شوهرم خجالتی است،‌ طلاق می‌خواهم

خجالتی بودن مرد جوان باعث شد همسرش به دادگاه خانواده برود و درخواست طلاق بدهد. این زن وقتی همراه شوهرش به شعبه 268 دادگاه خانواده می‌رود، به قاضی می‌گوید: آقای قاضی، شوهرم خیلی خجالتی است. او بلد نیست حرف بزند و حتی نمی‌تواند از حق خودش دفاع کند و به خاطر خجالتی بودنش خیلی‌ها مسخره‌اش می‌کنند یا سرش کلاه می‌گذارند. شوهرم همیشه مورد تمسخر دیگران واقع می‌شود و هر کس به نوعی سعی می‌کند او را دست بیندازد. شوهرم هم اصلا اهمیتی نمی‌دهد و فقط خجالت می‌کشد. سعی کردم او را پیش مشاور ببرم تا شاید اخلاقش کمی بهتر شده و راحت‌تر در میان مردم حاضر شود، ولی فایده‌ای ندارد. همیشه خجالت می‌کشد و بدون هیچ حرفی در میان جمع می‌نشیند. هر کس هر چه می‌گوید با جواب‌های کوتاه و آرام جواب می‌دهد. همیشه ساکت است و حتی در میان دوستان و آشنایان خودش که چند سال است آنها را می‌شناسد هم خجالتی است و وقتی می‌خواهد صحبت کند سرخ و سفید می‌شود. تحمل این‌که مرد زندگی‌ام مثل بچه‌ها باشد و نتوانم به او به عنوان یک مرد تکیه کنم مرا عذاب می‌دهد. خجالتی بودن شوهرم باعث شده که من هم از زندگی‌ام بیزار شوم و نتوانم در جمع حاضر شوم. هر بار هر کس با خانه ما تماس می‌گیرد و حرفی می‌زند، شوهرم هول می‌شود و حرف‌هایی می‌زند که با او دعوایم می‌شود. دیگر نمی‌خواهم در کنار این مرد زندگی کنم.
کد خبر: ۸۲۷۳۲۲

بعد از صحبت‌های این زن، شوهرش نیز به قاضی می‌گوید: آقای قاضی من اخلاقم همین است و نمی‌توانم کاری کنم. باور کنید دست خودم نیست و مرد خجالتی هستم. ولی همسرم حاضر نیست مرا درک کند و مرتب تحقیرم می‌کند. برای همین بهتر است از هم جدا شویم.

وقتی صحبت‌های این زوج به پایان می‌رسد قاضی دلایل آنها را برای جدایی کافی نمی‌داند و این زوج را به مشاوره خانواده می‌فرستد تا شاید مشکلشان حل شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها