در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بساطی که شامل جعبهای از کارتونهای خالی سیگار درست شده و چند بسته سیگار و صندلی چوبی کوچکی که به زحمت روی آن مینشیند. حالا بعد از گذشت سالها انگار خودش هم جزءلاینفک میدان شده است. وقتی از او میپرسم چند سال است در میدان آذری بساط داری، میخندد و میگوید نمیداند چند سال است. فقط میداند از زمانی که کارخانه لاستیکسازی تعطیل شده او هم به دستفروشی روی آورده. از محله و میدان آذری که میگوید چشمانش برق میزند. چنان از گذشته آن صحبت میکند که انگار این محله برای او مرکز دنیا است. «حدود 50 یا 60 سال پیش بود که به این محله آمدیم آن وقتها اینجا بیشتر زمینهای کشاورزی و گاوداری بود و با دستش اطراف را نشان میدهد و میگوید تمام اینجاها خاکی بود و این همه ماشین نبود. این محله خارج از محدوده تهران محسوب میشد. کم کم کارخانههای ریسندگی و بافندگی و لاستیکسازی و کارخانه برق و آرد ساخته شدند و زمینهای اینجا هم بین کارگران و کسانی که از شهرستانهای تهران آمده بودند؛ بخصوص بین آذریزبانها تقسیم شد و اضافه میکند به همین دلیل اینجا به آذری معروف شد. البته در دوره شاه اسم آن را میدان فرحناز گذاشتند، اما مردم همیشه آن را به اسم سهراه آذری میشناختند.
اطراف امامزاده حسن هم قبرستان بود و مغازهای نبود، گاراژها که در خیابان قزوین ساخته شدند مردم برای رفتن به شهرهای اطراف به این محله میآمدند.» مشتریها که دوره اش میکنند برای اینکه مانع کارش نشوم تنهایش میگذارم .
میدان آذری یکی از میادین مهم و اصلی غرب تهران است. میدانی که بیشتر به سهراه آذری مشهور است. بعد از انقلاب به نام محمدحسن شمشیری یکی از فعالان جبهه ملی تغییر نام یافت. سهراه آذری بین خیابانهای 45 متری زرند و خیابان قزوین و آیتالله سعیدی و بیست متری شمشیری قرار دارد. میدانی که در مرکز برخورد سه شهرداری 9 و 10 و 17 قرار گرفته وهمچنین همجواری با فرودگاه مهرآباد و میدان آزادی و بازار مبل تهران ومرکز خرید امامزاده حسن همه دلیلی شدند که این میدان به یکی از پرترددترین محلههای تهران تبدیل شود. در میدان که پرسه میزنید آنچه در آن بیش از همه به چشم میآید پایانههای تاکسیرانی و اتوبوسرانی است؛ آن قدر که میدان پایانهها به نظر میآید. سهراه آذری، گلوگاه ورودی شهرکها و شهرستانهای اطراف به تهران است. تاکسیها و اتوبوسهایی که به سمت کرج، اسلامشهر، شهریار خلیج، اندیشه، تهرانسر، شهرک آزادی و... در اینجا تردد میکنند تنها بخش کوچکی از این پایانهها را تشکیل میدهد.
سمت دیگر میدان محل فروش ماهی و مرغ است. مغازههایی که در کنار خیابان آذری یادآور زمانی است که در این خیابان گوشت و مرغ کوپنی فروخته میشد و مردم از جاهای مختلف برای خرید به اینجا میآمدند و این خیابان نام سازمان گوشت را به خود گرفته بود.
در کنار آن، خیابان 45متری زرند قرار دارد باتمام انبارها و گاراژهای متروک . در گوشه شمالی میدان هم کارخانه آرد را با مخزنهایش میبینید باقیمانده از کارخانههای قدیمی این محله که آخرین نفس هایش را میکشد. آن سوتر شهرک قدیمی توحید قرار دارد. سمت جنوب سهراه آذری خیابان قزوین است.این بخش خیابان راسته فروش لوازم یدکی ماشینآلات سنگین و لوازم تراشکاری و ریختهگری است. درباره اینکه از چه زمانی و چرا این راسته شکل گرفته آقای فتاحی که خود یکی از صاحبان مغازههای این راسته است، میگوید که از پدرش شنیده در گذشتههای دور، نزدیک
دروازه قزوین ـ در حال حاضر میدان قزوین شده است ـ گاراژهای زیادی قرار داشته که ماشینهای مسافرتی و سنگین باربری در آن بسیار تردد میکردند و همین امر باعث شد تعمیرگاهها در این راسته کار خود را شروع کنند و به دنبال آنها مغازههای فروش لوازم ماشینهای سنگین اینجا رونق بگیرند و کمکم صنفهای دیگری مثل تراشکاری و جوشکاری هم به آنها اضافه شد. مجتمع تجاری میلاد قائم هم یکی ازمراکز مهم فروش و نمایندگی این لوازم است. که در جنوب میدان قرار دارد.
بافت و ساختار مسکونی این محله خیلی درهم تنیده و نامنظم است. خانهها بسیار کوچک و نزدیک به هم ساخته شدهاند آنقدر که به نظر میرسد همسایهها بهراحتی به خانههای هم مشرف هستند. بافت کلی محله هم بسیار فرسوده و قدیمی است و آپارتمانهای جدید و چند طبقه هم در کوچهها و بنبستهای باریک و تنگ، ناهمگون با بافت قدیمی محله مانند وصله ناجوری هستند. همین شکل معماری باعث شده است این محله از نظر ساختار اجتماعی هم دچار مشکلاتی باشد.اما راه دسترسی به شرق تهران از این میدان با اتوبوسهای میدان آزادی ـ پایانه خاوران میسر است و برای رفتن از مرکز شهر به این محله میتوانید از اتوبوسهای میدان ولیعصر وپارک شهر ومیدان انقلاب استفاده کنید. ستارخان شاید تنها مسیر در تهران باشد که هنوز مینیبوسهای قدیمی در آن تردد میکنند. صادقیه و آزادی مسیرهای دیگری برای رسیدن به این محله است.
اکرم بیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: