در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما پیرزنها جریان زندگیاند، همان باریکه آبی میمانند در جوی خشک شده، کور سوی فانوس کوچک در شب تاریک، همین که صدای نالهشان می آید یعنی زندگی هنوز در بین این همه ربات و فناوری جریان دارد، همین که موهای سفیدشان را با شانههای پلاستیکی قرمز شانه میزنند و از فرق سر، وسط باز میکنند یعنی میشود به ارقام ایمان داشت و باور کرد که سرطان و اماس و سکته در کمین زندگی همه ننشسته و میشود عمر کرد و مثل بیبی حاضر خالق شادیهای بیپایان کودکی بود.
بیبی هم نمیتواند غذا برای خودش بپزد، نمیتواند دیگر رختهایش را در طشت با دست بشوید، حتی نای رفتن تا سر کوچه و خریدن دو تا نان از شاطر را هم ندارد، عوضش میتواند همین طور که نشسته و برای سلامت بچههایش صلوات میفرستد و برای رفع مشکلاتشان امن یجیب میخواند، عروسک هم برای نوههایش بدوزد.
عروسکهایی که شاید به پای باربی و باب اسفنجی و شاسخینهای چینی نرسد و لابه لای هزار اسباببازی خارجی گم شود، اما در عوض پر از قصه است، قصههای سالهای دور، همان سالها که هنوز دامن گلگلی و چارقد سفید، آخر خوش لباسی بود و شال کمر مردها هر چقدر عریضتر و مشکیتر، جوانمردتر. بیبی حاضر خود زندگی است آنجا که میگوید 40 سال بیشوهر، روز و شبم را عروسک دوختم و ساختم. بیبی سرت سلامت. چراغ خانه بچههایت باشی همیشه، 90 را به 120 برسانی انشاءالله.
فهیمه سادات طباطبایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: