روان‌شکافی

اختلال تبدیلی شبیه و متفاوت با بیمار انگاری

یکی از اختلالات حوزه روان اختلال تبدیلی است که در آن فرد بدون هیچ مشکل جسمی از اختلالاتی مانند کری، کوری، فلج عضلانی یا بی‌حسی دست‌ها شکایت دارد و با این علائم نزد پزشک می‌رود، اما بیماری او دلایل روان‌شناختی دارد.
کد خبر: ۸۳۸۵۲۵

اختلال تبدیلی اغلب با اختلال شخصیت پرخاشگر ـ انفعالی، وابسته، ضداجتماعی و نمایشی ارتباط دارد. نشانه‌های اختلال افسردگی و اضطراب اغلب در این افراد دیده می‌شود و در معرض خطر خودکشی قرار دارند. این اختلال با تمارض کردن یا ادای بیماری درآوردن کاملا متفاوت است. اولا این که نشانه‌های تمارض، تحت کنترل ارادی فرد است، در حالی که فرد مبتلا به اختلال تبدیلی بر نشانه‌های بیماری‌اش کنترلی ندارد. فرد تمارض‌کننده می‌تواند فلج خود را قطع و دوباره آن را ایجاد کند، اما فرد مبتلا به اختلال تبدیلی قادر به چنین کاری نیست. دوم این که فرد تمارض‌کننده هدف و نفع محیطی مشخصی از بیماری خود می‌برد؛ مثلا فرار از سربازی، مدرسه رفتن یا منافع دیگر، اما در فرد مبتلا به اختلال تبدیلی منافع محیطی واضحی دیده نمی‌شود.

یکی از انواع این اختلالات، فلج هیستریک یا فلج روانی است. چنین فردی از لحاظ جسمی مشکلی ندارد و نتایج معاینات بالینی حاکی از آن است که فرد مشکل ارگانیکی ندارد، اما در عین حال نمی‌تواند حرکت کند و راه برود و این مساله برای او و اطرافیانش مشکل ایجاد می‌کند. اختلال تبدیلی در هر زمانی از زندگی، از کودکی گرفته تا پیری ممکن است شروع شود، ولی میان نوجوانان و بالغان جوان شایع‌تر است. برای درمان ابتدا لازم است با خانواده و مراقبان فرد جلسه‌ای آموزشی تشکیل شود و خانواده تفهیم شوند که توجه به فلج بیمار، اظهار همدردی و دلسوزی، مراقبت بیش از حد یا نشان دادن اضطراب و نگرانی به بیمار، رفتار بیمارگونه او را تشدید می‌کند. همچنین اطرافیان فرد مبتلا باید هر گونه بهبود را ولو جزئی تشویق و از این مسأله رضایت و شادی خود را اظهار کنند و باید گفت علائم تبدیلی خود به خود یا به دنبال درمان‌های رفتاری، تلقین و ایجاد یک محیط حمایت‌کننده از بین می‌روند. در زمان انجام درمان‌های انفرادی لازم است با خود فرد به صورت تنها کار شود و ریشه‌های بروز اختلال مورد توجه قرار گرفته شود.

چنانچه فرد مبتلا از اختلالات روان‌شناختی همراه نیز رنج می‌برد حتما درمان به صورت ترکیبی خواهد بود و در صورت لزوم دارودرمانی نیز توصیه می‌شود. از تغییر بینش، روانکاوی، تلقین و تقویت نیز استفاده می‌شود و در جلسات درمان، علائم مرضی نادیده گرفته، رفتارهای غیرمرضی تقویت و فرد با سیستم تشویق به تغییر نگرش سوق داده می‌شود. نباید بیمار را متقاعد کرد علائم وجود ندارد، بلکه باید او را جهت‌دهی کرد که توانایی فائق شدن بر مشکل را دارد و با سیستم‌های رفتاری و حتی شناختی او را به سمت بهبود سوق داد.

دکتر مهرنوش دارینی

‌ روان‌شناس و مشاور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها