در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گروهی از همکارانم به تحقیق از همسایهها پرداختند که آنها گفتند صدای شلیک گلوله را شنیده و سایه فردی را دیدهاند که از مجتمع فرار کرده است. تحقیقات نشان میداد مقتول کارمند شرکتی بوده و فرزندش تازه به دنیا آمده و مادر و فرزند در خانه پدرزنش حضور دارند. به بررسی محل جنایت پرداختم تا شاید ردی از قاتل بهدست آورم. مقتول لباس بیرون از خانه به تن داشت و حتی جورابهایش را نصف و نیمه پوشیده بود. شواهد نشان میداد که قصد خروج از خانه ر ا داشته که به قتل رسیده است. جسد به طور طاق باز مقابل آشپزخانه افتاده و رد خون اطرافش را پر کرده بود. روی فرش، دیوار و حتی اوپن آشپزخانه لکههای خون وجود داشت. بررسیها نشان میداد او با شلیک گلوله شکاری به قتل رسیده است. در حال بررسی اطراف جسد بودم که متوجه شدم او باید غافلگیر شده و سپس به قتل رسیده باشد، زیرا هیچگونه آثار درگیری روی بدن او وجود نداشت. در همین موقع صدای گوشی تلفنهمراه مقتول که کناری افتاده بود، توجهم را جلب کرد. گوشی را پاسخ دادم و آن طرف خط، مردی مدعی شد دوست مقتول است و قرار بوده همراه او و چند نفر دیگر به کوهپیمایی بروند، اما خبری از او نشده و برای بررسی علت تاخیرش تماس گرفته است. همین که موضوع کشته شدن مرد جوان را به این مرد گفتم بهشدت گریست و باورش نمیشد دوستش به قتل رسیده باشد. با اطلاع موضوع به همسر مقتول و خانوادهاش به تحقیق از آنها پرداختیم که گفتند نمیدانند چه کسی دست به این کار زده، زیرا مقتول با کسی اختلافی نداشته است.
با توجه به این موضوع که وسیلهای از خانه مقتول سرقت نشده بود، احتمال قتل با انگیزه انتقامجویی را مطرح کردیم. در ادامه تحقیقات به سرنخهایی دستیافتیم که نشان میداد مقتول پیش از ازدواج خود به زنی علاقهمند بوده، اما شرایط زندگیشان به سرانجام نرسیده و هر کدام با فرد دیگری ازدواج کردهاند، اما همچنان با هم تلفنی در ارتباط بودند. همین سرنخ، ما را بر آن داشت تا از آن زن تحقیق کنیم. ماموران با حضور در خانه زن جوان، او و شوهرش را برای تحقیقات به اداره پلیس آگاهی منتقل کردند. یک قبضه سلاح شکاری هم از خانه آنها کشف شد. ماموران به تحقیق از آنها ادامه دادند که مشخص شد آنها در مرگ مرد جوان نقشی نداشتهاند و حتی با اطلاع از سرنوشت غمانگیزی که برای او رخ داده بهشدت ناراحت هستند. زمانی که سلاح کشف شده از آنها را با گلوله شلیک شده به مقتول بررسی کردیم، معلوم شد هیچگونه شباهتی با یکدیگر ندارند و آنها نمیتوانند به این جنایت دستزده باشند. زمانی که تحقیقات از آنها به نتیجه نرسید هردو نفر آزاد شدند. در ادامه همسر مقتول با حضور در پلیس آگاهی مدعی شد، همین زن همسرش را کشته است و نباید آزاد شود.
هر چه جلو میرفتیم معمای این پرونده پیچیدهتر میشد. بنابراین تحقیقات را روی دو فرضیه دیگر متمرکز کردیم؛ یکی از این فرضیهها این بود که ممکن است قاتل بهعنوان مهمان به خانه مقتول راه یافته و این جنایت را رخ داده یا اینکه عامل جنایت خودش کلید داشته و پیش از مرد جوان در خانه او پنهان شده و بعد وی را کشته است. ابتدا فرضیه نخست را بررسی کردیم، اما هیچگونه سرنخی در این باره به دست نیاوردیم و این فرضیه برایمان رد شد، اما هنوز امید داشتیم شاید آخرین فرضیهمان به نتیجه برسد. بنابراین تحقیقات و تمام توانمان را روی این فرضیه متمرکز کرده و به سرنخهایی دست یافتیم که نشان میداد همسر مقتول فردی تحصیلکرده و شاغل بوده و موقعیت اجتماعی خوبی دارد. او هم پیش از ازدواج به یکی از اقوامش علاقهمند بوده، اما در جریان اختلافهای خانوادگی ازدواج آنها صورت نگرفته است.
همین سرنخ کافی بود که به همسر مقتول ظنین شویم و رفت و آمدهایش را زیر نظر بگیریم. در این شاخه از تجسسها، مشخص شد او هنوز هم با همان مردی که نتوانسته ازدواج کند هرازگاهی تلفنی حرف میزند. همین سرنخ کافی بود که دیگر اطمینان یابیم این زن در قتل شوهرش نقش دارد. بنابراین موضوع ر ا به بازپرس جنایی اطلاع دادیم و پس از هماهنگی لازم این زن دستگیر شد. او زمانی که به پلیس آگاهی منتقل شد همچنان مدعی بود بیگناه است و قاتل همان زنی است که پیش از این شوهرش به وی علاقهمند بوده و اشتباهی دستگیر شده است. این زن همچنان دست داشتن در قتل شوهرش را انکار میکرد. چند روزی بازجویی از او ادامه پیدا کرد تا اینکه سرانجام دچار عذاب وجدان شده و اعتراف کردکه قاتل، مرد مورد علاقهاش است. گفت که او و قاتل سالها پیش به هم علاقهمند بودند، اما در جریان اختلافهای خانوادگی ازدواج آنها سرنگرفته و زمانی که او ازدواج کرده همچنان با هم تلفنی در ارتباط بودهاند و حتی به دنیا آمدن فرزندشان نیز منجر به آن نشده که به زندگیاش پایبند شود و دست از علاقهاش به مرد جوان بردارد.
زن جوان، شوهرش را سدی در برابر خوشبختیاش میدانسته، بنابراین به دروغ به مرد مورد علاقهاش میگوید شوهرش با او بدرفتاری میکند و دیگر نمیتواند با او زندگی کند که همانجا نقشه قتل را طراحی کرده و حتی کلید خانهاش را هم در اختیار وی قرار میدهد. با اعترافهای تکاندهنده این زن، عامل اصلی جنایت تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دستگیر شد. او اعتراف کرد به دستور این زن سلاح خریده و با کلیدی که او در اختیارش قرار داده، پیش از حضور شوهرش وارد خانه و در آنجا پنهان شده است. زمانی که او به خانه آمده و قصد داشته وسایلش را بردارد و خانه را به قصد پیوستن به دوستانش ترک کند، از پشت سر به او شلیک کرده است.
سرهنگ جعفر رحمتی - رئیس پلیس آگاهی استان زنجان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: