jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۸۱۶۶۹۰ ۲۳ تير ۱۳۹۴  |  ۰۰:۰۱

برزو نیک‌نژاد، کارگردان سریال «دردسرهای عظیم 2» در گفت‌و‌گو با جام‌جم:

رقیبـم خـودم هستـم

اشاره: بروز نیک‌نژاد با کارگردانی سری اول سریال دردسرهای عظیم نخستین تجربه سریال‌سازی‌اش را براساس فیلمنامه‌ای از علیرضا کاظمی‌پور و سعید جلالی کسب کرد و برای ماه رمضان امسال هم فصل دوم سریال دردسرهای عظیم را مقابل دوربین برد. نیک‌نژاد بیش از دو دهه است در سینما و تلویزیون مشغول فعالیت بوده و با کارگردانانی همچون محمدحسین لطیفی، سعید سلطانی، سیروس مقدم و ابراهیم فروزش همکاری داشته است. نام او با نویسندگی سریال تلویزیونی دودکش بر سر زبان‌ها افتاد که ماه رمضان دو سال پیش از شبکه یک پخش شد. نیک‌نژاد چند سال پیش هم با ساخت فیلم «ناخواسته» و ارائه آن به جشنواره فیلم فجر توانست به جمع کارگردانان فیلم اولی بپیوندد. او معتقد است ساخت سریال «دردسرهای عظیم 2» به لحاظ کارگردانی بسیار دشوارتر از فصل اول این اثر بود، چون رقیب او سری اول این سریال بود و او باید سعی می‌کرد فصل جدید این اثر به مراتب بهتر از قبلی باشد تا بتواند نظر مخاطبان را جلب کند.

داستان سری اول سریال دردسرهای عظیم با گم ‌شدن یک مرده و زنده شدن او شروع شد و این قصه کشش لازم را برای 30 قسمت داشت، اما در فصل دوم ماجرای پیدا شدن یک بچه را دستمایه قرار دادید که سوژه تکراری است و قبلا به چنین موضوعی در آثاری از جمله فیلم سینمایی «دو نفر و نصفی» پرداخت شده بود. به نظرتان بهتر نبود در کنار پیدا شدن بچه، قصه‌های دیگری هم برای سریال انتخاب می‌کردید که کشش لازم را برای مخاطب داشت؟

اگر شما نگاهی به آثار نمایشی دنیا بیندازید به این نتیجه خواهید رسید که سوژه‌ها اغلب تکراری هستند، اما آنچه اهمیت دارد این است که گروه سازنده یک اثر چگونه و از چه زوایه‌ای به یک سوژه تکراری نگاه کنند. ممکن است پیدا شدن بچه دستمایه ساخت آثار دیگر سینمایی و تلویزیونی شده باشد، اما نگاه ما در این سریال کاملا متفاوت با دیگر آثاری است که شما تا به امروز آنها را دیده‌اید. بنابراین نمی‌توان گفت موضوع سریال دردسرهای عظیم 2 تکراری است، چون ما برایش یک نگاه تازه پیدا کردیم؛ ضمن این‌که قصه فصل جدید این سریال فقط بچه نیست و ما خرده قصه‌های بسیاری در داستان داریم که به تعلیق فیلمنامه کمک کرده است. حتی مخاطبان شاهد شخصیت‌های جدید هم در این فصل هستند. برخلاف شما معتقدم نه‌تنها قصه پیدا شدن یک بچه برای 30 قسمت کشش دارد، بلکه این موضوع را می‌توان تا 90 قسمت هم ادامه داد، به شرط آن که در کنارش قصه‌های جذاب هم تعریف شود که این اتفاق برای سریال دردسرهای عظیم 2 افتاده است.

ما در این فصل جدید از زاویه دیگری به عشق لطیف و بهار نگاه کردیم و اتفاقاتی در کنار این عشق قرار دادیم که قصه را برای مخاطب جذاب‌تر کنیم. به قول معروف لطیف برای رسیدن به بهار باید کفش آهنین بپوشد تا به او برسد.

یعنی پیدا شدن بچه می‌توانست آن‌قدر تعلیق در میان مخاطبان ایجاد کند که لطیف به خاطر آن کفش آهنین بپوشد؟!

ساخت هر کاری دشواری‌های خاص خودش را دارد و ما هم باید فصل جدیدی از یک ملودرام اجتماعی عاشقانه را طوری می‌ساختیم که هم تعریف جدیدی از عشق ارائه بدهیم و هم این که برای مخاطبان جذاب باشد. پیدا شدن بچه در ماشین یکی از چالش‌های داستان است که نه‌تنها تعلیق زیادی برای مخاطب ایجاد کرده، بلکه سرعتگیر قصه است و قهرمانان سریال با چالش‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند که بخشی از آن به بچه مربوط می‌شود.

پس نگران نبودید بگویند سوژه سریال تکراری است؟

نه، نگران نبودم؛ چون می‌دانستم با گروه حرفه‌ای این کار را می‌سازم که همه یکدیگر را قبول داشته و به یکدیگر اطمینان داریم؛ ضمن این‌که فیلمنامه این سریال را علیرضا کاظمی‌پور و امیر عربی نوشته‌اند که هر دو حرفه‌ای هستند و کارشان را بلدند.

شما می‌توانید این سریال را دوست نداشته باشید، اما نظر مردم این طور نیست و ما هم سعی کردیم سریالی بسازیم که مردم از دیدن آن لذت ببرند. البته نمی‌توان نظر همه مردم را تامین کرد، چون کار دشواری است، اما ما تلاش کردیم نظر بیشتر مردم را با سریال همراه کنیم.

من همیشه در کارهایی که نوشته و ساخته‌ام تلاش کرده‌ام به سلیقه مردم احترام بگذارم تا قصه و روابط بین شخصیت‌ها را دوست داشته باشند. البته این را بگویم روزی که قرار شد سری اول سریال دردسرهای عظیم را بسازم کمی نگران بودم و این ترس و نگرانی را برای ساخت دردسرهای عظیم 2 هم داشتم. در واقع همیشه از ساخت سریال می‌ترسم. به هر حال سریال‌سازی کار راحتی نیست و شما باید کاری بسازید که همه مخاطبان از دیدنش لذت ببرند و با تماشای آن برای لحظاتی سرگرم شوند. یکی از ویژگی‌های مخاطبان ایرانی این است که با دقت به جزئیات کار توجه می‌کنند به همین دلیل نباید آنها را دست‌کم گرفت. می‌خواستیم سریال دردسرهای عظیم به‌گونه‌ای باشد که مخاطب با تک‌تک شخصیت‌های قصه ارتباط برقرار کند و نه‌تنها با آن همذات‌پنداری کند، بلکه برایش قابل باور بوده و آنها را دور از خودش نبیند، به همین دلیل سراغ ماجرایی رفتیم که دیدن آن برای مردم جالب باشد.

با توجه به این‌که خودتان هم نویسنده هستید، آیا دخالتی در نگارش این سریال داشتید و به نویسندگان سریال ایده می‌دادید؟

نویسندگان این سریال علیرضا کاظمی‌پور و امیر عربی هستند که کاظمی‌پور خودش تا امروز کارهای ماندگاری برای مناسبت‌های مختلف تلویزیون نوشته که با اقبال مخاطبان هم روبه‌رو شده است. من هم در بخش‌هایی از قصه که لازم بود موقعیت‌های مفرح و کمدی اضافه شود نظراتم را به نویسندگان می‌گفتم. این اتفاق تا قسمت هشتم سریال افتاد، اما از آن به بعد درگیر ساخت سریال شدم؛ ولی به قلم دوستان اطمینان و اعتماد کامل دارم و در اجرا سعی کردم به قلم دوستان احترام بگذارم و در بخش‌هایی که لازم بود به شیرینی کار اضافه شود این کار را انجام دادم.

سریال دردسرهای عظیم یک ملودرام اجتماعی است که گاهی صحنه‌های طنز هم در آن می‌بینیم و در مجموع فضای غمگینی بر این سریال حاکم است. به نظرتان بهتر نبود این فضا کمرنگ‌تر شده و به بار طنز آن اضافه می‌شد؟

از ابتدا هم قرار نبود ما یک سریال صرفا طنز بسازیم. بنای ما بر این بود که یک سریال قابل قبول بسازیم که با حضور بازیگران خوب لحظات طنز هم داشته باشد و به هیچ وجه از ابتدا قصد نداشتیم مردم را به ‌زور بخندانیم. این سریال ملودرام اجتماعی همراه با لحظات طنز است؛ ضمن این‌که اتفاقات این سریال مانند زندگی واقعی مردم است که لحظات خنده، گریه، غم و شادی را در کنار هم داریم.

از ابتدا هم قرار نبود ما یک سریال صرفا طنز بسازیم. بنای ما بر این بود که یک سریال قابل قبول بسازیم که با حضور بازیگران خوب لحظات طنز هم داشته باشد و از ابتدا قصد نداشتیم مردم را به ‌زور بخندانیم

سریال دردسرهای عظیم 1 و 2 هم صرفا یک کار کمدی نیست که دائم بیننده بخندد، بلکه ما نمونه زندگی واقعی مردم را در این سریال شاهد هستیم و بینندگان با شخصیت‌های قصه همذات‌پنداری می‌کنند. ضمن این‌که با پیشرفت قصه لحظات شیرین برای مخاطبان بیشتر می‌شود. به هر حال این روایت ما از سریال است.

ولی سریال دردسرهای عظیم 2 به لحاظ این‌که ملودرام اجتماعی است یا طنز، بلاتکلیف است و در بخش‌هایی از قصه که مخاطب انتظار دارد موقعیت طنز ادامه داشته باشد، ناگهان قصه تلخ و جدی شده و بیننده سردرگم می‌شود.

با نظر شما مخالفم، چون در زندگی واقعی همه آدم‌ها لحظات غم، جدی و شادی در کنار هم است و اگر ما مرتب در زندگی واقعی‌مان بخندیم، حتما مردم خواهند گفت مجنون شده‌ایم. بنابراین اعتدال حرف اول را در زندگی واقعی آدم‌ها می‌زند و ما سعی کردیم اعتدال در سریال دردسرهای عظیم 1 و 2 وجود داشته باشد. روشنایی زمانی خودش را نشان می‌دهد که در کنارش سیاهی وجود داشته باشد.

حال ممکن است در زندگی یک نفر روشنایی بیشتر از سیاهی باشد و در زندگی فرد دیگری سیاهی غالب باشد، ولی سیاهی یا سفیدی مطلق وجود ندارد و اگر سیاهی در زندگی کسی غالب به سفیدی باشد، حتما با توکل به خدا مشکلاتش برطرف می‌شود و ما در بخشی از سریال به این مساله اشاره می‌کنیم. در مجموع اگر بخواهیم نگاهی به سریال داشته باشیم، ممکن است عده‌ای به برخی از صحنه‌ها بخندند و تعدادی دیگر نخندند. ما نمی‌توانیم یک اثر نمایشی بسازیم که صددرصد مردم آن را دوست داشته باشند و از دیدن همه صحنه‌های سریال لذت ببرند. با این‌که ما از این سریال بازتاب خوبی می‌گیریم و مخاطبان مرتب پیامک‌هایی مبنی بر رضایت از سریال برایمان ارسال می‌کنند، ممکن است مخاطب مثل شما از برخی صحنه‌های این سریال راضی نباشد.

معتقدم سریال دردسرهای عظیم خستگی روزانه مخاطب را در زمان تماشای سریال برطرف می‌کند و ما یک درام خوب را با روایت طناز، شیرین و نمکین برای مخاطب تعریف می‌کنیم. من جدا از مردم این روزگار نیستم و در میان همین مردم زندگی می‌کنم و با آنها رودررو هستم، به همین دلیل می‌توانم با اطمینان بگویم سریال دردسرهای عظیم به زندگی مردم نزدیک است.

اگر سریال دردسرهای عظیم 2 عین واقعیت زندگی مردم است، پس چرا شاهد رفتارهای بی‌منطق از بهار به عنوان یک دختر تحصیلکرده هستیم. به عنوان نمونه وقتی لطیف به او می‌گوید باید منتظر جواب DNA باشند تا مشخص شود بچه برای او نیست، اما باز هم رفتارهای کودکانه از بهار سر می‌زند و می‌گوید حتما لطیف پدر بچه است. این رفتار از سوی فیروزه طبیعی است، اما از سوی بهار قابل قبول نیست.

من می‌توانم یک سوال از شما بپرسم.

بله. بفرمایید؟

شما متاهل هستید؟

نه.

خب. مساله اینجاست. وقتی یک خانم گوشی تلفن همسرش ساعت 12 شب زنگ می‌زند و او می‌گوید اشتباه است، حتما خانم شک می‌کند و این مساله ارتباطی به تحصیلات ندارد. در واقع من کاملا مخالف حرف شما هستم. وقتی بهار با بچه روبه‌رو می‌شود که عکس لطیف هم در ساک بچه است که او را بغل کرده و همسرش هم نامه‌ای خطاب به او نوشته، مشخص است که شک می‌کند، با این حال تا بله‌برون هم پیش می‌رود؛ ولی وقتی عمویش هم تاکید می‌کند که لطیف، پدر بچه موکلش است دیگر شک او بیشتر می‌شود و نمی‌تواند منتظر آزمایش بماند. این نگرانی در همه خانم‌ها وجود دارد، اما امیدوارم در انتهای سریال این پیام کاملا به مخاطب منتقل شود که شک کار درستی نیست و حتی در اسلام به این مساله تاکید شده که شک، گناه است.

چرا تکیه‌کلام‌ها در دردسرهای عظیم 2 در مقایسه با فصل قبلی کمرنگ‌تر است؟

نه، در این فصل هم تکیه‌کلام‌ها را داریم و با توجه به موقعیت‌های پیش آمده برای شخصیت‌های سریال از تکیه‌کلام‌ها استفاده می‌کنیم. ممکن است لطیف این بار کمتر از کلماتی همچون «ای بابا» یا «ناراحت شدی» استفاده کند، اما کلمه «مگه می‌شه» را جایگزین کردیم یا بهار و فیروزه تکیه‌کلام‌های خودشان را دارند. معمولا سعی می‌کنم با توجه به روایت و موقعیت‌های قصه از تکیه‌کلام استفاده کنم، زیرا افراط و تفریط به کار ضربه می‌زند.

با توجه به این‌که کارگردانی فصل دوم سریال دردسرهای عظیم راحت‌تر بود و بازیگران با نقش‌هایشان عجین شده بودند؛ شما بیشتر انرژی‌تان را در کدام بخش متمرکز کرده بودید؟

اصلا نمی‌توان گفت کارگردانی فصل دوم راحت‌تر از فصل اول بود. اتفاقا دشوارتر بود. منظورم این نیست که من باید با دیگر کارگردانان سریال‌های ماه رمضان رقابت می‌کردم، چون اصلا اهل رقابت نیستم و تنها مساله مهم برایم ساخت یک کار خوب برای مردم است. بنابراین به رقابت اصلا فکر نمی‌کردم.

رقیب من برای «دردسرهای عظیم 2» فقط سریال دردسرهای عظیم بود. باید سعی می‌کردم فصل دوم سریال به مراتب بهتر از اول آن باشد تا مخاطبان بیشتری را جذب کند و این اصلا کار راحتی نبود.

