همسویی سیاسی و فکری رئیس جمهور با مجلس هفتم این تصور اولیه را برانگیخت که عبور کابینه دولت نهم از مجلس هفتم و فرآیند تشکیل این دولت ، راهی آسان و هموار باشد. علت این تصور بیش از هر چیز تجربه تشکیل دولتهای پیشین بود.
کد خبر: ۸۱۰۳۵
روسای جمهور گذشته در اولین دوره ریاست جمهوری خود ، به آسانی جواز ورود تک تک وزرایشان را از مجالس وقت می گرفتند. ریشه های این تصور چنان قوی بود که سخنان و اظهارنظرهای چهره های شاخص مجلس هفتم درخصوص نگاه نقادانه و به دور از ملاحظات سیاسی و جناحی مجلس به دولت ، از سوی جناحهای رقیب یک تعارف سیاسی تلقی می شد. چرا که به زعم آنان حتی اگر مجلس با دولت همسو نمی بود ، باز هم در نهایت باید منتظر نتیجه ای می بودیم که هنگام معرفی وزرای کابینه دولت خاتمی به مجلس پنجم رخ داد. در آن زمان ، با وجود آن که اصولگرایان اکثریت مجلس را در دست داشتند اما به تمام اعضای کابینه دولت اصلاحات سیدمحمد خاتمی رای مثبت دادند. در بستر این گمانه زنی ها بود که شگفتی شهریورماه رخ داد و 4 وزیر پیشنهادی احمدی نژاد از ورود به کابینه بازماندند و یک وزیر نیز بسختی توانست حدنصاب اولیه آرائ نمایندگان را به دست آورد. در جلسه دیروز مجلس فرآیند تکمیل کابینه دولت نهم 4 مرحله ای شد و با رای منفی نمایندگان به سیدمحسن تسلطی ، باید همچنان منتظر وزیر نفت در چهارمین پیشنهاد رئیس جمهور به مجلس بود. اما دلیل به وجود آمدن این وضعیت و دشواری تکمیل دولت چیست؛
1 ) ساختارشکنی احمدی نژاد شاید یکی از مهمترین دلایل پیچیده شدن این وضعیت باشد. رئیس جمهور می توانست با رجوع به چهره های شناخته شده ، نام آشنا و امتحان داده ، کار خود را در تشکیل کابینه آسان کند اما رویکرد وی به شکستن حلقه چرخش سنتی مدیران و میدان دادن به چهره ها و نامهای تازه که در لابه لای ملاحظات و نگرشهای جناحی و سیاسی گم بودند ، باعث شد نامهایی در فهرست کابینه رئیس جمهور قرار گیرد که نمایندگان مجلس در رای دادن به آنها به دلیل عدم شناخت کافی دچار وسواس و تردید شوند.
2 ) مجلس هفتم و دولت نهم در هدف با یکدیگر مشترک و در انتخاب شیوه رسیدن به هدف با یکدیگر متفاوتند. این تفاوت حداقل در معیارهای رئیس جمهور برای انتخاب کابینه و در معیارهای مجلس برای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی مشهود بود. رئیس جمهور تشکیل تیمی هماهنگ و همدل را مهمترین معیار برای انتخاب اعضای کابینه خود قرار داده است . این رویکرد بیش از همه به خاطر ضعف دولتهای پیشین برای هماهنگ شدن اتخاذ شده است . محمود احمدی نژاد معتقد است وزارتخانه ها نباید مانند جزایر جدا از هم باشند ، بلکه هر یک جزئی از یک فرآیند برای رسیدن به یک هدف هستند. معیار هماهنگی باعث شده رئیس جمهور به سمت چهره هایی برود که برای خود او آشناتر است البته رئیس جمهور اهمیت معیارهای دیگر از جمله تخصص و صلاحیت علمی و اجرایی را نادیده نگرفته است ، اما مجلس معیار تخصص و تجربه مدیریتی و شناخته شده بودن را در اولویت اول برای سنجش صلاحیت وزرای پیشنهادی قرار داده است.
3 ) تعامل مداوم و پیوسته» باید به عنوان اصل اول در خصوص دولت و مجلس باشد. نباید تصور کرد چون دولت و مجلس هر دو در هدف اشتراک نظر دارند و هر دو زیر چتر اصولگرایی قرار می گیرند ، خود به خود بین این دو نهاد تعامل به وجود می آید. دایره مشورت و نظرخواهی بین دولت و مجلس باید وسیع باشد. هماهنگی دولت با مجلس و یا هماهنگی مجلس با دولت به معنای ناهماهنگی در دولت نیست . تیم دولت هر چند که در درون هماهنگ باشد اگر راه تعامل با مجلس را بر خود ببندد ، راه به جایی نمی برد و در آخر با شعارهای بزرگ بر زمین مانده مواجه می شود. در مقابل با توجه به این که دولت مجری مصوبات مجلس است ، اگر مجلس راه تعامل با دولت را ببندد ، پس از 4 سال فقط بر ضخامت بایگانی مصوبات اجرا نشده مواجه می شود و در آخر مردم از هر دوی این قوا روی برمی گردانند و دل به وعده های رقیب می سپارند.
4 ) نقد درون ، آسیب همواره پایدار جریان های سیاسی در ایران بوده است ، طوری که جریان های سیاسی هر موقع به قدرت می رسند ، نقد کردن خود را از یاد می برند. خوشبختانه مجلس هفتم نشان داد چشم بسته و دل سپرده به دولت اصولگرا رای نداد اما باید به هوش و مراقب بود که عیار نقد با وسوسه های سیاسی ناخالص نشود.