به عنوان مثال دختر یا پسر آنها هنوز به آن بلوغ فکری یا ذهنی نرسیده و نمیتواند یک زندگی مشترک را درک کرده و آن را آغاز کنند، ولی خانوادهها تنها برای حل مشکلات فرزندانشان بهخصوص پسر، آنها را به ازدواج ترغیب کرده و میگویند اگر زن بگیرد یا شوهر کند اخلاق و رفتارش بهتر میشود و درک و فهمش بالا میرود یا میگویند تو باید زن بگیری تا عاقل شوی. در صورتی که این کار غلط است و خانوادهها باید این موضوع را بدانند که تا زمانی که فرزندانشان هنوز به بلوغ فکری نرسیدهاند، ازدواج نمیتواند مشکلات رفتاری آنها را حل کند.
آنها با این کار مشکلات را بیشتر میکنند و باعث میشوند، دختر یا پسرشان در زندگی مشترک دچار مشکلات بیشتر و غیرقابل حلی شوند و با بروز کوچکترین مشکل به طلاق و جدایی فکر کنند. این نوع ازدواجها باعث بیاعتمادی و بروز اختلافات زیادی میشود که در آینده مشکلات زیادی را به همراه دارد.
بنابراین پیش از هرگونه تصمیمی زن و مرد اول باید متوجه شوند که به درک بالایی از زندگی مشترک رسیدهاند یا نه و بعد تصمیم به ازدواج بگیرند. یکی از آفتهای این عدم شناخت مخفیکاری است که باعث میشود مرد یا زن موضوعاتی را از هم مخفی کنند که افشای آن میتواند باعث بیاعتمادی شود. وقتی پای بیاعتمادی به زندگی مشترک باز شود، زندگی میشود میدان جنگ.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم