در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این زوج جوان در یک فروشگاه ورزشی با هم آشنا شده بودند در این آشنایی کوتاه به هم علاقهمند شدند و پای سفره عقد نشستند.
تازهداماد زندانی حساب کرده با حقوقی که میگیرد، 220 سال طول میکشد تا بتواند آخرین قسط مهریه همسرش را پرداخت کند.
وقتی از او در مورد آشنایی با همسرش سوال میکنیم، میگوید: آن روز در فروشگاه ورزشی، نگین را دیدم که با جنب و جوش خاصی با فروشندگان بحث ورزشی میکند، من هم با اطلاعاتی که در مورد تیمهای فوتبال داشتم با او شروع به بحث کردم. در همین دیدار با هم آشنا شدیم و شماره تلفنمان را به هم دادیم.
یک ماهی بیشتر ارتباط تلفنی ما طول نکشیده بود که به نگین پیشنهاد ازدواج دادم چون حس میکردم بدون او نمیتوانم زندگی کنم، بعد هم با هم ازدواج کردیم. روز مراسم عقد میدانستم که نگین به عدد 7 علاقه دارد و من هم با وجود مخالفت پدرم 770 سکه طلا مهریه تعیین کردم، مادرم عقیده داشت چه کسی مهریه را داده و چه کسی گرفته.
هنوز چند روزی از عقدمان نگذشته بود که مثل هر روز نگین تماس گرفت و سر موضوعی با هم جر و بحث کردیم و از طرز حرف زدنش ناراحت شدم. بلافاصله به خانهشان رفتم و پس از مشاجره و درگیری به حالت قهر به منزلمان برگشتم. فکر میکردم دوباره آشتی برقرار میشود، اما چند روز بعد احضاریه دادگاه به خانهمان آمد و فهمیدم که نگین مهریهاش را به اجرا گذاشته است.
فکر میکنم نتوانم پس از سالها این همه پول را تهیه کنم. از ازدواج عجولانه و بیمطالعهام پشیمانم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: