زندگی ماهرخخانم، زندگی یک انسان زحمتکش است، کسی که به قول خودش هیچگاه بچگی نکرده و دوران کودکیاش را پشت دار قالی و کار در باغ و مزرعه گذرانده است.
او پس از ازدواج هم همین زحمت کشیدن را در زندگیاش حفظ کرده و دوشادوش همسری که در مقاطع زیادی از زندگی تنها نامی که در شهر زحمت میکشید، کار میکرد.
این عادت به فعالیت و زحمت کشیدن هنوز هم در زندگی او جایگاه ثابتی دارد، حتی حالا که سن به 86 سال هم رسیده، نمیخواهد در مقابل زندگی کم بیاورد و رویایی که در ذهن دارد این است که برگردد کچو سر باغ و زمینش، «آخر میدانید که امسال کمآبی است و اگر به درختها نرسی از تشنگی میسوزند و از بین میروند».
او به انارهایی فکر میکند که اگر تشنه بمانند، دیگر قرمز نمیمانند و دود سیاه از درون آنها بیرون میآید، این تفکر یک بانوی کار است، کسی که نمیخواهد در برابر زندگی کم بیاورد و همچنان در مقابل ناملایمات لجبازی میکند.
افشین خماند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم