خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل متحد، 3هفته پیش از پایان دوران ماموریت خود، در 18آذر 1370 در گزارشی درباره بند 6قطعنامه 598به شورای امنیت سازمان ملل متحد، عراق را آغازگر جنگ و متجاوز معرفی کرد.
کد خبر: ۸۲۶۱۵
در بند 6قطعنامه 598از دبیرکل خواسته شده بود ضمن تماس و مشورت با جمهوری اسلامی ایران و عراق ، موضوع تفویض مسوولیت تحقیق درباره چگونگی آغاز جنگ به یک هیات بی طرف را بررسی کند و یافته های خود را به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش دهد: اما خاویر پرز دکوئیار به دلیل ماهوی ندانستن پاسخ عراق به اقدامات وی در این زمینه ، تشکیل هیات مقرر در بند 6قطعنامه 598را بی ثمر یافت و در نامه ای رسمی به شورای امنیت ، رژیم عراق را آغازگر تجاوز به سرزمین جمهوری اسلامی ایران خواند.
گزارش 8دسامبر خاویر پرز دکوئیار به شورای امنیت ، نخستین سند رسمی است که بر مظلومیت ایران و حقانیت دیدگاه نظام جمهوری اسلامی ایران مبنی بر متجاوز بودن رژیم عراق صحه گذارد؛ گرچه این سند، بسی دیرهنگام یعنی در حدود 10سال پس از آغاز جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه ایران و 3سال پس از پایان آن منتشر شد.
برای درک اهمیت اعلام رسمی عراق به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ علیه ایران و نیز آگاهی از دلایل دیرهنگام بودن این اقدام خاویر پرز دکوئیار، باید به بازخوانی تاریخ جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه جمهوری اسلامی ایران و بررسی عملکرد شورای امنیت در قبال این جنگ پرداخت. ارتش عراق روز 31شهریور 1359 جنگی تجاوزکارانه و همه جانبه را علیه ایران آغاز کرد. 2روز پیش از آغاز تجاوز عراق به خاک ایران ، صدام حسین، رئیس وقت رژیم عراق در یک سخنرانی رادیو تلویزیونی ، قرارداد 1975ایران و عراق را بی اعتبار خواند.
صدام گفت عراق این قرارداد را از موضع ضعف پذیرفت، اما اکنون که عراق از قدرت کافی برخوردار است، این قرارداد را نادیده می گیرد و به احقاق حقوق خویش می پردازد.
این حقیقت در همان زمان نیز آشکار بود که قرارداد 1975و ادعای عراق مبنی بر تحمیلی بودن آن ، حتی در صورت صحت ادعای صدام نمی توانست دلیل و انگیزه تجاوز همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران باشد.
زیرا به فرض وجود اختلاف در دیدگاه های تهران و بغداد درباره این قرارداد، می شد از طریق گفتگو مشکلات را حل کرد و به راه حلی مطلوب برای هر دو طرف دست یافت ؛ اما قرارداد 1975و ادعاهای دیکتاتور سابق عراق در زمینه این قرارداد، بهانه ای برای پنهان داشتن انگیزه های تجاوز به حریم جمهوری اسلامی ایران و نیز اهداف غایی این تجاوز بود.
پیش از جنگ تحمیلی ، حرکت قدرتمندانه انقلاب اسلامی و حضور تعیین کننده مردم ایران در تمامی عرصه ها و آوردگاه ها، توطئه های متعدد ضد انقلاب و حامیان خارجی آن علیه ایران اسلامی را خنثی کرده بود و آنان را که پیروزی انقلاب اسلامی را باور نداشتند و سپس ماندگاری انقلاب را نمی خواستند، به تدارک توطئه گسترده تری برای سرنگونی انقلاب یا دست کم استحاله آن واداشته بود.
طرح تحمیل یک جنگ تمام عیار به نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران ، در چنین اوضاع و احوالی در دستور کار دشمنان انقلاب قرار گرفت. اما چرا رژیم عراق برای اجرای این طرح برگزیده شد؛ از دیدگاه غرب و صهیونیسم جهانی ، بلندپروازی ها، جاه طلبی ها و تمایل بیمارگونه صدام حسین به احراز جایگاه قدرتمندترین نظام منطقه ، از او شخصیتی کاملا مناسب برای تهاجم علیه جمهوری اسلامی ایران ساخته بود؛ البته تردیدی نیست که وعده حمایت های مالی ، سیاسی و نظامی قدرتهای شرقی و غربی نیز نقش موثری در ترغیب صدام به آغاز تهاجم به ایران داشت.
برخلاف ادعاهای مسوولان وقت عراق ، هدف صدام از تجاوز به خاک ایران ، احیای حقوق از دست رفته در قرارداد 1975الجزایر نبود. ارتش متجاوز عراق به ایران آمده بود که بماند و زمینه تجزیه ایران بزرگ و شکست انقلاب اسلامی را فراهم کند.
حکومت های سلطه گر غرب در تمام سالهای جنگ تحمیلی نه تنها جنایت های جنگی رژیم سابق عراق را نادیده گرفتند، بلکه با حمایت های گسترده مالی و تسلیحاتی ، زمینه را برای ادامه جنگ افروزی های حکومت صدام در ایران و سپس در کویت فراهم کردند.
بدیهی است که شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان بزرگترین نهاد و ملجا بین المللی نمی توانست درباره این جنگ سکوت اختیار کند؛ اما برخورد شورای امنیت با این مقوله ، روایتی بسیار بسیار عبرت آموز است که امید می رود هرگز از حافظه تاریخی ملت ها بویژه در جغرافیای مرسوم به جهان اسلام حذف نشود.
بازخوانی عملکرد شورای امنیت در قبال جنگ تحمیلی
عراق در 31 شهریور 1359 جنگ همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد و حاکمیت ملی ، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران را مورد تعرض قرار داد.
عراق با حمله سراسری به ایران ، براساس قطعنامه تعریف تجاوز و حقوق بین المللی عرفی در واقع مرتکب تجاوز شد و دلایل کافی حقوقی وجود داشت که تهاجم ارتش عراق به ایران به منزله اقدامی تجاوزکارانه با تصمیم قبلی بود.
از همین زاویه ، واکنش جمهوری اسلامی ایران برای دفع تجاوز، کاملا مشروع و قانونی محسوب می شد. کورت والدهایم، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد بعدازظهر روز 31 شهریور 1359 یعنی در نخستین روز آغاز تهاجم عراق به ایران درخواست کرد شورای امنیت جلسه ای فوری برای بررسی این موضوع تشکیل دهد؛ اما شورای امنیت تشکیل این جلسه را تا روز چهارم مهر (26سپتامبر) به تعویق افکند.
شورای امنیت در 28سپتامبر قطعنامه 479را صادر کرد که نخستین قطعنامه شورا در زمینه تجاوز رژیم عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران بود.
در بند یک قطعنامه 479با عنوان وضعیت میان ایران و عراق فقط از طرفهای درگیر خواسته شده بود که فورا از بکارگیری بیشتر زور اجتناب ورزند و اختلافات خود را به گونه ای مسالمت آمیز حل کنند.
مفهوم صریح بند یک قطعنامه 479این است که آتش بس در قلمروی سرزمین جمهوری اسلامی ایران اجرا شود، نیروهای عراقی در خاک ایران باقی بمانند و جمهوری اسلامی ایران از حمله به نیروهای متجاوز برای باز پس گرفتن مناطقی که در اشغال عراق است ، خودداری کند.
رژیم عراق پیش از صدور قطعنامه 479اعلام کرده بود که نیروهایش کنترل بیش از سی هزار کیلومتر مربع از اراضی ایران را به دست گرفته اند. با وجود این شورای امنیت از درخواست عقب نشینی به مرزهای بین المللی خودداری کرد.
این خواست شورای امنیت به منزله تایید ضمنی اشغال اراضی ایران از سوی عراق بود. به همین دلیل رژیم عراق بلافاصله قطعنامه 479را پذیرفت و از شورای امنیت تشکر کرد، اما جمهوری اسلامی ایران قطعنامه مذکور را رد کرد و خواهان آن شد که شورای امنیت، تجاوز عراق را محکوم و عقب نشینی فوری نیروهای عراقی از سرزمین ایران را درخواست کند. شورای امنیت پس از صدور قطعنامه 479، برای مدتی طولانی سکوت کرد.
در مدت 22ماه سکوت جانبدارانه شورا در مورد تجاوز عراق به ایران ، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اتکا به امدادهای الهی و کمکهای ایثارگرانه مردم ایران ، محاصره آبادان را در هم شکستند و بخشهای مهمی از جنوب ایران را از سلطه اشغالگران آزاد کردند.
این پیروزی های نیروهای مسلح ایران و همچنین آزادسازی بخشهایی از مناطق اشغال شده در غرب کشور، شوش و دزفول و سرانجام آزادی خرمشهر، خواب 22ماهه شورای امنیت را برآشفت و به تحرکش واداشت.
خرمشهر در سوم خرداد 1361آزاد شد و شورای امنیت در تاریخ 21تیرماه 1361 قطعنامه 514 را صادر کرد و در بند دوم آن ، خواستار عقب نشینی نیروهای درگیر به مرزهای بین المللی شد.
شورای امنیت نه فقط در قطعنامه 514 عنوان «وضعیت میان ایران و عراق» را حفظ کرد، بلکه در قطعنامه های 522،540،582 و588 نیز عنوان «وضعیت میان ایران و عراق» را تکرار کرد.
در واقع شورای امنیت علی رغم گذشت 6سال از آغاز جنگ تحمیلی و جنایات ضد بشری نیروهای مسلح رژیم صدام در خاک ایران ، هنوز بر عنوان نخستین قطعنامه خود یعنی قطعنامه 479مورخ ششم مهرماه 1359تاکید می کرد.
اما پس از آن که رزمندگان جمهوری اسلامی ایران در سال 1366در عملیات برون مرزی خویش به پیروزی های چشمگیری دست یافتند و فاو را تسخیر کردند، حامیان رژیم صدام هم به تکاپو درآمدند.
قطعنامه معروف 598برآیند این تحولات بود که در 29 تیرماه 1366 صادر شد. شورای امنیت در قطعنامه 598برای اولین بار با استناد به مواد 39و 40منشور، اذعان کرد که در مورد مخاصمه میان ایران و عراق ، نقض صلح محقق شده است.
این ، نخستین تفاوت مهم قطعنامه 598با قطعنامه های پیشین شورای امنیت درباره تجاوز عراق به خاک ایران بود. ویژگی دیگر این قطعنامه ، درخواست از دبیر کل سازمان ملل برای تشکیل هیاتی بی طرف به منظور تحقیق درباره «مسوولیت آغاز مخاصمه» بود.
شورای امنیت ، مسوولیت تشخیص و معرفی آغازگر جنگ را به تشکیل یک هیات موهوم تفویض کرد تا خود را از ایفای این وظیفه رها سازد. زیرا شورای امنیت نیز در متجاوز بودن رژیم صدام ، تردید نداشت، اما اعلام عراق به عنوان آغازگر جنگ ، مغایر منافع، 5عضو دائم شورای امنیت بود.
همان طور که در ابتدای این نوشتار آمد، اعلام عراق به عنوان متجاوز توسط خاویر پرز دکوئیار، مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران را برای جهانیان آشکار ساخت، اما باز هم شورای امنیت در برابر بیانیه دبیر کل سازمان ملل متحد، موضع صریحی اتخاذ نکرد.
ادامه جنگ 8ساله عراق علیه ایران ، حاصل بی چون و چرای واکنش نابخردانه شورای امنیت بود و به جرات می توان گفت که کشتار مردم حلبچه عراق با بمبهای شیمیایی رژیم صدام نیز مرهون انفعال این شورا در قبال تجاوز عراق به خاک ایران است.
پرسش اساسی این است که چرا شورای امنیت با یک مجرم (رژیم صدام) و ارتکاب دو جرم مشابه توسط وی (تجاوز به ایران و کویت) این گونه متفاوت و متضاد برخورد کرده است؛ شورای امنیت در مورد تجاوز عراق به ایران ، حتی از اختیارات قانونی خویش نیز استفاده نکرد، اما در تجاوز رژیم صدام به کویت ، بسی فراتر از اختیارات خود عمل کرد.
دلیل ، روشن است: جمهوری اسلامی ایران ، بدون تزلزل و با قاطعیت ، بر استقلال خویش در جهان دو قطبی دهه 1980پایبند بود. از این رو جنگ عراق علیه ایران ، اولین مخاصمه بین المللی بود که شرق ایدئولوژیک و غرب جغرافیایی ، نه رو در روی یکدیگر، بلکه در کنار هم بودند و هر دو از متجاوز حمایت کردند، زیرا استقلال طلبی و آزادی خواهی قربانی تجاوز (جمهوری اسلامی ایران) را بر نمی تابیدند.
بیانیه قابل تقدیر، اما دیرهنگام خاویر پرز دکوئیار در واپسین روزهای حضورش در مقام دبیر کل سازمان ملل متحد، سندی ماندگار مبنی بر معرفی رژیم صدام به عنوان آغازگر جنگ است ، ولی از ضرورت بازنگری در ساختار سازمان ملل متحد به منظور احراز استقلال آن از منافع و اغراض سیاسی اعضای دایم شورای امنیت ، هیچ نمی کاهد.