به لحاظ ساختاری و توجه به جزئیات به نظرم دردسرهای عظیم 2 کامل‌تر از دردسرهای عظیم 1 است. خوشبختانه بازخوردهای مردم هم خیلی خوب بوده است.

در بخشی از صحبت‌هایتان به ترس و نگرانی‌ای اشاره کردید که قبل از ساخت سریال دردسرهای عظیم 2 داشتید، هنوز هم این ترس با شما همراه است؟

مسلما هنوز هم نگران هستم و تن و بدنم می‌لرزد، زیرا معتقدم هر سریالی که برای مردم ساخته می‌شود باید همان چیزی باشد که مردم دوست دارند. زمانی که ما یک فیلم سینمایی می‌سازیم مردم برای تماشای فیلم بلیت می‌خرند، بنابراین حق انتخاب با خودشان است؛ اما قاب تلویزیون تفاوت دارد و مردم باید همان چیزی را ببینند که این رسانه نشان می‌دهد. بنابراین من به عنوان سازنده یک اثر باید نهایت تلاشم را بکنم تا رضایت مردم را به‌دست آورم؛ ضمن این‌که مردم کوچک‌ترین اشکالات کار را می‌بینند، بنابراین نباید سطحی به کار نگاه کرد و باید به سلیقه آنها احترام گذاشت. به همین دلیل قبل از ساخت هر اثری به تنها چیزی که فکر می‌کنم درک مخاطب و احترام گذاشتن به سلیقه اوست.

به سری سوم فکر نمی‌کنم

برزو نیک‌نژاد هنوز نمی‌داند آیا قصد دارد فصل سوم سریال دردسرهای عظیم را بسازد یا نه؟ او معتقد است باید صبر کند تا ببیند چه اتفاقی پیش می‌آید.

نیک‌نژاد پرسیدن این سوال را مثل این می‌داند که یک خانم باردار در بیمارستان است و هنوز فارغ نشده و از او می‌پرسند آیا به تولد بچه دیگری هم فکر می‌کند یا نه. مهم این است همه گروه نهایت تلاش خود را می‌کنند.

اگر هم جایی از سریال کم و کسری دارد به کم‌سوادی من برمی‌گردد، اما باید بگویم من و همه عوامل تمام تلاشمان را برای ساخت یک کار خوب کردیم و امیدوارم رضایت مردم تا آخرین قسمت با ما همراه شود؛ ضمن این که پخش والیبال به سریال لطمه زد، اما باید والیبال هم به عنوان یک اتفاق ملی پخش می‌شد و ما هم دوست داشتیم ایران ببرد. در مجموع هدف خدمت به مردم است.

ساخت اثر پرمخاطب، سخت است

نمی‌توان سینما و تلویزیون را با هم مقایسه کرد. ساختار سریال با فیلم سینمایی فرق دارد، ضمن این که باید سریال را به‌گونه‌ای ساخت که بعد از چند سال دیگر که بازپخش می‌شود، همچنان تماشای آن برای مخاطب جذاب باشد. هم اکنون شاهد هستیم که شبکه‌های تازه‌تاسیس سریال‌های قدیمی را بعد از گذشت سال‌ها بازپخش می‌کنند؛ بنابراین باید حتی به این مساله هم توجه کنیم و بی‌تفاوت از کنار آن عبور نکنیم. مخاطب میلیونی تلویزیون با سینما قابل مقایسه نیست، حتی یک فیلم پرفروش در سینما که هفت میلیارد هم فروش داشته باشد در نهایت ده میلیون تماشاگر داشته، اما مخاطب تلویزیون فراتر از این آمار است؛ بنابراین من به عنوان کارگردان حق تجربه کردن در تلویزیون را ندارم و فقط باید خدمت کنم و از اندوخته‌ها، دانش و توانم نهایت استفاده را ببرم تا بتوانم یک اثر پرمخاطب بسازم و این کار سختی است.

گروه رادیو و تلویزیون

فاطمه عودباشی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر