارند و میله‌های فلزی نیمه‌گداخته‌ای روی این سندان با پتک می‌کوبند تا میله کاملا گداخته شود و اگر آن مرد کمی جابه‌جا شود یا تاب نیاورد، به زمین می‌افتد و خنجر نوک تیز در بدن او فرو می‌رود.

این دسته هنرنمایی دیگری هم دارند که یکی از آنها به پشت می‌خوابد و سیبی روی شکم برهنه او می‌گذارند و یکی از همکاران با ضربه شمشیر سیب را به دو نیم می‌کند و آن مرد خم به ابرو نمی‌آورد و آسوده و سالم از جا بلند می‌شود.

شعبده‌بازانی هم هستند که کیسه‌ای را پر از تخم‌مرغ می‌کنند و در آن را می‌بندند و به تماشاگران می‌گویند که روی آن کیسه راه بروند و تخم‌مرغ‌ها را خورد کنند و سپس کیسه را از دست تماشاگران می‌گیرند و در آن را باز می‌کنند و چند تا جوجه مرغ از آن بیرون می‌آورند.

تردست‌ها و شعبده‌بازان پیش از آن‌که هنرنمایی خود را به نمایش بگذارند در وسط میدان برای تماشاگرانی که دور آنها جمع شده‌اند با شوخی و مسخرگی درباره هنرنمایی‌های خود حرف می‌زنند و از تماشاگران می‌خواهند که هریک چند سکه به آنها کمک کنند‌. یکی از همکاران شعبده‌بازان کیسه یا کلاهی را می‌چرخاند و هر کس چند سکه‌ای در آن می‌اندازد و شعبده‌بازان وقتی می‌بینند که یکی از تماشاگران خود را کنار می‌کشد و نمی‌خواهد چیزی بدهد با صدای بلند می‌گویند: «‌دشمن علی و تمام مقدسات است کسی که حق ما را ندهند و در برود!» و این جمله‌ها بسیار شیرین و جذاب به زبان می‌آورند تا به کسی برنخورد.

بعضی از شعبده‌بازان هندی هم برای هنرنمایی به اصفهان و شهرهای بزرگ دیگر ایران می‌آیند و مهارت و قدرت آنها در شعبده‌بازی و هنرنمایی از همکاران ایرانی‌شان بیشتر نیست. اما بعضی از جهانگردان که به ایران می‌آیند، به‌علت سادگی و زودباوری از هنرهای عجیب و معجزه‌آسای شعبده‌بازان هندی چیزهایی می‌گویند و می‌نویسند. برای نمونه، آقای تاورنیه و دیگران نوشته‌اند که به چشم خود دیده‌اند که این شعبده‌بازان هسته درختی را کاشته‌اند و بعد از چند ساعت از این هسته؛ درختی پر از گل و شکوفه به وجود آورده‌اند که طرز روایت این جهانگردان با ابهام آمیخته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها